Back
امام خمینی و رویارویی با صهیونیسم
شیوه و راه امام خمینی - رحمه الله - همچنان چراغ راه تمامی مبارزان و مجاهدان برای رسیدن به آزادی و آزادسازی خواهد ماند، و روزی که مسلمانان در قدس نماز پیروزی را به پا می دارند، روح امام بزرگترین روحی خواهد بود که در آنجا حضور خواهد داشت، چرا که آن روز نه اشغالگری خواهد بود و نه صهیونیسم.
Published: 1393/03/13 17:30News ID: 20091Source: خبرگزاری افغان ایرکا
<p style="text-align: justify;">سلام بر صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) سرور و سالار زنان جهان، جگرگوشه پیامبراکرم - صلی الله علیه و آله - و جان دل او، مادر امامان معصوم - علیهم السلام -، کسی که خداوند از برای رضای او خشنود و از برای خشم او خشمگین می شود، بانویی که امام راحلمان درباره اش فرموده اند: آن موجود ملکوتی که در این جهان به صورت انسان تجلی کرده، و زنی که، به معنی فراگیر و کامل، یک زن و انسان کامل، بوده است. و سلام بر نواده بزرگ او، آن سلاله کوثر، شخصیت استثنایی تاریخ، هدیه و نعمت بزرگ الهی به امت عصر حاضر، زنده کننده دین، بنیانگذار قیام مستضعفین، امام انقلابیون و مجاهدان، حضرت روح الله الموسوی الخمینی قدس الله نفسه الزکیه.<br />
اما بعد...<br />
امام از همان آغاز نهضت مبارک خود، دیدگاه روشن وصریحی را در مورد صهیونیسم و رژیم آن (اسرائیل) و میزان خطرهایی که بر امت وارد می آورد را بیان کرده و روش علمی و قاطعی را جهت مقابله با این خطر تاریخی که امت را تهدید می کند، فرا روی ما قرار داد. امام از همان آغاز نهضت خود نقطه نظرهای مبارزاتی خویش را اعلام کرده و تمامی امکانات خود را در جهت عملی کردن آنها به کار گرفت، و بالاتر از آن، اینکه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی او در ایران و بازتابهای این پیروزی بزرگ و معجزه آسا، در سراسر جهان و به ویژه در منطقه ما، نهضت ضد صهیونیستی را وارد مرحله دیگری کرد. به طوری که می توانم مدعی شوم که پیروزی این انقلاب بزرگ سرآغازی برای نابودی رژیم اشغالگر و فاسد اسرائیل بوده است. این رژیمی که به رغم فراهم شدن شرایط سقوط و اضمحلالش، در ظاهر همچنان دارای ثبات سیاسی و عمومی بوده و خود بر دیگران اعمال سلیقه می کند.<br />
برای اینکه در مقدمه سخن خود زیاده روی نکنم، مایلم که دیدگاه و شیوه امام در این زمینه را بیان کرده و در برخی موارد ارتباط میان دیدگاه نظری و شیوه عملی ایشان را بیان کنم.<br />
نخست: امام اسرائیل را ساخته و پرداخته قدرتهای بزرگ دانسته و معتقد بود این رژیم پایگاه نظام استکبار است که در مرکز جهان اسلام احداث شده تا در خدمت تمامی طرحهای مستکبران در چیره شدن بر کشورها و امت ما به کار گرفته شود. به طوریکه منافع استعمار دیرینه و طمعکاریهای یهودیان صهیونیسم در این نقطه به یکدیگر رسیده و این فرزند نامشروع را بر سرزمین اشغال شده فلسطین به وجود آورد، و پس از آن برپایی دولت اسرائیل را اعلام کرد. همان رژیمی که امروز مورد حمایت و پشتیبانی سرکرده استعمار نوین و وارث استعمار کهن یعنی آمریکا قرار گرفته و کاملاً سیاست برتری کمی و کیفی اسرائیل را در منطقه اعمال می کند تا در مقابله با کشورهای عرب منطقه و سراسر جهان اسلام برتر بماند و از سوی دیگر نیز تمامی امکانات قدرت و مقاومت را در اختیار اسرائیل قرار می دهد و کار به جایی می رسد که اسرائیل به خاطر جنایتهایش در الجلیل و قانا محکوم می شود اما آمریکا این محکومیت را در شورای امنیت وتو می کند.<br />
