Back
غزنی مورد بی مهری حکومت
غزنی شهری که در گذشته مهد پرورش بزرگانی بسیاری بوده است که از جمله آن ها می توان به ابوالفضل بیهقی، ابوریحان بیرونی، حکیم سنایی غزنوی، منوچهری و مسعود سعد سلمان اشاره کرد.
Published: 1392/01/27 0:38News ID: 13975Source: خبرگزاری افغان ایرکا

غزنی شهری که در گذشته مهد پرورش بزرگانی بسیاری بوده است که از جمله آن ها می توان به ابوالفضل بیهقی، ابوریحان بیرونی، حکیم سنایی غزنوی، منوچهری و مسعود سعد سلمان اشاره کرد. اما جزر ومد تاریخ بار دیگر رنگ و بوی دیگری به این شهر بخشید و پس از دورانی در فراموشی غزنی بار دیگر توجه جهانیان را به خود جلب کرد و طی مراسمی بعنوان پایتخت تمدن و فرهنگ اسلام به جهان معرفی شد، اما آیا اقداماتی هم برای آمادگی هرچه بیشتر این شهر برای برازندگی عنوان پایتخت جهان اسلام انجام شده است؟
خانم شاه گل رضایی نماینده ی مردم غزنی در مجلس در مورد ایده آل بودن برگزاری مراسم تجلیل از انتخاب غزنی بعنوان پایتخت تمدن اسلام گفت: اجازه دهید قبل از پاسخ به سوال شما از تلاش و درایت نیروهای امنیتی شهر غزنی در تامین امنیت این شهر آن هم در شرایطی که غزنی از لحاظ امنیتی در شرایط حساسی می باشد تشکر کنم.
در مورد این جشن نیز باید بگویم که خوشبختانه بیش از نیمی از نمایندگان مجلس در آن حضور داشتند که این نشان از اهمیتی است که آن ها برای پیشینه ی تاریخی فرهنگ خود قایل هستند. البته تعدادی از اعضای مجلس بزرگان به همراه ریاست محترم این مجلس نیز در این جلسه شرکت داشتند که بسیار جای خوشحالی بود. اما با توجه به اهمیت این جریان مردم غزنی این انتظار را داشتند که شخص رییس جمهور یا نماینده ای از سوی ایشان نیز در این مجلس حضور داشته باشد که متاسفانه این اتفاق رخ نداد.
من این را قبول دارم که شاید مساله غزنی در برابر اولیت های رییس جمهور از اهمیت زیادی برخوردار نباشد اما باید این نکته را هم به یاد داشت که چنین روزها و چنین اتفاقاتی هرروز در کشور رخ نمی دهد و باید اهمیت اینگونه مسایل را نیز در کنار سا یر مسایل حکومتی درنظر گرفت آنهم در شرایطی که همه روزه شاهد اتفاقات ناخوشایند هستیم که روح هر انسانی را آزرده می کند. لذا زمانی چنین اتفاقاتی برای کشور رخ می دهد تا مردم برای زمانی ولو کوتاه بتوانند از مشکلات خود فاصله بگیرند و شرایط کنونی افغانستان را به گذشته ی درخشان فرهنگی آن پیوند دهند باید قدر آن را دانست و اهمیت آن را به خوبی درک کرد.
در رابطه با کیفیت برگزاری این جشن با بیان اینکه نفس برگزاری اینگونه مراسم ها به خودی خود بسیار امیدوارکننده است لازم است که پیرامون نقایص آن به چند نکته اشاره کنم: ابتدا در مورد پوشش رسانه ای این مراسم که می توانست بسیار گسترده تر از چیزی باشد که اتفاق افتاد اما با در نظر نگرفتن ان مساله موضوع میزان استقبال و حضور مردم از این جشن مطرح می شود که باید بگویم ما شاهد استقبال خوبی از طرف مردم بودیم اما به علت وجود مشکلات امنیتی و نیز کمبود فضا متاسفانه نتوانستیم پذیرای همه ی این عزیزان باشیم. اما توقعاتی که پیرامون برگزاری اینگونه مراسم انتظار می رود نیز موضوع مهم دیگری است که برای پرداختن به این قضیه توقعات را به دو بخش تفکیک می کنم، یکی توقعات فرهنگی و شناسایی پیشینه ی فرهنگی افغانستان و معرفی آن به مردم جهان و نیز نسل جوان کشور و دیگری توقعات مربوط به پروژه های انکشافی که در این بخش این انتظار می رفت که ارگان هایی که مسوولیت را برعهده گرفته بودند به خاطر احترام به قسمت مربوط به فرهنگ هم که شده، مسوولیت خود را در حد اعلای آن انجام می دادند و برنامه های مربوط به غزنی را در اولویت کاری خود قرار می دانند که متاسفانه اینگونه نبود و توقعات در این زمینه برآورده نشده است.
ارزیابی خانم رضایی از این که چرا حکومت جدیت لازم را در مورد مساله غزنی نداشته این گونه است: در این رابطه باید بگویم که حکومت از همان ابتدای اختصاص این عنوان به غزنی در سال 2007 این قضیه را جدی نگرفت و اکنون بعد از گذشت 6 سال و رسیدن به زمان موعود بازهم توجه حکومت به این قضیه جلب نشده است. اما این جریان از چند ین لحاظ دارای اهمیت می باشد، صرف نظر اهمیت فرهنگی این جلسه باید این اتفاق یک فرصت طلایی برای افغانستان قلمداد می شد، فرصتی جهت تغییر جهره ی آن در ذهن جهانیان از یک تصویر دهشت و وحشت به یک کشور با گذشته درخشان فرهنگ و تمدن، اما متاسفانه دولت این فرصت طلایی را نادیده گرفته و آنرا صرفا پروژه ای مختص به ولایت غزنی قلمداد کرده است و لذا با پروژه ها ی مربوط به آن همانند برنامه های عادی کشور برخورد کرده است و اگر اقداماتی هم صورت گرفته آن نتیجه ی تلاش های شخص والی غزنی بوده است.
