Back
آقای سردار محمد رحیمی استاد دانشگاه: پاکستان برای آمریکا با اهمیت تر از دیگر کشورها
آقای سردار محمد رحیمی استاد دانشگاه: پاکستان برای آمریکا با اهمیت تر از دیگر کشورها
Published: 1391/09/14 8:46News ID: 12359Source: آژانس خبرگزاری افغان ایرکا

چندی پیش محدودیت هایی از سوی کنگره آمریکا بر پاکستان وضع شد که در پی آن اداره باراک اوباما اعلام کرد: این کار باعث می شود پیکار واشنگتن با هراس افکنان و نیروهای مخالف حکومت در افغانستان را به خطر اندازد. اما از طرفی برخی از آگاهان سیاسی از این محدودیت ها که هدف آن ممانعت از آغاز دوباره کمک های اقتصادی افغانستان به پاکستان است حمایت کردند و بر این باورند که هرگونه سازش افغانستان و آمریکا با پاکستان موضع اسلام آباد را در مبارزه با هراس افکنی تغییر نخواهد کرد. در این بین جناب آقای سردار محمد رحیمی استاد دانشگاه نظرات خود را بیان داشت.
جناب آقای رحیمی نظر شما را در باره وضع محدودیت های تازه برای پاکستان از سوی کنگره آمریکا چیست؟
آیا واقا وضع این محدودیت های تازه که بخاطر واکنش به مسدود شدن راه ها در پاکستان بخاطر اکمالات ناتو بوده است اثر گذار خواهد بود؟
آیا نگرانی باراک اوباما و اداره اش درست است که به دنبال آن پاکستان با وضع این محدودیت ها از سوی آمریکا تلاش خود را برای نا امن ساختن بیشتر افغانستان بیشتر خواهد ساخت؟
آمریکا با توجه به مشکلاتی که با پاکستان در مسیر تدارکاتی ناتو برای انتقال تجهیزات خود داشت با توجه به ممانعت هایی که پاکستان بعد حادثه ی کشته شدن سربازانش در مناطق مرزی به وجود آورده بود مجبور شد که بعد ازآن محدودیت هایی را بر پاکستان وضع کند و به تعبیری پاکستان را تهدید کند که اگر با برنامه های ناتو وایالت متحده آمریکا در افغانستان همسویی نداشته باشد، می تواند این تهدیدات تشدیدتر شود.
بنابراین این محدودیت ها از همان زمان وجود داشته است و تا اکنون هم وجود دارد.
با توجه به اقداماتی که پاکستانی ها در مورد برداشتن موانع از مسیرهای تدارکاتی انجام دادند و با توجه به برخی توافقاتی که با آمریکا داشتند، الان اداره آقای اوباما تاکید بر این دارد که باید این محدودیت ها برداشته شود تا زمینه برای تعامل بیشتر با پاکستانی ها فراهم شود تا آمریکا با استفاده از فشار اقتصادی یا توان اقتصادی که در مقابل پاکستان دارد آنرا بیشتر متقاعد کند که همسویی بیشتری با آمریکا و برنامه های صلح و یا برنامه افغانستان داشته باشد.
از این سو کمک های اقتصادی توان اجرایی دولت اوباما را برای فشار بر حکومت افغانستان افزایش خواهد داد. در غیر این صورت پاکستانی ها تاکید بر این دارند که بتوانند اهداف منطقه ای را که پاکستان در خصوص افغانستان دارد در بحث سیاست امور استراتژیک، پایدار باقی بمانند و فشارهایی را بر ناتو و آمریکا در مورد تدارکات ناتو فراهم کنند و مشکلات بعدی ما، ناشی از این بود که مدت ها شاهد این تنش ها در روابط پاکستان و آمریکا بودیم. حتی بعضی از آگاهان صحبت از عمق این تنش ها و دور شدن پاکستان از آمریکا و نزدیکی به رقبای منطقه ای آمریکا مانند چین می کردند. اما آن چیزی که مشاهده می شود این است که آمریکا می داند که پاکستان به عنوان یک کشور مهم در آسیای غربی با سیاست های منطقه ای غرب باید همسو باشد، در غیر این صورت امکان پیشبرد اهداف منطقه ای آمریکا در آسیای جنوب غربی بسیار مشکل خواهد بود.