در مورد روابط موجود میان آمریکا و اسرائیل گفته ها و نوشته های زیادی ارائه شده است تا جایی که برخی مدعی شده اند که جنبش صهیونیسم در حقیقت، خود به دولتمردان آمریکا خط می دهد و دولتمردان آمریکا خود مغلوب و فرمانبر گروه فشار یهودی موجود در واشنگتن شده اند. به طوریکه برخی از پیروان این ایده به این نتیجه رسیده اند که برای رهایی از این مشکل می بایست یک گروه فشار عربی و یا اسلامی در آمریکا تشکیل داده شود.<br />
اما.... این به معنی تلف کردن وقت و تلاشهای انجام شده است. چون یکی از ایده های تشکیل چنین گروهی، این است که می گوید برای آزادسازی سرزمین و مقدسات خودمان در فلسطین، سوریه و لبنان باید ابتدا واشنگتن را از سلطه گروه فشار صهیونیستی درآورد!!... و این خود اوج بیهودگی افکار و آرزوهای متفکران و پژوهشگرانی است که ایده آنان سرشار از ایده ها و گرایشهای غربی بوده و اینکه آن را برای فرار از عقب نشینی از عرصه مبارزه مطرح می کنند.<br />
امام در دیدگاه خود نسبت به اسرائیل بسیار روشن و صریح بود. او اسرائیل را دست پرورده و فرزند نامشروع آمریکا می دانست که هر وقت بخواهد آن را برای به کارگیری طرحهای سلطه جویانه و استکباری خود به کار می گیرد. به عبارت دیگر اسرائیل پلیس آمریکا در منطقه ما بوده و جنبش صهیونیسم در خدمت طرحهای استبدادی آمریکا در منطقه می باشد. البته این حقیقت نیز به نوبه خود به طور همزمان امیدها، آرزوها و طمع کاریهای یهودیان و صهیونیسم را نیز جامه ی عمل می پوشاند چون آنان همواره در خدمت شیطان و این آرزوها و طمعکاریهای او بوده و هستند.<br />
این دو برداشت متفاوت از جوهر روابط آمریکا و اسرائیل، نیاز به شیوه عملی متباینی در برخورد با آمریکا دارد که می توان به چند نوع آن در زیر اشاره کرد:<br />
الف ـ کشورهای عربی و اسلامی و ملتهای آنان باید پیش از هرچیز آمریکا را مسئول تمام اشغالگریها، تجاوزها، کشتارها و جنگ افروزیهای روزانه اسرائیل دانسته و تأکید کنند که مسئول و عامل نادیده گرفتن حقوق بشر، آن هم در موارد زیاد و هولناک توسط این رژیم آمریکا است.<br />
ب ـ این کشورها و ملتها باید آمریکا را دشمن شماره یک و حقیقی خود دانسته و در حقیقت این آمریکا است که به وسیله دست پرورده اش اسرائیل، با ملت ما وارد منازعه و جنگ شده است.<br />
ج ـ هرگونه حکمیت و مرجعیت آمریکا را رد کرده و با تمامی اقداماتی که ایده ی مطرح کردن آمریکا به عنوان میانجی و یا داور بی طرف حمایت می کند، مخالفت کنند، چگونه آمریکا می تواند داور باشد در حالی که دشمنی است که هرگز رحم نمی کند و در تجاوز هیچ تردیدی نمی کند.<br />
د ـ تدوین طرحی برای مقابله با شیطان بزرگ که هم اکنون تمامی قدرتهای استکباری در آن خلاصه می شوند، و باید دست آنان از مراکز تصمیم گیری، ثروت و کشور ما کوتاه گردد تا بتوان نبرد را با عامل آن در منطقه «اسرائیل» به نفع خود تمام کنیم، و این همان مطلبی است که امام در طول عمر مبارک خود به آن دعوت می کرد.<br />
دوم: امام اسرائیل را غده سرطانی نامید، و طبیعی است که غده سرطانی خود و بدن را فاسد می کند و به نقطه معینی محدود نمی شود بلکه تا آنجایی که می تواند پیشروی می کند و این به معنی آن است که اسرائیل می خواهد جامعه های ما را فاسد بکند، ملتهای ما را بکشد و بدون هیچ حد و مرزی به توسعه طلبی خود ادامه دهد. امام معتقد بود که آرزوها و طمع کاریهای اسرائیل بسیار فراتر از نیل به فرات است و این طمع کاریها و توسعه طلبی های اسرائیل همگام با قدرت طلبی، کنترل بر منطقه و غلبه بر آن بیشتر و بیشتر می گردد. به همین جهت است که امام خطر اسرائیل را محدود به ثروتهای طبیعی و سرزمین محدود نمی دانسته و می گفتند اسرائیل تمامی ارزشهای انسانی، دینی و فرهنگی تمدن اسلامی را نیز تهدید می کند.<br />
