Back
فمنیسم و پیامدهای جنسی آن
نظام فکری اسلام در طول 14 قرن پر فراز و نشیب متعالی ترین الگوی زندگی فردی – اجتماعی را در اختیار بشریت قرارداده است. نگاه الهی موجب شده است تا این نظام فکری در تقابل مستقیم با نظام اومانیستی حاکم بر غرب از کارآمدی و پویائی راهبردی برخوردار باشد.
Published: 1393/02/10 21:36News ID: 19476Source: خبرگزاری افغان ایرکا

<div style="direction: rtl;"> نظام فکری اسلام در طول 14 قرن پر فراز و نشیب متعالی ترین الگوی زندگی فردی – اجتماعی را در اختیار بشریت قرارداده است. نگاه الهی موجب شده است تا این نظام فکری در تقابل مستقیم با نظام اومانیستی حاکم بر غرب از کارآمدی و پویائی راهبردی برخوردار باشد. </div>
<div style="direction: rtl; ">فمنیسم و استفاده جنسی ابزارمحور از زن از جلوه های عینی این نظام فرد گرای متکی به سرمایه داری است. در نگاه اسلام زن موجودی احیا گراست که نقش بنیادینی در بازآفرینی ارزش های انسانی و حاکمیت اخلاق و انسانیت در مناسبات بشری و تمدنی دارد.در عین تبلیغات سوء غربی ها توجه اساسی به تثبیت بنیان خانواده وممارست هوشمندانه برای حفظ کیان آن از مسئولیت های بی بدیل یک زن مسئول اندیشمند است. </div>
<div style="direction: rtl; ">نظام اومانیستی در سایه یک نگاه فرودستانه به زن و نقش کلیدی آن در اصلاح کج اندیشی های اجتماعی سبب شده است تا جوامع غربی حقوق فرضی ناسازگارانه ای برای زن قائل شده و به بهانه دفاع از این حقوق غیر واقعی به ترویج فمنیسم بپردازند. </div>
<div style="direction: rtl; ">ارزش گذاری غیر حقیقی بر مفهوم زن و مبدل کردن یک هم زیستی مشترک انسانی میان زن و مرد به یک هم زیستی صرف جنسی و حذف نمودن مسئولیت های حقوقی – عاطفی زوجین در قبال یکدیگر از مبانی عملی فمنیسم است.</div>
<div style="direction: rtl; ">غیر قابل انکار است که عدم درک صحیح نظام اومانیستی ازظرائف وجودی زن موجب شده است تا غرب در مواجهه با موضوع زن به شکلی افراطی به بیراهه برود. در حال حاضرغرب می کوشد تا برهنگی جنسی زنان را از مظاهر تمدن صنعتی معرفی کرده و انحطاط اخلاقی –جنسی زنان را معادل رشد معنوی بیان دارد. القا ضرورت وجود نگاه جنسی از سوی جامعه به زن بزرگترین خیانت نظام سرمایه داری به جوامع بشری و عملا لگدمال کردن شخصیت زنان است. در حقیقت غرب کوشش دارد تا در قالب برنامه های شبه فرهنگی مناسبات اجتماعی جوامع اسلامی را تحت سلطه خویش درآورده و در سایه تهاجم نرم تئوریزه شده فساد و فحشا را به نام تمدن صنعتی بر جامعه زنان مسلمان تحمیل نماید. در حال حاضر فمنیسم با دستمایه روشنفکری پرچمدار این تهاجم ناملموس به جوامع اسلامی است. در یکصد سال اخیر روابط میان زنان و مردان غربی به شدت تحت تاثیر سیستم اومانیست محور غربی ها دستخوش تحولات ویرانگری شده است. </div>
<div style="direction: rtl; ">حاکمیت فمنیسم که ریشه در لذت جوئی و لاابالی گری مدعیان آن دارد بطور ذاتی فساد محور بوده و پیامدهای ناخوشایندی برای جوامع غربی در پی داشته است. شکست انقلاب جنسی دهه 1960 میلادی که سعی داشت در سایه آزادسازی زنان از قید و بندهای یک زندگی سالم خانوادگی و تامین اسباب تنوع طلبی جنسی مردان هوس ران را فراهم نموده و از سوی دیگر به بی بندو باری زنان و مردان مشروعیت بخشد حکایت از آن دارد که تلاش غرب برای در هم شکستن حریم اخلاق و ارزش های انسانی وترویج روابط جنسی دور از قواعد اخلاقی از قبیل هم جنس گرائی محکوم به شکست است. این انقلاب جنسی تلاش داشت با توسل به تئوری لزوم بازگشت به طبیعت و ضرورت احیا اجتماعات اشتراکی (کمون های ماقبل تاریخ) برده داری نوین جنسی زنان را مجددا رسمیت بخشد. </div>
<div style="direction: rtl; ">به هر حال ترویج هم جنس گرائی و رسمی نمودن ازدواج هم جنس ها در قوانین مدنی کشورهای غربی به بهانه درهم شکستن ساختارهای مرد سالاری از تبعات انقلاب جنسی مذکور است.در حال حاضر افسردگی روحی ،سرخوردگی افراد و به خطر افتادن بهداشت جسمی –روانی جامعه ،تشدید خشونت های جنسی ،شیوع سادیسم جنسی از تبعات این انقلاب متاثر از لذت جوئی مردان بشمار می رود.</div>
<div style="direction: rtl; ">بازبینی پیامدهای فمنیسم در غرب و تحلیل جامعه شناختی آن نشان می دهدکه دور کردن زنان از جایگاه اصیل انسانی ، خانواده ستیزی ، تضعیف و فروپاشاندن نهاد خانواده ، آسیب دیدن کودکان در جریان فروپاشی کانون خانواده ، محروم نمودن زنان از حقوق اصیل زنانه و گسترش پیامدهای منفی اخلاقی از روشن ترین پیامدهای حاکمیت تدریجی این نظام منحط فکری در جوامع غربی بوده است. تحقیر و تقبیح نقش مادری ، تاکید بی مبنا بر سقط جنین، دفن عفت فردی و اجتماعی در چاله فمنیسم، انکار ارزش های اخلاقی و هنجارهای اجتماعی ،کم رنگ شدن اخلاق در خانواده از دیگر پیامدهای بارز فمنیسم است که در حال حاضر غرب را با بحران های عمیق اجتماعی مواجه نموده است. بن بست تنها راه فراروی اومانیسم و انسان گرائی غیر الهی است.</div>