از این جهت آمریکا خواهان از دست دادن پاکستان نیست، حتی به بهای افغانستان و تلاش می کند تا فشاری که بر پاکستان وارد می کند فشاری باشد که نهایتا منجر به دوری یا قطع روابط پاکستان با آمریکا نشود.
در اینجا اگر کنگره آمریکا محدودیت ها را رفع نکند یا شرایط جدیدی را برای تداوم کمک های سنتی که آمریکا به ارتش پاکستان و دولت پاکستان داشته است به وجود نیاورد طبیعتا پاکستانی ها مبتنی بر این نوع فشارهایی که آمریکا وارد خواهند آورد پاسخ خواهند داد و آن پاسخ می تواند برنامه های امریکا در افغانستان را خصوصا در وضعیتی که بحث خروج نیروهای بین المللی از افغانستان مطرح است تشدید کند.
در صورتی که آمریکا نمی خواهد در روابطش با پاکستان اخلال به وجود آید و در تلاش است تا نزدیکی اش را با پاکستان حفظ کند و همچنین داشتن روابط نزدیک از گذشته تا حال چقدر توانسته است در برنامه های آمریکا در پیکار با هراس افکنان و در راستای صلح کمک و همکاری کند؟
از 1955 که پاکستان با پیوستن به پیمان سنتو نوعی همکاری خود را با امریکا به عنوان متحد استراتژیک کم کم شکل می دهد و پاکستان به یکی از اضلاع قدرت منطقه ای آمریکا در آسیای جنوب غربی تبدیل می شود در مواجهه با وضعیتی که سازمان ملل در آن دوره داشت و در دوره جنگ سرد، می بینیم که باعث شد تا فوق العاده ساختارهای دفاعی ، امنیتی و اقتصادی پاکستان پیوند بخورد به کمک هایی که آمریکا انجام می دهد.
فراموش نکنیم که تولید بمب اتم و ساختن بمب اتم با استفاده از کمک هایی بود که آمریکا به پاکستان برای مجاهدین می داد و این کمک ها را پاکستانی ها برای برنامه های اتم خودشان مورد استفاده قرار می دادند، یعنی برنامه های اقتصادی که در دوره جهاد این وضعیت وجود داشت. الان هم در موضوع مبارزه با تروریسم می بینیم که پاکستانی ها مجبورند در سطح رسمی هماهنگی خودشان را با اداره آمریکا نشان دهند حتی اقدامات ظاهری و نمایشی را برای مبارزه با شبکه های ترورستی انجام می دهند خصوصا اینکه محیط پاکستان خصوصا در مناطق مرزی که در واقع همجوار با افغانستان است، مستعد بنیادگرایی و شیوع شبکه های تروریستی است.
از این منظر پاکستانی ها همواره ابزارهایی را برای نشان دادن به آمریکایی برای اینکه با تروریسم مبارزه خواهند کرد دارند و شبکه هایی هم که مثلا با سیاست های دولت پاکستان یا نظامیان پاکستان مخالفت دارد وجود دارند و اقداماتی را علیه منافع ارتش یا دولت پاکستان انجام می دهند که پاکستانی ها با حمله بر آنها و فشار بر آنها می تواند به آمریکا نشان دهد که در مبارزه با تروریسم همگام است. اما مسئله دیگر اینجاست که پاکستان منافع ملی، حداقل منافع امنیتی خود را در موضوع افغانستان گره زده است به حمایت برخی از شبکه های تروریستی که این ها مخالف حضور خارجیان در افغانستان یا مخالف حکومت افغانستان هستند.
این مساله موضوع را پیچیده می کند. آمریکا برای پیشبرد برنامه های استراتژیک همان گونه که به هند برای توازن با چین نیاز دارد به پاکستانی نیاز دارد که بتواند در موضوع آسیای میانه، در موضوع افغانستان یک جبهه استراتژیک باشد. از آنجایی که انعطاف هند در برابر برنامه های منطقه ای آمریکا بسیار کم است در غرب یک قدرت جهانی است و می تواند در آینده یک تهدید برای آمریکا محسوب شود. اما پاکستان هنوز این ظرفیت را ندارد بنابراین پاکستان برای یک موازنه استراتژیک در مقابله با حتی هندی که در آینده می تواند به عنوان یک نوع رقیبی برای آمریکا در نظام بین الملل مطرح باشد باید حضور داشته باشد. چراکه الان آمریکا به هند نیاز دارد برای مقابله با چین، برای توازن منطقه ای در سطح کلانتری که از جوانب چین و روسیه به شدت آمریکا را از نظر اقتصادی و امنیتی تهدید می کند.