خانم رضایی در مورد نقش خود بعنوان یکی از اعضای مجلس نمایندگان در رابطه با جشن مذکور گفت: کاملا روشن است که وکلا و نمایندگان این توانایی را ندارند که مستقیما در روند تطبیق پروژه سهیم شوند. اما در مورد اقدامات نمایندگان، آنها در نخستین روزهای اعلام این قضیه در سال 2007 در دیداری با رییس جمهور خواستار توجه خاص به مساله غزنی شدند و نیز لزوم تشکیل جلسات متعدد را برای بررسی به این قضیه اعلام کردند.
در زمان تصویب بودجه نیز بنده همواره بحث تخصیص بودجه برای غزنی را مطرح کرده و نیز خواستار این بودم که این قضیه جدا از پروژه های معمول کشور در قالب یک پروژه ی مهم کشوری درنظر گرفته شود.
به طور کل من فکر می کنم انتظاری که از نمایندگان در این رابطه وجود داشته است همانا رساندن صدای مردم به مراجع قانونی و اعمال فشار در محدوده ی صلاحیت های قانونی درنظر گرفته شده برای آنها می باشد.
توضیحات ایشان در این مورد که چرا باید موضوع به این مهمی از سوی وزارت خانه های مسوول بی ارزش انگاشته شود به صورتی که والی ولایت غزنی خود مجبور به اقدام در این زمینه گردد؟
این قضیه نیز به همان مشکل نگاه حکومت ما به چنین مسایلی برمی گردد که در نتیجه ی آن وزارت خانه های ما نیز این مساله را بعنوان یک بحث مهم برای هویت کشور درک نکردند، درحالی که انتظاری که ما از این وزارت خانه ها داشتیم انتظار زیادی نبود بلکه تنها خواهان این بودیم که وزارت خانه ها ما نظر به اهمیت جریان غزنی پروژه های مربوطه به آن را با جدیت بیشتری بررسی کرده و سرعت اجرایی آن ها را بالاتر بردند تا بعنوان مثال پروژه ای که قرار بوده در سال 92 عملی شود در سال 91 به اجرا می رسید تا غزنی تا حدی برای این اتفاق نیک آماده تر می بود.
از ایشان خواسته شد پیرامون فعالیت هایی که ایشان می توانستند به عنوان یک وکیل مجلس در ارتباط با مردم خود غزنی و برای معرفی پیشینه ی درخشان غزنی داشته باشند توضیح دهند: اگر منظور این باشد که فرهنگ غنی ولایت غزنی توسط نمایندگان مجلس به مردم شناسانده شده باشد باید بگویم که واقعا این کار صورت نگرفته است اما در مورد فعالیت هایی که صورت گرفته است باید بگویم که نمایندگان بعنوان پل ارتباطی بین مردم و مراجع قانونی و در راس ریاست محترم جمهور کشور نقش خود را ایفا کرده اند. از نمونه های دیگر نیز حضور دو نماینده ی باصلاحیت ولایت غزنی در تمام جلسات مربوطه به این ولایت و نیز موفقیت های نمایندگان پارلمان در گرفتن بودجه را می توان نام برد. گرچه اغلب این بودجه ها به علت بی کفایتی حکومت در جای درست آن به مصرف نرسیده است. لازم است بگویم بنده شخصا همواره در مورد ناملایمت هایی که نسبت به ولایت غزنی صورت گرفته است اعتراض کرده ام همان طور که بسیاری از نمایندگان پارلمان نیز چنین کرده اند و سند و شواهد این اعتراضات در رسانه ها موجود می باشد.
خانم رضایی در فاصله زمانی شش ماه مانده به برگزاری مراسم اصلی این اتفاق با شکوه از طرح ها و برنامه های خود می گوید: طرح ما در این باره کاملا مشخص بوده است به این شرح که در زمینه ی تخصیص بودجه از وزارت خانه های مربوطه خواسته ایم که پروژه هایی چون پروژه ی کمپلکس ثقافت اسلامی که از پروژه های مهم کشور محسوب می شود و اکنون بصورت نیمه تمام رها شده است را در اولویت برنامه های خود قرار دهند. پیشنهاد دیگر این که در صورت کمبود بودجه در نشستی که همه ساله در وسط سال برای بررسی پیشرفت ها صورت می گیرد در زمینه ی پروژه هایی که دچار کمبود می شوند بررسی صورت گیرد و نسبت به در دست گرفتن پروژه های مهم کشور تصمیم گیری شود تا سهم مربوط به سال 2013 برای غزنی با تشخیص اولویت های پروژه ها روشن شود.
در خاتمه باید بگویم مسلما انجام کاری که باید در جریان این 6 تا 7 سال صورت می گرفت، در این فرصت شش ماهه غیر ممکن خواهد بود، اما چیزی که در حال حاضر امکان انجام دارد همانا تکمیل بحث کمپلکس ثقافت اسلامی و نیز پروژه هایی است که در زمینه شناساندن پیشینه ی فرهنگی ولایت غزنی باید صورت گیرد.
سروش