پس از سال 2001 خلیلزاد که بهعنوان نماینده تامالاختیار در امور افغانستان توسط «بوش» رییسجمهور آمریکا انتخاب شده بود؛ یک دغدغه اصلی و تاریخی در ذهن و فکر خود داشت و او در این دغدغه تنها نبود، افراد و اشخاصی؛ چون انوار الحق احدی، اشرف غنی احمد زی، حامد کرزی و... همراهی میکردند.
دغدغه اصلی این شبکه قومی: بازگرداندن سایر اقوام به جایگاه پیشین شان و حاکمیت مطلق پشتونها بر سراسر افغانستان بود. به همین دلیل در قانون اساسی سال 1382 سرود ملی را از فارسی به پشتو تغییر، پرچم ظاهر شاهی را دوباره اعاده، تمام اقوام را در قانون اساسی بهنام افغان درج و نامهای علمی و رتبههای نظامی را دوباره به پشتو باز گرداندند؛ همهای این کارها در چهارچوب برنامهای راهبردی تنظیم شده بود.
این شبکه قومی در تلاش سرکوب سایر اقوام؛ بهویژه تاجیکان زیر رهبری «استاد برهانالدین ربانی و مرحوم مارشال فهیم» بود که پس از 250 سال حاکمیت پشتونها را به چالش کشیده بودند و بازگرداندن آنها به جایگاه قبلیشان، یکی از اولویتهای راهبردی آنان بود.
این شبکه، پس از اتمام مراحل قانونی، طبق آرمان و مرام خود، وارد بازی میدانی شدند.
مارشال فهیم که تمام جهان هستی را از دید عیارانه و روایت دینی خود، سبکوسنگین میکرد، وظیفه در یافت کرد تا اصلاحات در اردوی ملی زیر نام «جمعآوری سلاح؛ دی، دی آر» را آغاز نماید. او نیز دقیقاً مانند امروز در سال 2006 بیش از صدها تن مجاهدان بدخشان و تخار را سبک دوش و خانهنشین ساخت؛ چون از دید خلیلزاد، شمال شرق نسبت گستردگی جغرافیایی و جمعیت منسجم تاجیکان تهدید اصلی بود.
آغاز پنجشیر ستیزی مردم بدخشان و تخار، از همینجا کلید خورد که بعدآ به سایر ولایت سرایت داده شد.
علیرغم مخالفت ضمنی مجاهدین رده دوم نظام؛ اما کسی جرات نمیکرد در برابر تصمیم مارشال مخالفت کند؛ چون در افغانستان نگاه گمراهکننده و نهادینه شده حاکم است مبنی بر این که: هر که در جایگاه مهم دولتی قرار داشت باشد، دانش و فهم بیشتر دارد؛ امری که از بنیاد اشتباه و غلط است.
این تصمیم مارشال یک اشتباه سیاسی وحشتناک بود؛ بهویژه زمانی که تصمیم به واگذاری سلاحهای سنگین گرفت که در واقع ابزار بازدارندگی و قدرت اصلی آنان شناخته می شد. پیامدش را همه مشاهده کردیم که چگونه او را پس از پایان ماموریت اش از صحنه ای معادلات بازی کنار گذاشتند و در فرجام جانش را نیز ستاندن تا زمینه بازگشت هم تباران طالب شان را مساعد ساختند.
انفکاک طالبانی بدخشانی با این جمعیت بزرگ، ادامه همان سیاست به انزوا کشاندن دوران جمهوریت است که حضور تاجیکان را به عنوان یک تهدید به حاکمیت قندهار تعبیر و چنین پاک کاری بزرگ، بدون چراغ سبز خلیل زاد، بعید به نظر می رسد.
با درنظرداشت تجارب تاریخی؛ اگر خرد سیاسی در رهبری طالبان بدخشانی حاکم باشد، بهترین زمان برای مخالفت و به چالش کشیدن این نظام تک قومی و قبیله است؛ و الا بهزودی فصیح الدین و امان الدین به سرنوشت سایر رهبران جامعه تاجیک چون دوران جمهوریت مواجه خواهند شد!
Back
بازیگر اصلی پشت پرده همچنان خلیلزاد است
مارشال فهیم، وظیفه در یافت کرد تا اصلاحات در اردوی ملی زیر نام «جمع آوری سلاح؛ دی، دی آر» را آغاز نماید. این تصمیم مارشال یک اشتباه سیاسی وحشتناک بود.
Published: 1404/03/09 12:0News ID: 115936Writer: جلالیSource: خبرگزاری افغان ایرکا