بنابر این هند مناسب است اما در آینده که هند خود به قدرت بالاتری تبدیل شود طبیعتا آن موقع پاکستان می تواند یک موازنه بخش باشد حتی همین الان برای پیشبرد برنامه های آمریکا در افغانستان اگر همکاری پاکستان نباشد به هیچ عنوان موفقیتی حاصل نخواهد بود.
پاکستان چه همکاری هایی با برنامه های آمریکا در افغانستان دارد؟
آمریکا نیاز دارد به اینکه پاکستان را با برنامه ی منطقه ای خود در موضوع افغانستان در منطقه آسیای جنوب غربی همسو بکند اما پاکستانی ها هم الزاماتی دارند. پاکستانی ها از غرب می خواهند که حداقل یک موازنه قدرت، آنها را با هند به یک حالت بالانس تبدیل کند. یعنی به گونه ای نباشد که هند به نسبت پاکستان در سطحی از برتری قرار بگیرد که عملا نقش پاکستان در منطقه آسیای جنوب غرب تضعیف شود یا از بین برود.
بنابر این آمریکا مجبور است که در موازنه ی بین هند و پاکستان امتیازات محدودی به پاکستان بدهد این امتیازات محدود می تواند به نوعی اثر گذاری پاکستان در مسایل افغانستان باشد. چیزی که مورد مطلوب و خاص ما نیست و ما نسبت به این موضوع نگران هستیم.
ناکارآمدی در درون ساختار سیاسی افغانستان باعث می شود تا آمریکایی ها میل پیدا کنند به سمت این که این امتیازات را به پاکستان بدهند بنابراین دولت اوباما اگر می خواهد که پاکستان را به عنوان یک متحد منطقه ای داشته باشد لاجرم باید تلاش کند حجم فشارهای اقتصادی و محدودیت هایی را که کنگره وضع کرده است برای دولت پاکستان خصوصا در موضوع بسته شدن مسیرهای تدارکاتی که تا کنون بخشی از این مسیرها باقی مانده است رفع کند. اگر این محدودیت ها را رفع نکند طبیعتا توان چانه زنی و در واقع دیپلماسی حکومت اوباما بر همسو کردن پاکستان با کشورش کمتر خواهد شد. آن موقع نقش پاکستان در افغانستان نه در همسویی با غرب بلکه به نوعی منفی خواهد بود. پاکستان به دنبال این خواهد بود که افغانستان را به عنوان یک کشور همسو یا در قالب سیاست اموراستراتژیک با خود همگام کند واین همگامی می تواند حتی به نفع قدرت یابی شبکه های تروریستی یا طالبان در افغانستان باشد که برنامه های حکومت اوباما در افغانستان یا دولت آمریکا را در طول 11 سال گذشته بی اثر کند. بنابر این موازنه در نقشی که پاکستان در منطقه می تواند داشته باشد برای آمریکا فوق العاده مهم است به همین جهت مجبور به دادن برخی امتیازات است. کماکان برخی کمک های مالی را داشته باشد، محدودیت ها را رفع کند تا اینکه پاکستان حداقل در بخشی از مسایل سیاست خارجی با آمریکایی ها همسو باشد.