بر اساس همین دیدگاه است که امام شیوه ی عملکرد و برخورد با اسرائیل را مشخص کرده و می فرماید: اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود، این غده سرطانی باید از بیخ درآورده شود. چون هرگز نمی توان در برابر سرطان ساکت ماند و زندگی هم نمی توان با آن کرد، چه رسد به خطرها و تهدیدهایش که جز با درآوردن ریشه های آن برطرف شدنی نیست، هرچند این کار دردناک باشد و برای ما گران تمام شود.<br />
سوم: از دیدگاه امام، مسأله قدس تنها به فلسطینیان و اعراب محدود نمی شود بلکه مسأله تمامی امت اسلامی است، مسئولیت ملتها، دولتها و دیگر طبقات جامعه های اسلامی است و به همین دلیل است که بزرگترین روز را در بزرگترین ماه، یعنی آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را برای آن انتخاب کرده و آن را روز جهانی قدس نامیده و فرمود این روز، روز فلسطین و اسلام است. امام با این موضعگیری خود مسأله قدس را به جایگاه طبیعی و تاریخی خود در منازعه موجود با صهیونیسم بازگرداند و توانست آن را از چنگ کسانی که آن را محدود به مسأله فلسطین می دانستند آزاد کند. چرا که هیچ مسلمانی در این جهان نیست که بپذیرد قدس بخشی از اسرائیل بوده و یا سندی را امضاء کند که بر اساس آن قدس پایتخت اسرائیل معرفی شود، این مسلمان خواه خود حاکم و فرمانروا باشد، یا به نمایندگی از سازمان و یا گروهی باشد چه رسد که یک ملت باشد چنین سندی را امضاء نمی کند. آری تا زمانی که این ملت بویی از روح و عزم خمینی در میان خود دارد هرگز قدس بخشی از اسرائیل نخواهد شد.<br />
از سوی دیگر امام مسأله قدس را به عنوان محور و زمینه ای برای وحدت و همبستگی ملتهای عربی و اسلامی مطرح کرد، تا در میان ملتها زنده، محترم و شایسته و عزیز بماند. مردم اگر هم در بسیاری از موارد با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند اما در مقابله با اشغالگران و متجاوزان، تمام اختلافات را کنار زده و با یکدیگر متحد گشته و تمام نیروهای خود را در جنگی سرنوشت ساز به کار می گیرند. مقابله با صهیونیسم و مقاومت در برابر اشغالگران اسرائیلی که سرزمین ما را اشغال کرده است، مهمترین عاملی است که می تواند تمامی نیروهای امت ما و جریانهای مختلفش را حول یک محور سرنوشت ساز جمع آوری کند و چنانچه در همبستگی حول چنین محوری ناکام بمانیم محققاً در متحد شدن حول محورهای دیگر ضعیف تر و ناکام خواهیم بود.<br />
چهارم: امام همواره تأکید می کردند که بازپس گیری مقدسات و برکندن این غده سرطانی هرگز از راهها و مانورهایی سیاسی تحقق نمی یابد و باید با تفنگهایی که بر ایمان تکیه دارد، انجام شود. امام روش جهاد و مبارزه را با قدرت تمام به عنوان تنها راه حل پایان داد به نزاع، مطرح کردند. این طرح امام، عملکرد جمهوری اسلامی ایران و اقدامات عملی جنبشهای جهادگر لبنان و فلسطین، دشمن صهیونیستی را در برابر نوع دیگری از رویارویی که منحصر به فرد است قرار داده است.<br />
خانمها آقایان ... هرجنگی جهاد نیست و هر کشته ای شهید نمی باشد. تنها نبرد در راه خدا جهاد و کشته این راه شهید است. نبردی را که امام با اسرائیل آغاز کرد پیش از آن که در شکل و شیوه خود با طرحهای گذشته تفاوت داشته باشد از لحاظ ماهیت، جوهر و محتوا با آنها تفاوت دارد. به عنوان مثال مقاومت اسلامی که در لبنان مبارزه و از خودگذشتگی می کند خود در راه و شیوه این امام همام گام بر می دارد و از تفکر ایشان الهام می گیرد و به همین دلیل است که جنگ آن از لحاظ ماهیت و جوهر با دیگر جنگها متفاوت است. بردی است در راه خدا و هدف از آن جلب رضایت خدا و عشق به لقاء الله است. جنگ عارفان شب و مشتاقان وصل یار، مقاومت کسانی است که با مرگ انس یافته و آن را شیرین تر از عسل می دانند. مقاومت صاحبان دلهای آرام گرفته ای است که هرگز چیزی از حرص و طمع به دلهایشان راه نمی یابد، این مقاومت شعارش، محتوایش، فرهنگش، نفسهایش، عاطفه هایش، دوستی اش، دشمنی اش، رضایتش، خشمش، اندوهش، شادی اش، والائیش، اطمینانش، عزمش، خونش و تمام عناصر تشکیل دهنده جوهر آن از نوع دیگری است.<br />
