<p style="text-align: justify;">کورت وسترگارد، کاریکاتوریست دانمارکی که نخستین کاریکاتور موهن به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را کشید، اقرار کرد که اگر آزادی بیان داشت، از مدت ها پیش به اشتباهش اعتراف می کرد. یورو نیوز تلاش کرد وانمود کند که او از مسلمانان! ترسیده است.<br /> کاریکاتوریست دانمارکی که ده سال پیش نخستین کاریکاتورهای موهن علیه مقدسات مسلمانان را کشید، در اظهاراتی تکان دهنده، از پوچ بودن ادعاها و شعارهای آزادی بیان و عقیده در جوامع غربی پرده برداشت.<br /> کورت وسترگارد، به طور تلویحی اقرار کرد که از همان زمان و با آغاز هیاهو برسر دفاع از آزادی بیان، قربانی فضای سنگین ایجاد شده در رسانه ها شده و جرات نکرده است برخلاف جریانی که به راه افتاده بود، نظر واقعی خود را ابراز کند.<br /> این کاریکاتوریست در اظهاراتی که شبکه تلویزیونی « یورو نیوز » تنها بخش بسیار کوتاهی از آن را پخش کرد، گفت: من در همان زمان هم قصد توهین به کسی را نداشتم و بدون هیچ منظوری آن طرح را کشیدم، آن روز هم مثل همیشه به محل کارم رفتم و مثل هزاران طرحی که کشیده بودم، آن را نیز کشیدم. اما پس از نخستین اعتراض ها متوجه شدم که کار اشتباهی مرتکب شده ام و اکنون نیز می گویم که اشتباه کردم.<br /> یورو نیوز بلافاصله به منظور از بین بردن اثر این سخنان، اضافه می کند که کورت در حالی از اشتباه بودن کارش می گوید که تهدیدات مسلمانان! علیه رسانه های اروپایی افزایش یافته، وگرنه او تا پیش از این، مدام درباره لزوم آزادی بیان و عقیده سخن می گفت.<br /> این شبکه در حالی رویکرد قبلی کورت وسترگارد را یادآوری می کند که خود وی نیز، به همین امر اشاره کرده، اما نکته اینجاست که وسترگارد اقرار می کند تحت تاثیر جو سنگینی که ایجاد شده بود، از کارش دفاع کرده و از لزوم حفظ آزادی بیان سخن گفته، وگرنه نظر قلبی و واقعی او چیز دیگری بوده است که امروز می تواند آن را برزبان براند.<br /> یورو نیوز حتی امروز نیز، تلاش کرده تاثیر و پیام سخنان کورت را وارونه جلوه دهد و یا لااقل آن را در همان مسیر پروژه اسلام ستیزی پیش ببرد. از همین رو، ضمن پخش این بخش بسیار کوتاه از اظهارات اخیر کورت، چندین جمله از سخنان قبلی او در دفاع از کاریکاتورهای موهن و تاکید بر آزادی بیان را پخش می کند.<br /> سپس تصاویری از اعتراض های مسلمانان خشمگین همراه با آتش زدن وسایل عمومی و شکستن در و پنجره ساختمان ها پخش می شود و در ادامه، تهدیدهای ترسناک تکفیری ها و در پایان، کشتار کاریکاتوریست های شارلی ابدو به نمایش در می آید، تا چنانچه بیننده ای متوجه پیام مستتر در اظهارات کورت شده، به این نتیجه برسد که او از ترس جانش این حرف ها را می زند.<br /> اگرچه این تلاش برای مخاطبان عادی و مردمانی که حوصله و عادت به تفکر مستقل ندارند می تواند نتیجه بخش باشد، اما بطور قطع برای کسانی که اندکی با تردید به واقعی بودن داستان های هالیوودی می نگرند و یا کسانی که اهل یادآوری و تحلیل اند، اظهارات کورت قابل درک است.<br /> او در شرایطی قرار داشت که کوچکترین اظهارنظری برخلاف هیاهوی براه افتاده شده، همانند شنا در خلاف جهت یک رودخانه خروشان و طغیان کرده بود.