رژیم صهیونیستی به دلیل ماهیت جعلی، غاصبانه، جنایتکارانه و سلطه جویانه خود، تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی و منطقه محسوب می گردد و حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان در برابر این رژیم غاصب، صرفاً به مسئولیت انسانی و اسلامی در دفاع از مظلومان و ستمدیدگان و مسلمانان منحصر نبوده و در راستای منافع ملی و امنیت کشور است. با وجود دشمنی که به عنوان بخشی از نظام سلطه کنونی، موجودیت نظام اسلامی و مستقل و حامی مظلومان و مستضعفان و آزادیخواهان را برنمی تابد و مرزی برای دشمنی با نظام اسلامی نمی شناسد که دست داشتن در توطئه های مختلف علیه کشورهای اسلامی شاهدی بر آن است، عقل و منطق حکم می کند که نمی توان از آن غافل شد.

رژیم صهیونیستی به دلیل ماهیت جعلی، غاصبانه، جنایتکارانه و سلطه جویانه خود، تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی و منطقه محسوب می گردد و حمایت های بی دریغ آمریکا از آن و انفعال سازمان ملل در برابر رفتارهای تجاوزکارانه و غیر انسانی این رژیم و نادیده گرفتن حقوق بین المللی و وادادگی برخی کشورهای عربی نیز موجب گستاخی بیشتر این رژیم شده است.  از این جهت دشمنی آزادی خواهان جهان با این رژیم جعلی، به ماهیت این رژیم بر می گردد و حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان در برابر این رژیم غاصب، صرفاً به مسئولیت انسانی و اسلامی در دفاع از مظلومان و ستمدیدگان و مسلمانان منحصر نبوده و در راستای منافع ملی و امنیت کشورهای اسلامی است. با وجود دشمنی که به عنوان بخشی از نظام سلطه کنونی، موجودیت نظام اسلامی و مستقل و حامی مظلومان و مستضعفان و آزادیخواهان را برنمی تابد و مرزی برای دشمنی با نظام های مستقل اسلامی نمی شناسد که دست داشتن در توطئه های مختلف علیه کشورهای اسلامی شاهدی بر آن است، عقل و منطق حکم می کند که نمی توان از چنین دشمنی غافل شد. تصور نادرست از دشمنی رژیم صهیونیستی و نادیده گرفتن عمق تهدید این رژیم، موجب شده تا برخی حمایت از مردم فلسطین را محدود به شرایطی خاصی دانسته و یا سخن از رعایت تقیه و مانند آن در مقابله با این رژیم به میان بیاورند و یا شعار نابودی اسرائیل را عامل مشکل دنیا با ما تلقی کنند.  اما به راستی مرز کنار گذاشتن دشمنی اسرائیل با کشورهای اسلامی کجاست؟ آیا این رژیم به چیزی جز صرف نظر کردن از سرنوشت کشورهای اسلامی و چشم پوشیدن از جنایتها و اقدامات غیر انسانی این رژیم غاصب راضی خواهد شد.؟ آیا اصول انسانی و اسلامی اجازه چنین کاری را به ما می دهند؟ آیا با کوتاه آمدن در برابر چنین دشمن درنده خو و متجاوزی، امنیت کشورمان حفظ خواهد شد یا با تضعیف جبهه مقاومت با دست خود تهدیدهای بیشتری را متوجه کشورمان نموده ایم؟ امروز شاهدیم این رژیم گستاخانه از حمله به تأسیسات هسته ای ایران سخن به میان می آورد، گرچه در سایه اقتدار و قدرت بازدارندگی ایران که در پرتو تقویت محور مقاومت به دست آمده است نه این رژیم و نه سردمداران نظام سلطه جرأت عملی کردن آن را ندارند، اما آیا چیزی جز مقاومت و اقتدار توانسته است جلوی چنین رژیم درنده خویی را بگیرد.؟ رژیمی که روزگاری رؤیای از نیل تا فرات را در سر می پروراند، امروز به برکت محور مقاومت و حمایتهای نظام جمهوری اسلامی ایران در مرزهای اشغالی خود محصور شده و دغدغه حفظ موجودیت خود را دارد. اگر جمهوری اسلامی ایران وجود مشکلات و تهدیدها و فشارها را بهانه برای دست برداشتن از حمایت از محور مقاومت می کرد، آیا امروز تهدیدهای بیشتری متوجه این کشور نبود؟ در دشمنی آشکار رژیم غاصب صهیونیستی با اسلام و ارزش های اسلامی و انسانی تردیدی وجود ندارد و در برابر چنین دشمنی، تقیه معنا ندارد. اگر دشمنی رژیم صهیونیستی مربوط به یک مسأله فرعی بوده که چشم پوشی موقت از آن به اصول و باورهای دینی ضربه وارد نمی ساخت، بر اساس قاعده تقدیم اهم بر مهم، می شد برای کاهش فشار ها از آن مسأله به صورت موقت صرف نظر کرد. اما از آنجا که این دشمنی معطوف به اصل اسلام و باورهای دینی بوده و پایان دشمنی و توقف فشارها آنان تنها در صورتی است که نظام اسلامی دست از اصول و ارزش های اسلامی و سرنوشت مسلمانان بردارد، در این صورت مماشات و کوتاه آمدن در برابر دشمنان با وجود تحمیل فشار و افزایش آن، به هیچ وجه جایز نیست زیرا حفظ اساس اسلام بر همه چیز مقدم بوده و وجود فشار و دشمنی دشمنان دلیل بر دست برداشتن از اصول و ارزش های دینی نمی شود.

رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: «مسأله ‏غزه که شما مشاهده می کنید، این بخشی از ظاهر قضیه است، باطن قضیه عبارت است از این که دستگاه استکبارِ بی‏‌اعتقاد به همه‏ اصول انسانی، مایل است این منطقه‏ خاورمیانه، این منطقه‏ حساس را که پر از ثروت و حساسیت گوناگون جغرافیائی و اقتصادی است، در اختیار بگیرد؛ در مشت بگیرد. وسیله‌‏اش هم اسرائیل غاصب است؛ صهیونیستهای مسلط بر فلسطین اشغالی. مسئله این است. همه‏ این حرکاتی که این چند سال در این منطقه انجام گرفته است - از قضایای لبنان تا قضایای عراق تا قضایای فلسطین - با این نگاه قابل تفسیر و قابل فهم است. مسئله این است که این منطقه باید در مشت آمریکا و استکبار - استکبار اعم از آمریکاست. البته مظهر عمده‏اش، شیطان بزرگ، دولت آمریکاست - قرار داشته باشد. استکبار میخواهد این منطقه را در اختیار داشته باشد؛ در مشت داشته باشد. استکبار این منطقه را لازم دارد و عاملش هم اسرائیل است. همه‏ این داستانها و قضایای این چند سال با این نگاه، تحلیل می شود...اینها میخواهند هیچ عنصر مقاومتی در این منطقه وجود نداشته باشد. اصل عنصر مقاومت را جمهوری اسلامی ایران می دانند. البته این را درست فهمیده‏‌اند. اینجا مرکز مقاومت است. اینجا جائی است که ما اگر هیچ اقدامی هم نکنیم، هیچ حرفی هم نزنیم، خود وجود جمهوری اسلامی به ملتهای منطقه الهام میدهد. یک موجودیتی، یک هویتی که علی‏رغم همه‏ قدرتهای استکباری و به کوری چشم آنها اینجور در این منطقه قد کشیده و روز به روز ریشه‏دارتر می شود؛ روز به روز قویتر می شود. خود وجود این پیکره‏ عظیم و پرشکوه، خار چشم استکبار است و امیددهنده‏ به ملتها. بله، اینجا مرکز مقاومت است؛ در این شکی نیست. دیگران هم از اینجا الهام گرفتند، منتها برای اینکه این مقاومت را در هم بکوبند، حلقه‏ ضعیف را اول هدف قرار دادند؛ دولت مردمی منتخب حماس در غزه. او را مظلوم گیر آوردند؛ او را دارند میکوبند. هر کس در دنیای اسلام، امروز قضیه‏ی غزه را یک قضیه‏ منطقه‏ای و شخصی و محلی بداند، دچار همان خواب خرگوشی‏ای است که پدر ملتها را تا حالا درآورده است. نه، این قضیه‏ غزه، فقط قضیه‏ غزه نیست؛ قضیه‏ منطقه است. فعلاً آنجا نقطه‏ ضعیفتر است، تهاجم را از آنجا شروع کردند و اگر موفق شدند، دست از سر منطقه بر نمیدارند. دولتهای کشورهای مسلمانی که حول و حوش آن منطقه هستند و کمکی که باید بکنند و میتوانند بکنند، نمیکنند، دارند اشتباه میکنند؛ اشتباه میکنند. هر چه در این منطقه میخ اسرائیل بیشتر فرو برود، تسلط استکبار بیشتر بشود، بدبختی این دولتها و ضعف و ذلت این دولتها بیشتر خواهد شد. چرا ملتفت نیستند؟ و دولتها، ملتها را هم دنبال خودشان به ذلت میکشانند. یک دولت ذلیل و مطیع و وابسته، یک ملت را مطیع و ذلیل و وابسته میکند. این است که ملتها باید به خود بیایند.»

