Back
نقش و جایگاه چین در تحولات آینده افغانستان
نقش و جایگاه چین در تحولات آینده افغانستان
Published: 1391/03/10 19:39News ID: 10370Source: آژانس خبرگزاری افغان ایرکا

اخیرا دیپلماتهای افغان از تلاش این کشور برای امضای توافقنامه همکاری دراز مدت با چین خبر داده اند. معاون وزارت خارجه افغانستان می گوید با توجه به نقش رو به افزایش چین در منطقه، افغانستان در نظر دارد با این کشور و برخی کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای تفاهمنامه همکاریهای درازمدت امضا کند. با توجه به تبدیل شدن چین به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی آسیا و دومین قدرت اقتصادی جهان در همسایگی افغانستان طبیعی است که افغانستان سعی خواهد کرد با این کشور خود را نزدیک کند به همین دلیل قرار است رئیس جمهوری افغانستان در مورد طرح این موافقتنامه در نشست سران سازمان شانگهای، که ماه آینده در چین برگزار می شود، با مقامهای این کشور صحبت کند.
آغاز روابط تاریخی چین و افغانستان به عنوان دو همسایه دیرپا وکهن در این منطقه از جهان را می توان دیدار تاریخی رهبر مانک های چین سوان ژنگ از درهء بامیان در قرن هفتم میلادی دانست. در آن دیدار رهبر وقت چین دو مجسمه بزرگ بودا را که بعداً در سال 2001 توسط طالبان تخریب گردید، تحسین نموده بود.
اما روابط دیپلوماتیک بین دو کشور رسماً در سال 1955 بر قرار شد در آن زمان افغانستان یکی از اولین کشورهای بود که رژیم کمونیستی وقت ماوسوتونگ جانشین حکومت ملت گرا در این کشور را به رسمیت شناخت. در سالهای واپسین چین حکومت طالبان را برسمیت نشناخته و از این رو روابط سیاسی رسمی با افغانستان هم نداشت.
اما در یک دهه گذشته چین در افغانستان حضور فعال داشته و روابط دو کشور رو به بهبود بوده است. پایان حاکمیت طالبان در افغانستان و شکست این گروه در این کشور برای چین یک رخداد مهم بود زیرا چین همانگونه که از تولید مواد مخدر در افغانستان نگران بوده علاوه بر آن آشوب های که هر از چند گاهی در مناطق شن ژین که مسلمانان ایغور در آن به سر می برند،رخ می دهد نیز نگرانی های چین را افزایش میدهد. زیرا ایغورها خواهان استقلال شان از چین می باشند و حضور طالبان می توانست در تحریک این مسلمانان چینی موثر باشد.
از نظر اقتصادی افغانستان سعی می کند که در بخش تجارت و سرمایه گذاری و انکشاف معادن از ظرفیت های بالای چین استفاده نماید که این عمل بسود هر دو کشور خواهد بود. زیرا افغانستان می خواهد با انکشاف بخش معادن به خود کفایی برسد در مقابل چین نیز از این سرمایه گذاری ها در افغانستان سود های کلانی را نصیب خواهد شد. همین اکنون نیز چین پروژه های بزرگ در افغانستان دارد چین میلیاردها دالر را در چندین معدن بزرگ در افغانستان سرمایه گذاری کرده و قرار است طولانی ترین خط آهن را در این کشور اعمار کند.
این سرمایه گذاری ها امیدواری زیادی را در مورد چشم انداز روابط اقتصادی میان چین و افغانستان به میان آورده است بنابراین تردیدی نیست که دو کشور همسایه منافع مشترک زیادی می توانند برای هم تعریف نمایند. معاون وزارت خارجه افغانستان می گوید با توجه به نقش رو به افزایش چین در منطقه، افغانستان در نظر دارد با این کشور و برخی کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای تفاهنامه همکاریهای درازمدت امضا کند.
به نظر می رسد افغانستان در تلاش یافتن حامی قوی در منطقه نیز می باشد. این درحالیست که بر اساس آمار موجود، چین سالانه نزدیک به دو میلیارد دالر ـ معادل نیمی از بودجه سالانه حکومت افغانستان ـ به این کشور صادرات دارد. ولی در مقابل صادارت افغانستان به چین کمتر از صد میلیون دالر است. مسلما به لحاظ اقتصادی همکاریهای درازمدت با چین با ارزش تر و مهمتر از کشورهای دیگر برای افغانستان خواهد بود. چین در بخش معادن، صنعت، ترانزیت، تهیه مواد خام و زراعت/کشاورزی، میتواند نقش موثری در افغانستان داشته باشد.