آقای رحیمی در صورتی پاکستان با وجود امتیاز گیری از آمریکا در مسایل افغانستان نخواهد که خواست آمریکا را انجام دهد و در آینده از پاکستان در مسایل منطقه ای آمریکا خواستار کمک شود آن زمان پاکستان با وجود اینکه سال های زیاد از آمریکا کمک های مالی و لوجستیکی دریافت کرده است. آن موقع هم می تواند از فرمانبرداری آمریکا سر کشی کند وچیزی را که خودش می خواهد را انجام دهد؟
من این را می توانم به شدت یا به قوت بگویم که پاکستان نه این که نخواسته باشد، بلکه نمی تواند مطابق خواسته آمریکا عمل کند به این دلیل که مطابق خواست آمریکا عمل کردن توازن منطقه ای هند را به ضرر پاکستان تغییر می دهد. از این جهت پاکستان مقاومت می کند. پاکستان می خواهد که مطابق نگاه های آمریکا در منطقه حرکت کند و همگام باشد با سیاست های منطقه ای آمریکا اما این امکان را در واقع بخش هایی از گروه های نظامی در داخل دستگاه ارتش پاکستان قبول نمی کنند، زیرا آنها می گویند: منافع ملی پاکستان حکم می کند که ما باید نسبت به پاکستان فرادستی خود را داشته باشیم تا بتوانیم از ابزار افغانستان در موازنه منطقه ای علیه هند استفاده کنیم و یا به عنوان یک قدرت منطقه ای حداقل یک حوضه نفوذی داشته باشیم و این حوضه نفوذی ما نه چین است و نه هند بلکه فقط می تواند پاکستان باشد و نه ایران. چون ایران هم یک قدرت منطقه ای است و امکان این که پاکستان بتواند در ایران حوضه نفوذ داشته باشد کمتر است.
بنابر این تمام تلاش شان را روی افغانستان می کنند وقتی تلاش متمرکز روی افغانستان می کنند لاجرم این جا باید با آمریکا بتوانند یک تعامل داشته باشند. چون آمریکا هم افغانستان را حوضه نفوذی خودش و حوضه حضور خودش برای اقدامات استراتژیک تعریف می کند. این دو نوع تعارض بین منافع منطقه پاکستان و آمریکا باعث برخی چالش ها می شود اما در نوع کلانتر پاکستان نیاز دارد به کمک های آمریکا و آمریکا نیاز دارد به نقش پاکستان در همسویی با برنامه های کلان، این همسویی در برنامه کلان منافع منطقه ای آمریکا را حفظ می کند در موضوع افغانستان گفتیم آمریکا به دنبال یک نوع بالانس است. توازنی که بتواند پاکستان را در همسویی با افغانستان متقاعد کند. می تواند در قالب یک برنامه کلان منطقه ای که آمریکا مدیریت می کند، توازن خود را با هند حفظ کند. هنوز من فکر می کنم پاکستان به این تقاعد نرسیده است یا ارتش پاکستان متقاعد نشده است که سیاست های آمریکا می تواند موازنه قدرت را در منطقه مطابق آن چیزی که در دهه 90 وجود داشت به نفع پاکستان حفظ کند، وقتی که افغانستان را در اختیار داشتند به واسطه حضور طالبان یا مجاهدین. من فکر می کنم که این رقابت و کشمکش ادامه دارد اما دولت اوباما ناگزیر است که با استفاده از اهرم اقتصادی و کمک های اقتصادی پاکستان را در واقع ترغیب و یا تشویق کند برای اینکه در سیاست منطقه آمریکا همسو باشد. شما این را در نظر نگیرید که امروز چالش هایی که پاکستان در موضع مبارزه با تروریسم در افغانستان به وجود آورده است کل مساله است بخشی از مساله ساختارهای متناقض با سازه های متناقض در درون افغانستان است که موضع مبارزه با تروریسم و تلاش برای امنیت در افغانستان را ناکام می کند بخش دیگری مربوط به پاکستان می شود، شما می بینید که امروزه علی الظاهر آزادسازی برخی از زندانی ها یا شروع اجلاس گفتگوهای صلح در قطر نشان می دهد که پاکستانی ها در واقع یک نوع مدیریت جدیدی را در بازی های صلح و گفتگوهای صلح پیش می آورند که اینجا یک مقدار حکومت افغانستان عقب است.آمریکایی ها گویا خوشبختانه یا متاسفانه با پاکستانی ها در گفتگوهای صلح به نوعی از توافقات دست پیدا کرده اند که فرادستی پاکستان را در گفتگوهای صلح نشان می دهد و عقب ماندگی حکومت افغانستان در این گفتگوها.
