Back
«شاهباز لامکانی یا علی موسی الرضا»
اشعار نغز بانوان اهل سنت و شیعه کشورمان در وصف امام رضا(ع)
توصیف پیامبر اسلام(ص) و خاندان پاک آن حضرت در شعر شاعران کشورمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اغلب شاعران افغانستانی در توصیف خاندان عصمت و طهارت و در مناسبت های خاص مذهبی اشعار نابی سروده اند.
Published: 1393/10/02 23:57News ID: 23647Source: خبرگزاری افغان ایرکا

<p style="text-align: justify;">توصیف پیامبر اسلام(ص) و خاندان پاک آن حضرت در شعر شاعران کشورمان از جایگاه ویژهای برخوردار است و اغلب شاعران افغانستانی در توصیف خاندان عصمت و طهارت و در مناسبتهای خاص مذهبی اشعار نابی سرودهاند.<br />
در سالروز شهادت امام رضا(ع) چند سروده از بانوان سنی و شیعه کشورمان که احساسات پاک و لطیف خود را در توصیف پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) به کار بستهاند، میخوانیم.<br />
«صفیه بیات» از شاعران جوان کشور در سال 1361 خورشیدی در کابل به دنیا آمد و مدتی بعد به ایران مهاجرت کرد و در رشته جامعهشناسی از دانشگاه فردوسی مشهد فارغالتحصیل شده و در حال حاضر در هلند زندگی میکند.<br />
«در حرم» عنوان غزلی از این بانوی افغان است که در هلند سروده شده است:<br />
<strong>دو قطره اشک دو چشم غریب در حرمت<br />
صدای خواندن اَمَّن یُجیب در حرمت<br />
نشسته کنج بهشتت چه ساکت و آرام<br />
چقدر پر شده از عطر سیب در حرمت<br />
دلش گرفته از این روزگار و هجرت و درد<br />
روا مدار شود بینصیب در حرمت<br />
غریبتر شده حالا و دور دور از تو<br />
غریب حال و هوای عجیب در حرمت<br />
دلم کبوتر صحنت، پریدهام تا تو<br />
بگیر دست دلم را طبیب در حرمت<br />
</strong>«عایشه درانی» از شاعران نامآور اهل سنت کشورمان است که در سده یازده قمری، در خانواده که منتسب به سلسله حاکم «درانی سدوزایی» به دنیا آمده است.<br />
در دیوان وی قصاید فراوانی در وصف پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت(ع) و یاران پیامبر اسلام و حضرت فاطمه زهرا(س) به تعبیر خودش «پنجتن» و «دوازده امام» وجود دارد که نشان از علاقه وی به خاندان اهلبیت(ع) است.<br />
یکی از قصایدی که در دیوان وی دیده میشود، شعری است که در ستایش امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) سروده شده و نشان از عمق محبت این شاعر اهل سنت کشور به ائمه اطهار دارد.<br />
<strong>دُرّ دریای معانی یا علی موسی الرضا<br />
گنج اسرار نهانی یا علی موسی الرضا<br />
سرور والا گهر هم شهریار بحر و بر<br />
مصطفی را دودمانی یا علی موسی الرضا<br />
کوکب برج یقین شمع سموات و زمین<br />
شاهباز لامکانی یا علی موسی الرضا<br />
معدن گنج و سخا صبح سعادت را ضیا<br />
کام بخش و کامرانی یا علی موسی الرضا<br />
پرتو اکسیر لطف مس جان را کیمیا<br />
خسرو صاحبقرانی یا علی موسی الرضا<br />
در بیابان فراق افتادهام دستم بگیر<br />
دستگیر بیکسانی یا علی موسی الرضا<br />
در شریعت در حقیقت در طریقت معرفت<br />
بلبل باغ جنانی یا علی موسی الرضا<br />
در شجاعت در سخاوت در مروت بی نظیر<br />
در تکلم درفشانی یا علی موسی الرضا<br />
در ریاض شاهمردان غنچه پر معرفت<br />
ملجاء پیر و جوانی یا علی موسی الرضا<br />
هم ولی و هم زکی و هم امام و هم امیر<br />
هم امین و هم امانی یا علی موسی الرضا<br />
سالک سیر سلوکی، صالحان را پیشوا<br />
رهنمای گمرهانی یا علی موسی الرضا<br />
بر تو ظاهر آشکار و نهان در هر امور<br />
صفحه ننوشته خوانی یا علی موسی الرضا<br />
بر خس خشکی گر اندازی نظر فی الحال سبز<br />
از عنایت میتوانی یا علی موسی الرضا<br />
شافی الامراض هستی دردمندان را دوا<br />
هم طبیب مهربانی یا علی موسی الرضا<br />
غرق بحر اضطرابم لطف میدارم رجا<br />
چون غریبان را ضمانی یا علی موسی الرضا<br />
شی ء الله بر درت افتادهام چون سائلی<br />
تکیه گاه انس وجانی یا علی موسی الرضا<br />
بر نتابم رخ زکویت یا امیرالمومنین<br />
گر برانی ور بخوانی یا علی موسی الرضا<br />
بحر فیض و لطف و احسان تو را نبود کنار<br />
جرعهای ما را چشانی یا علی موسی الرضا<br />
دست امید من و دامان الطاف و کرم<br />
هم به مقصودم رسانی یا علی موسی الرضا<br />
بر جمیع عاجزان و مضطر و هم بینوا<br />
مشفق و شیرین زبانی یا علی موسی الرضا<br />
عایشه دارد رجا شاه خراسان از عطا<br />
فیض بخش جاودانی یا علی موسی الرضا</strong><br />
«زهرا حسین زاده»، بانوی شاعر جوان کشورمان از مطرحترین چهرههای شعر امروز افغانستان محسوب میشود.<br />
وی در نهمین جشنواره شعر رضوی به مقام نخست دست یافت.<br />
«جزر و مد» نام غزلی از این شاعر است که درد دلی است با امام رضا(ع) که 2 سال قبل وی این شعر را در حضور امام خامنه ای(مدظله العالی) خواند و مورد تحسین ایشان قرار گرفت.<br />
<strong>عجب تحویل میگیری نماز نابلدها را<br />
به شور آوردهای در من هوالله أحدها را<br />
دِهم را جنگ با خود برد آهی در بساطم نیست<br />
برایت مو به مو گفتم حدیث آن جسدها را<br />
پدر پیوسته گاری را نصیب سد معبر کرد<br />
و پنهان خانه آورد آخرین مشت و لگدها را<br />
کسی با نان افغانی نمکگیرم نخواهد شد<br />
خیابان تا خیابان خسته کردم این سبدها را<br />
همین امضای سروان رد مرزم میکند فردا<br />
به شهرت باز دعوت میکنی ما نامبدها را؟<br />
چه کیفی دارد آب از حوضتان برداشتن آقا<br />
اجازه؟ بشکند بادام چشمم جزر و مدها را؟</strong></p>