به نظرمی رسد فضای همکاریهای چین و افغانستان در سالهای آینده نیز همچنان مثبت و سازنده باقی بماند زیرا تجربه ده سال گذشته نشان داده است که چین از روند موجود در افغانستان قویا حمایت نموده و آنرا به نفع خود می داند. به همین دلیل وزیر خارجه چین در کنفرانس کابل اعلام کرد که کشورش از حاکمیت افغانستان حمایت میکند و برای تحقق اهداف مهم و مشترک با افغانستان همکاری می کند.
وی همچنین در این نشست گفت ما یک افغانستان با ثبات و افغانستان مرفه می خواهیم جامعه جهانی باید برای کمک به تامین صلح افغانستان باید متعهد باقی بماند و کمک هایشان راباید برای مردم افغانستان برای ارتقاع سطح ملی ادامه دهند. چین همواره از جامعه جهانی و هم پیمانان غربی افغانستان خواسته است که حمایت خود را از افغانستان شدت ببخشند و در پلان و تطبیق تعهداتشان به این کشور وفادار باشند، کمکهای شان را برای تخصیص زیر بناها در افغانستان به عمل برسانند.
این درحالیست که در یک دهه گذشته کشور چین در مبارزه با مواد مخدر نیز قویا با افغانستان همکار بوده است. اما چین همواره براین نکته هم تاکید داشته است که کمکهای منطقه ای و حمایتهای منطقه ای میتواند نقش بسیار مهمی را در روند باز سازی افغانستان بازی کند. اما به هر روی رشد سریع و فزاینده اقتصادی چین این کشور را در شرائط دشوار اقتصادی غرب به قطب مهم اقتصادی جهان تبدیل کرده است.
از جانب دیگر بازگشت ثبات نسبی در افغانستان و فراهم شدن شرائط نسبی تعاملات اقتصادی بزرگ در منطقه باعث شکل گیری تحولات بزرگ تری در سطح منطقه شده است. آسیای مرکزی در تلاش است از طریق افغانستان به بازارهای جنوب راه پیداکند که به صرفه ترین و کوتاه ترین مسیر ممکن است.
از جانب مقابل پاکستان و هند و همینطور کشورهای دیگر آسیای جنوب وشرق نیازمند منابع غنی انرژی و بازار آسیای مرکزی و قفقاز است. اما تحولات چند دهه گذشته افغانستان همواره مانع تقویت مناسبات تجاری سیاسی میان این دوبخش مهم آسیا شده بود. پروژه بزرگ پایپ لاین تاپی می تواند ظرفیت های بس بزرگی را برای منطقه در جهت تقویت همکاری های اقتصادی فراهم آورد که در این میان هم هند و هم سایر کشور های جنوب وشرق به شمول چین مترصد فرصت اند که بتوانند در چنین پروژه های بیشترین سهم را داشته و بالاترین حد ممکن منافع را بدست بیاورند.
بدست آوردن چنین منافع متضمن آن است که کشورچین روابط خود با بازی گران اصلی در آسیا از جمله افغانستان را تقویت نماید دقیقا به همین دلیل چشم انداز آینده همکاری های چین با افغانستان می تواند روشن باشد. تاپی توانست فرصت های جدیدی را فراروی پاکستان وهند دو دشمن دیرینه اما دوستان اقتصادی در فضای جدید کنونی بوجود بیاورد که توسعه اینگونه همکاری های اقتصادی می تواند به الگوی برای چین نیز تبدیل شود. بنا براین توسعه همکاری های تجاری و اقتصادی چین با افغانستان و سایر کشورهای منطقه در دهه های اینده می تواند به رونق اقتصادی منطقه و شکوفایی آن کمک فراوان نماید و افغانستان در این میان نقطه مرکزی و تلاقیگاه این همکاری ها خواهد بود.
نباید فراموش کرد که افغانستان ناگذیر از آن است که روابط خود با کشور های منطقه و همسایگانش از جمله چین را تقویت کند. اگر افغانستان بتواند یک مسیر امن ترانزیت و تجارت برای جنوب وشمال آسیا باشد؛ این در دراز مدت هم به شکوفایی اقتصادی کشور های منطقه و هم به تامین ثبات و توسعه پایدار در افغانستان کمک خواهد کرد و در این میان چین می تواند بیشترین منفعت را ازاین رهگذر نصیب شود. این درحالیست که ایران نیز در نظر دارد راه آهن ایران، افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان و چین را به هم وصل نماید. بدون شک این در صورتی ممکن است که افغانستان از یک سیاست مولتی لاترال در روابط بین المللی خود پیرویی نماید و در شرائط کنونی هر رویکرد دیگری در سیاست خارجی کشور راهگشا نخواهد بود.