بنابر این پاکستانی ها اگر بخواهند این روند را مطابق خواست حداقلی که آمریکا از پاکستان دارد یعنی امنیت منطقه را با خطر جدی مواجه نکند پیش ببرد ناگزیر به امتیاز دادن است. این امتیاز دادن لازمه اش این است که کنگره محدودیت های مالی که بر پاکستان وضع کرده بود بعد از حادثه مرزی در مورد کشته شدن نیروهای مرزی پاکستان توسط نیروهای ناتو آمریکا رخ داده بود را بر طرف کند.
اگر این محدودیت بر طرف نشود آمریکا با چه ابزاری می خواهد پاکستان را مجبور به همسویی کند؟
به هر ترتیب امروز در نظام بین الملل و دیپلماسی در بین کشور ها حکم میکند که ما بتوانیم از ابزارهای اقتصادی و سیاسی همسویی و جهت دهی استفاده کنیم. آمریکا نمی تواند با تمام تلاش و قدرت نظامی پاکستان را به همسویی مجبور کند. درست است که یک قدرت بزرگ نظامی است اما نباید این را از نظر دور داشته باشیم که توان آمریکا برای به کار بردن قدرت نظامی حداقل در مورد قدرت اتمی به نام پاکستان بسیار محدود است. از این قالب ما اگر فکر کنیم که آمریکا می تواند یا پاکستان می تواند در موضوع افغانستان صادقانه عمل کند یا همسویی داشته باشد یک مقدار ساده انگاشتن است. واقعیت های امنیتی منطقه ای بسیار پیچیده است و پاکستان مجبور است برای حفظ منطقه خودش در موضوع افغانستان در واقع نوعی نگاه مداخله جویانه را داشته باشد این هنر دیپلماسی افغانستان است چه به لحاظ اقتصادی، چه به لحاظ نظامی و چه به لحاظ سیاسی که بتواند موازنه را در همسویی با آمریکا به گونه ای عیار کند که پاکستان مهار شود و نتواند امکان مداخله در افغانستان را بیابد ولی گفتیم که سازه های ناقص درونی و سازه های تنش زا در درون افغانستان از نظر ساختار اجتماعی، قومی و نوع نگاهی که حکومت به اجماع سیاسی دارد باعث شده است تا ما در درون دچار مشکل باشیم و نتوانیم موازنه را در همسویی با آمریکا به عنوان قدرت برتر حفظ کنیم.
تلاش پاکستان بخاطر برابری با هند و خواسته اش از آمریکا بخاطر امتیاز دهی و کمک های اقتصادی، با وجود این کشمکش ها در منطقه به ویژه در هند و پاکستان و از طرفی هم تلاش آمریکا بخاطر تامین منافعش در منطقه وضعیت و سرنوشت افغانستان به کجا می رسد؟
مجموعی از لابی هایی که درمورد افغانستان در کنگره آمریکا وجود داشته است مبنی بر این که در افغانستان یک نوع ثبات، امنیت و یک نوع دموکراسی به وجود بیاید. آنها هر روز تعداد و قوت شان کمتر می شود. معنی اش بسیار خطرناک است، یعنی اینکه کنگره آمریکا به این سمت میل پیدا می کند که با توجه به سازه های متناقض، آشوب زا و همین طور پر از درگیری و تنش در داخل افغانستان که در نتیجه حکومت و مدیریت ناسالم و نادرست سیاسی در افغانستان از طرف حکومت است طبیعتا ما باید امنیت منطقه خودمان را در وجه بالاتر قرار دهیم.ازین منظر پاکستانی ها می توانند اهداف منطقه آمریکا را تا حدی برآورده کنند. حتی به بهای قربانی شدن افغانستان بنابراین روند به گونه ای هست که متاسفانه افغانستان در نگاه سیاست خارجی آمریکا جایگاه خودش را کمتر می کند و دست پاکستان بر افغانستان برجسته تر می شود مگر اینکه ما در درون افغانستان بتوانیم یک اجماع سیاسی و قدرت فرا ملی به وجود بیاوریم تا بتوانیم مهار کنیم سیاست هایی که پاکستان دارد و آمریکا را به سویی که منافع منطقه آمریکا و منافع ملی افغانستان در شرایط منطقه ای حفظ شود جهت دهی کنیم متاسفانه این شرایط هنوز دیده نمی شود.