<br /> حتی امروزه که ده سال از آن زمان گذشته و با گسترش رسانه های جدید و شبکه های اجتماعی، فرصت های بیشتری برای صداهای مخالف جریان سلطه مهیا شده، باز هم غول های رسانه ای غرب، هماهنگ با سیاستمداران و دولتمردانشان، با سواستفاده از خون های ریخته شده در شارلی ابدو و برانگیختن احساسات، آنچنان فضای سنگین و پرهیجانی ایجاد کردند که حتی سران برخی کشورهای مسلمان و علما و نویسندگان و شخصیت های مطرح این کشورها نیز، شهامت اتخاذ موضع مستقل نداشتند و همسان دختران و پسران نوجوان (تینیجر) عشق اروپا و شیفته مدهای غربی، با توهین کنندگان به مقدساتشان همراه شدند و شعار "من شارلی هستم" سر دادند.<br /> در سال 2005 کورت در شرایطی به مراتب سخت تر قرار داشت و علاوه بر جو ایجاد شده در اروپا، برای او تقریبا غیر ممکن بود حرفی بزند که پشت روزنامه های بسیاری در فرانسه ، ایتالیا ، آلمان ، اسپانیا و کشورهای دیگر اروپایی که از او حمایت کرده بودند، خالی شود.<br /> اما اکنون او در شرایط متفاوتی قرار دارد و می داند که در پرده برداشتن از خفقان سنگینی که برای ابراز عقیده در رسانه های اروپا وجود دارد، تنها نیست.<br /> پیش از او، پایه گذار نشریه شارلی ابدو، با صراحت گفته بود که طراحان و کاریکاتوریست های این نشریه، قربانی اقدام تهاجمی و تحریک کننده ای شده اند که از ابتدا با آن مخالف بودند.<br /> آنری راسل، یکی از بنیانگذاران نشریه شارلی ابدو، دوهفته بعد از کشتار کارکنان این نشریه و در اوج هیاهوی رسانه ها مقاله ای در  لو نوفل ابسرواتور نوشت و تصریح کرد: استیفن شاربونیه، مدیر شارلی ابدو که در حمله تروریستی کشته شد،  فردی فریبکار بود که وقتی در سال 2011 طرح کاریکاتورهای موهن را به مجله آورد، تقریبا همه طراحان اصلی با توهین به پیامبر مسلمانان مخالف بودند، اما باوجود مخالفت طراحان، او آن را روی جلد چاپ کرد.<br /> راسل افزود: در سپتامبر 2012 نیز، این اتفاق تکرار شد و او بازهم اصرار به انتشار طرح، بدون کمترین تغییر داشت. در حالی که اصرار او به انتشار کاریکاتورهای اهانت آمیزی که ویژگی آنها فقط و فقط، رکیک و توهین آمیز بودنشان بود و هیچ پیام مثبت و نکته طنزی نداشت، قابل توجیه نبود و حتی برخی همکارانش معتقد بودند که این کاریکاتورها باعث کاهش مشتریان می شود و مجله را از نظر اقتصادی به خطر می اندازد.<br /> به نوشته راسل، عقیده کاریکاتوریست ها، چه آنهایی که کشته شدند و چه کسانی که زنده مانده اند، این بود که رفتار شاربونیه، اقدامی خودخواهانه، تهاجمی و تحریک کننده بود و تکرار آن و اصرار  دیگران بر آن، نمونه بارز "افراط گرایی و تعصب" بود.<br /> به عقیده بنیانگذار شارلی ابدو، شعار "من شارلی هستم" را سیاستمداران ریاکار و مزدوران رسانه ای آنها، با فریبکاری در شرایطی مطرح کرده اند که طراحان و کارکنان شارلی ابدو، نخستین مخالفان افراطگرایی و اقدام تهاجمی و متعصبانه استفان شاربونیه، طراح کاریکاتورهای موهن بودند و در واقع، جمله منتخبشان، "من شارلی نیستم" بود.<br /> این اظهارات در روزهایی که جهان غرب فریاد دفاع از آزادی بیان سر داده بود، بیان شد و مدیران لو نوفل ابسرواتور اعلام کردند که بر اساس پایبندی به اصل آزادی بیان آن را منتشر کرده اند، اما این توضیح برای سیاستمداران و مالکان رسانه های خشمگین، قانع کننده نبود و با ارائه چندین شکایت از سوی نهادها و اشخاص مختلف، پیش از رسیدن به ظهر، از سایت نشریه لو نوفل ابسرواتور برداشته شد و مدیران آن مجبور به عذرخواهی شدند تا زمان دادگاهشان فرا برسد.</p>