Back
حج از نگاه امام علی (علیه السلام)
Published: 1389/08/20 0:0News ID: 2687Source: آژانس خبری ایرکا

در پایان خطبه اول « نهج البلاغه »، حضرت مولی الموحدین، امام العارفین، امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید : شما را به حج خانه اش که آن را قبله مردم قرار داده مکلف کرده، تا چون جانداران که با حرص و ولع به چشمه زلال وارد می شوند، در حال تسلیم، به آن جایگاه درآیید و کبوتروار به آن حرم امن پناهنده شوید،
حکمت الهی اقتضا دارد که بندگانش آزادانه در برابر عظمت ربوبی اش، در آن جایگاه مقدس سر فرود آرند، شنوندگانی از بندگانش را انتخاب کرد تا دعوت او را پاسخ گویند و مشیت حضرتش را تسلیم گردند.
این عباد بهره ور از گوش شنوا، به آن حریم مقدس می روند و در آن جایگاه قدس که انبیای عظام الهی وظیفه بندگی به جای آوردند، رو به معبود قرار گرفته و خود را شبیه فرشتگان طواف کننده به دور عرش می نمایند، در آن تجارتگاه الهی سودها برده و به وعدگاه عفو و احسان حق روی می آوردند.
خداوند سبحان، کعبه و وظایفش را شعار جاودانی برای اسلام و جایگاه امن برای پناهندگانش قرار داده، در آن معبد عظیم اعمالی را واجب و ادای حق آن حرم مقدس را بر بندگانش لازم و ورود به آن معبد و دیدارش را به کسانی که توانایی دارند، حکم نموده است. 1
* ابعاد عظمت کعبه
شارح «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه» در توضیح فرامین امام عاشقان می فرماید: 2
حج خانه خدا و اعمالی که باید در آن مقدس ترین معبد الهی انجام بگیرد، به قدری در سازندگی فرد و اجتماع مؤثر است که قابل توصیف با قضایای معمولی نیست، به طوری که می توان گفت :
اگر انسانی به آن عمل سازنده توفیق یابد و با این حال دگرگونی در وضع او موجود نیاید و به مسیر تکامل وارد نگردد، حتماً یا به حکمت آنچه دیده و عمل کرده است، آگاهی نداشته و یا نیروی غرایز حیوانی و خودخواهی او به قدری مقاومت داشته است که اگر خود حق و حقیقت را هم می دید و در جاذبه آن قرار می گرفت، پا به فرار می گذاشت و کم ترین نتیجه ای را از آن مشاهده نکرده و قرار گرفتن در جاذبه حق و حقیقت را بدست نمی آورد.
برای توضیح بخشی از عظمت حج بیت اللّه، و آگاهی از ابعاد این عمل دگرگون کننده مطالبی را مطرح می کنیم :
* 1 ـ کعبه، نخستین معبد الهی
مسلم است که در همه جوامع و همه دوران ها، مخصوصاً در آن جمعیت هایی که پیامبران و خداشناسان وجود داشته اند، جایگاه مخصوصی برای عبادت و تفکرات معنوی ساخته شده است.
این معابد در حقیقت رصدگاه هایی برای نظاره به بی نهایت و ایجاد رابطه میان بی نهایت بزرگ (خدا) و بی نهایت کوچک (انسان) می باشند.
در این رصدگاه هاست که آدمیان بدون واسطه با خویشتن روبرو می شوند وبا امواج مقدس وجدان خویش، با خدا به راز و نیاز می پردازند.
در هیچ یک از جایگاه ها و مسکن هایی که بشر با دست خود می سازد مصالح ساختمانی از آنچه که هستند، تغییری پیدا نمی کنند، مگر مصالح ساختمان معابد که با آجر بالا می رود و به روح و جان شفاف مبدل می شود و انوار الهی را در دل ها منعکس می سازد.
این معابد مانند چشمه سارهایی زلال، در میان سنگلاخ ها و دشت های سوزان زندگی حیوانی آدمیان قرار گرفته است، انسان ها با شستشو در این چشمه سارها طراوت و شادابی روح را باز می یابند.
بیت اللّه الحرام که کعبه و مکه نیز نامیده شده است، اولین معبد جهانی است که برای همه مردم با دست ابراهیم خلیل (علیه السلام) ساخته شده است.
اگر انسانی به آن عمل سازنده توفیق یابد و با این حال دگرگونی در وضع او موجود نیاید و به مسیر تکامل وارد نگردد، حتماً یا به حکمت آنچه دیده و عمل کرده است، آگاهی نداشته و یا نیروی غرایز حیوانی و خودخواهی او به قدری مقاومت داشته است که اگر خود حق و حقیقت را هم می دید و در جاذبه آن قرار می گرفت، پا به فرار می گذاشت و کم ترین نتیجه ای را از آن مشاهده نکرده و قرار گرفتن در جاذبه حق و حقیقت را بدست نمی آورددومین خانه جهانی که به عنوان معبد عمومی بنا شده، مسجد الأقصی است که به وسیله حضرت سلیمان در سال 1005 پیش از میلاد، قرن ها پس از بنای کعبه ساخته شده است.
البته پیش از کعبه و مسجد الأقصی معابد زیادی وجود داشته است; زیرا به گفته بعضی از انسان شناسان، تاریخ معابد مساوی تاریخ انسان هاست، خصوصیت این دو معبد به جهت عمومی بودن و خالی بودن از رنگ و شکل محلی و خصوصیات نژادی و غیره است.
