Back
برآیند فعلی دانشگاهها در افغانستان
برآیند فعلی دانشگاهها در افغانستان
Published: 1391/09/09 4:58News ID: 12297Source: آژانس خبرگزاری افغان ایرکا

سانحه رویداد اخیر در خوابگاه دانشگاه کابل زنگ هشداری است برای سیاستگزاران حوزهء فکر، فرهنگ و اندیشه کشور؛ چراکه آنچه از یک کانون آموزشی آنهم از نوع عالی آن انتظار می رود آنست که محل تضارب آراء از نوع نرم، منطقی و روشمند آن باشد، نه آنکه به سان گروه عامی و بدوی به جان هم بیفتند و مشکلات فکری شان را از طریق زور بازو حل وفصل نمایند. حتی در جوامع عوام ما نیز چنین امری بی سابقه است و در طول تاریخ افغانستان دیده نشده که به این شیوه برای حل مشکلات و اختلافات فکری و عقیدتی شان تلاش نموده باشند؛ به خصوص در چند دههء اخیر با وجود فراهم بودن زمینه های متعدد نا امنی و آشوب از جمله معدود کشورهایی است که اختلافات مذهبی و فرقه ای شان بسان برخی از کشورهای همسایه به ضرب و شتم و کشتار گروهها و اجتماعات نیانجامیده است و بالعکس بهترین نمودی از تفاهم، مفاهمه، همدلی و همدردی را به نمایش گذاشته اند.
اما حالا چه شده است که کانون تولید فکر و اندیشهء سرزمین مان برای رفع ناسازگاری های فکری شان به چنین رویه های قرون وسطایی روی آورده اند؟ این امر نیاز به بحث دقیق و موشکافانه دارد که در اینجا به عنوان طرح بحث به چند عامل آن اشاره می گردد:
نخستین عاملی که معمولاً در اذهان تبادر میکند مساله دستهای پنهان بیرونی و توطئه کانون های سیاسی مخالف اعم از داخلی و خارجی است که یک امر معمول در افغانستان تلقی میگردد. که با انگیزه ها و علایق مختلف دست به چنین اقداماتی میزنند که البته اثبات چنین عاملی نیاز به شواهد عینی دارد.
اما نفوذ جرایانات عصبیت گرای مذهبی و سلفی در دانشگاهها امری نسبتاً مغفولی است که در این واقعه بیشترباید مورد توجه وتحلیل قرار گیرد. واضح است که انتساب این عامل در این قضیه که جنبهء اختلافات مذهبی داشته قابل انکار نیست . پس باید دید که چه عامل یا عواملی سبب گردیده دانشجویان به سوی اندیشه هایی روی بیاورند که صرفاً از مراکز بسته و دگم برخی از مدارس دینی انتظار میرود؟ آیا دانشگاههای کشور، رسالت تعلیمی، تحقیقی و تولید فکر واندیشهء خود را به خوبی به انجام نرسانده اند؟ یا اینکه در کشوری مثل افغانستان چنین اهداف و رسالتی جزء اشیاء لوکس به حساب می آید و در زمرهء اهداف و وظایف دانشگاهها محسوب نمی گردد؟ که اگر چنین باشد آیا لازم نیست حرکتی نوین و اقداماتی نهضت گونه در اصلاح و معیاری کردن اهداف و رسالت دانشگاهها از سوی نهاد های سیاست گزار و پلان ساز کشور آغاز گردد و همه چیز ازنو پی ریزی شود؟ همهء اضلاع و زوایای مرتبط با درس، تحصیل، پژوهش، دانشجو،پلان های درسی،فضاهای آموزشی و ....مورد بازبینی مجدد واقع گردد، تا هرچه زودترو حقیقی تربه آنچه از یک مرکز آموزش عالی انتظار میرود نزدیک ترشویم و شاهد تضارب آراء و بارور شدن اندیشه های آینده سازان مملکت باشیم تا آنها یاد بگیرند که در خانهء مشترک چگونه باهم زیست کنند و همدیگر را بپذیرند و تحمل کنند؟ مسلماً این هدف امری است که بعد از نقش اولیه معارف صرفاً از عهده دانشگاهها بر می آید.
یکبار دیگر تاکید میشود که آنچه در دانشگاه کابل اتفاق افتاد صرفاً زنگ بیدار باشی است جهت متولیان و سیاستگزاران مملکت که چشم انداز بلند حوزه های مختلف جامعه تا چه میزان در خطر سقوط در دامن جهل و عصبیت قرار گرفته و چشم انداز غبار آلود و نامبارکی را برای آینده کشور ترسیم ساخته است.
محمد مهدی سعیدی ـ هرات