نگاه ما به مسأله فلسطین و حل آن، نگاهی منطقی و روشن بر اساس قواعد پذیرفته شده بین المللی است و آن برگزاری همه پرسی برای تعیین سرنوشت مردم فلسطین به دست ساکنان این سرزمین است. رهبر انقلاب اسلامی درباره این طرح فرموده‌اند: «راه‌حلِ‌ّ منطقی راه‌حلی است که همه وجدان‌های بیدار دنیا و همه کسانی که به مفاهیم امروزِ دنیا معتقدند، ناچارند آن را قبول کنند... راه‌حلّ نظرخواهی از خودِ مردم فلسطین؛ همه کسانی که از فلسطین آواره شده‌اند؛ البته آن‌هایی که مایلند به سرزمین فلسطین و به خانه‌ خودشان برگردند. این یک امر منطقی است. این کسانی که در لبنان و در اردن و در کویت و در مصر و در بقیه کشورهای عربی سرگردانند، به کشور و به خانه‌ی خودشان فلسطین برگردند و از کسانی که قبل از سال 1948 که سال تشکیل دولت جعلی اسرائیل است، در فلسطین بوده‌اند - چه مسلمانشان، چه مسیحیشان، چه یهودیشان - نظرخواهی شود. این‌ها در یک نظرخواهی عمومی، رژیم حاکم بر سرزمین فلسطین را تعیین کنند. این دمکراسی است. چطور برای همه دنیا دمکراسی خوب است، برای مردم فلسطین دموکراسی خوب نیست؟!»

نتیجه گیری
رژیم صهیونیستی به دلیل ماهیت جعلی، غاصبانه، جنایتکارانه و سلطه جویانه خود، تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی و منطقه محسوب می گردد و دشمنی کشورهای مستقل اسلامی با این رژیم جعلی، به ماهیت این رژیم و ماهیت اسلامی، حق طلبانه و سلطه ستیزانه کشورهای مستقل اسلامی بر می گردد و حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان در برابر این رژیم غاصب، صرفاً به مسئولیت انسانی و اسلامی در دفاع از مظلومان و ستمدیدگان و مسلمانان منحصر نبوده و در راستای منافع ملی و امنیت کشورهای اسلامی است. با وجود دشمنی که به عنوان بخشی از نظام سلطه کنونی، موجودیت نظام اسلامی و مستقل و حامی مظلومان و مستضعفان و آزادیخواهان را برنمی تابد و مرزی برای دشمنی با نظام اسلامی نمی شناسد که دست داشتن در توطئه های مختلف علیه کشورهای اسلامی شاهدی بر آن است، عقل و منطق حکم می کند که نمی توان از آن غافل شد. در دشمنی آشکار رژیم غاصب صهیونیستی با اسلام و ارزش های اسلامی و انسانی تردیدی وجود ندارد و در برابر چنین دشمنی، تقیه معنا ندارد. زیرا دشمنی این رژیم مربوط به یک مسأله فرعی نیست که بر اساس قاعده تقدیم اهم بر مهم، بشود برای کاهش فشار ها از آن مسأله به صورت موقت صرف نظر کرد. دشمنی این رژیم با کشورهای اسلامی معطوف به اصل اسلام و باورهای دینی بوده و پایان دشمنی و توقف فشارها آنان تنها در صورتی است که نظام اسلامی دست از اصول و ارزش های اسلامی و سرنوشت مسلمانان بردارد، در این صورت مماشات و کوتاه آمدن در برابر دشمنان با وجود تحمیل فشار و افزایش آن، به هیچ وجه جایز نیست زیرا حفظ اساس اسلام بر همه چیز مقدم بوده و وجود فشار و دشمنی دشمنان دلیل بر دست برداشتن از اصول و ارزش های دینی نمی شود.