این مقاومت که امام آن را در این دوره به وجود آورد، عزیمت، صبر و امید به ظهور حجت حق حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - که خداوند ظهور او را در قرآن وعده داده است، به همراه خود دارد و چون اینچنین است امام دو سال پیش از رحلت ملکوتی خود درباره اش فرمودند: جهاد حزب الله لبنان خود حجت خداوند است بر تمامی علمای جهان اسلام!!...<br />
این تجربه ما شیوه عملی امام را تحقق بخشید که می فرمود یک گروه اندک که مؤمن بوده و بر خدا توکل کرده است می تواند قدرتمندترین ارتش خاورمیانه را شکست دهد و می تواند آن را به ذلت نشانده و مغلوب کند و افسانه شکست ناپذیری آن را از بین ببرد. چه رسد به اینکه طرف این جنگ امت بزرگ، مقتدر و میلیونی باشد. امام هنگامی که فرمود: اگر هر مسلمان یک سطل آب بر اسرائیل بریزد، سیل آن را از جا خواهد کند مبالغه نمی کرد.<br />
برادران و خواهران عزیز ... امروز در یکصدمین سالگرد تولد امام، روح ایمان و مسئولیت شما را به کمک می طلبم، امروز در میان شما هستم، تا از میان شما این امت را مورد خطاب قرار داده، و ندای رسای امام را که در طول چندین دهه عمر شریف خود آن را مورد تأکید قرار داد، تکرار کنم.<br />
امروز فلسطین در معرض خطرناکترین تسویه حسابها و تحریف تاریخ قرار گرفته است. قدس هر روز بیش از روز پیش به سوی یهودیان کشانده می شود. هر روز یک شهرک یهودی نشین در آن ساخته می شود مسجد الاقصی نیز در معرض خطر تخریب، آتش زدن و از میان رفتن قرار دارد...<br />
برادران و خواهران عزیز... امتی که شرکت «والت دیزنی» آمریکا را فراری دهد، یهودیان صهیونیست نه قدس را برای آن خواهند گذاشت، و نه مسجدی و نه کلیسا و نه کرامتی!!...<br />
... انقلاب اسلامی ایران و جمهوری گرانقدر آن از همان آغاز پیروزی، تمام صهیونیستها و وابستگان به آنان را از خاک خود بیرون رانده و پرچم فلسطین را به جای سفارت اسرائیل در تهران برافراشت و خود را در کنار ملتها و دولتهای عربی در مقابله با اسرائیل قرار داد و تا کنون همان شیوه امام و راهش را با پیروی از رهبری ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (دام ظله) ادامه داده و مشکلات و فشارهای مختلف و دردهای فراوانی را به خاطر این موضعگیری عقیدتی خود، در برابر مسأله فلسطین و قدس، تحمل می کند. همچنین در منطقه ما، ایستادگی و مقاومت در سوریه، و جایگاهی برای مبارزه و شهادت در لبنان و فلسطین وجود دارد. امت نیز همچنان قادر است امیدها و اعتماد به نفس را به دست آورده و پیروزی را از آن خود کند.<br />
من به نام امام، و به نام تمامی مقدساتی که به آنها ایمان دارید از شما می خواهم تا مقابله با صهیونیسم و اسرائیل را در رأس اولویتهای خود قرارداده و با همت خود نیرنگ و دروغهای آمریکا و صهیونیسم را فاش کرده و تمامی موانع ترس زا و شک آلود را کنار زده، تلاشها و نیروهای خود را وحدت بخشید تا امید و وصیت امام جامه ی عمل پوشد.<br />
و سرانجام ... شیوه و راه امام خمینی - رحمه الله - همچنان چراغ راه تمامی مبارزان و مجاهدان برای رسیدن به آزادی و آزادسازی خواهد ماند، و روزی که مسلمانان در قدس نماز پیروزی را به پا می دارند، روح امام بزرگترین روحی خواهد بود که در آنجا حضور خواهد داشت، چرا که آن روز نه اشغالگری خواهد بود و نه صهیونیسم.<br />
* سید حسن نصرالله- ایدئولوژی رهبری و فرآیند انقلاب اسلامی, ج 2, ص473-479</p>