در روایتی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره این که کعبه اولین معبد الهی است، چنین آمده است: مردی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید : آیا اولین خانه خدا کعبه بوده است ؟ آن حضرت فرمودند : نه، پیش از کعبه خانه هایی برای عبادت ساخته شده است ولی کعبه اولین خانه مبارک و وسیله هدایت و رحمت و برکت است و اولین کسی که آن را بنا نموده است ابراهیم خلیل بوده، سپس جرهم، یکی از قبایل عرب آن را تجدید بنا کرد و بار دیگر منهدم شد و عمالقه آن را بازسازی کردند.
* 2 ـ جایگاه جغرافیایی کعبه
کعبه در جایگاهی بنا شده است که هیچ گونه وسیله تفریح و مناظر طبیعی خوشایندی ندارد، سنگلاخی در میان اقیانوسی از ریگزارها و دیدگاه های خشن که مجالی به اندیشه های گسترده و عمیق و فوق ضرورت های زندگی معمولی نمی دهد.
حکمت بالغه ایست که کعبه را در این جایگاه خسته کننده قرار داده است تا انسان ها از محیط های زیبا و خوش آب و هوای جهان روی به آن بیاورند و هدفی جز چشیدن طعم تکلیف نداشته باشند.
در حج خانه خدا هیچ یک از عوامل طبیعی، نفسانی و اجتماعی دخالتی در انجام تکلیف ندارد، بلکه در آن تکاپو، انسان است و خدایش که رویارویش قرار گرفته است.
اگر انسان همین نکته را در این سفر ملکوتی بفهمد، به جایی می رسد که چشمی ندیده و گوشی نشنیده، در آن صورت است که تمام وجود انسان فریاد «دوست، دوست» سر خواهد داد.
* 3 ـ وحدت و یگانگی در حج
شگفت انگیزترین حکمتی که در حج بیت اللّه وجود دارد احساس وحدت و یگانگی است که در حد اعلای مفهوم انسانیت به وجود می آید.
عالم و جاهل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، سیاه و سپید، کسی که عالی ترین مقام جامعه خویش را داشته باشد و کسی که گمنام ترین فرد جامعه خود باشد، همه و همه با دو قطعه لباس سفید با جدی ترین قیافه حیات می جوشند و می خروشند و می روند و می نشینند.
تضادها و تنوعاتی که انسان ها را از یکدیگر جدا کرده ـ هر یک را مانند گرگی در برابر دیگری قرار داده، آنان را به جنگ و پیکار در کارزارهای رنگارنگ وادار کرده است ـ مبدل به هماهنگی و وحدتی می گردد که تنها در شعر و سخنان مبلغان آرمان اعلای انسانی دیده می شود.
این احساس اگر ادامه یابد و مربیان جوامع آن را به طور جدی در تعلیم و تربیت ها اجرا کنند، دردهای بشری را که هر روز با به سراغ افراد و جوامع می آید مداوا خواهد کرد.
* 4 ـ کعبه، مظهر خداخواهی
در این عمل که فوق العاده سازنده است، خودخواهی، آن عامل درنده آدمی با ضربه قاطعی از پای در می آید و فضای درون را برای خداخواهی خالی می کند.
به راستی انسان آگاه در اعمال گوناگون حج، بارها تجرد روح و فوق طبیعی بودن آن را به خوبی احساس می کند.
روح در این عمل با بازکردن زنجیرهای سنگین محیط و اجتماع و خواسته های طبیعی خویش، به قدرت پرواز خود در بیکرانه ها آگاه می شود و حیات خود را در افق بسیار والایی که هدف اساسی خود را در سطوح مختلفش جای داده است مشاهده می کند.
در آن حریم مقدس به درک این مسئله می رسند که هیچ چیز در این عالم استقلال ندارد و قابل اعتماد نیست و به این حقیقت واقف می گردند که خلأ روح جز با عشق و محبت و اطاعت از جناب او پر نمی شود و به این واقعیت آگاه می گردند که هر چه هست اوست و ما سوای او جز سایه ای بیش نیست و تنها سکوی پرواز و مایه ارزش برای انسان نقطه اتصال به جناب اوست.
مردی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید : آیا اولین خانه خدا کعبه بوده است ؟ آن حضرت فرمودند : نه، پیش از کعبه خانه هایی برای عبادت ساخته شده است ولی کعبه اولین خانه مبارک و وسیله هدایت و رحمت و برکت است و اولین کسی که آن را بنا نموده است ابراهیم خلیل بوده، سپس جرهم، یکی از قبایل عرب آن را تجدید بنا کرد و بار دیگر منهدم شد و عمالقه آن را بازسازی کردند
*5 ـ کعبه و تعامل بین مردم
در آن اجتماع الهی، افراد اجتماعات گوناگون از همه نقاط دنیا به خوبی می توانند از دردها و ناگواری های خویشتن اطلاع پیدا کنند.
از حوادث و رویدادهای سالیانه خود یکدیگر را آگاه سازند،
از امتیازات واحتیاجات یکدیگرباخبر گردند، درباره آینده خویش بیندیشند و راه های گوناگون تکامل و جلوگیری از سقوط را در میان بگذارند و ارتباطات خود را تا حد ارتباطات اعضای یک خانواده بالا ببرند.
* 6 ـ کعبه و اعمال حج
هر یک از اعمال متنوع حج، عامل مستقلی برای بارور ساختن بعدی از ابعاد شخصیت آدمی است که مجموعاً در چند روز محدود، موجودی با خوی حیوانی را به یک انسان مبدل می سازند و انسان را به یک موجود الهی تبدیل می کنند.
دو قطعه پارچه سپید به نام لباس احرام، عاریتی بودن لباس های فاخر و رنگارنگ معمولی را برای انسان قابل درک می سازد، همین دو قطعه پارچه سفید به خوبی می تواند اثبات کند که حیات را نباید قربانی وسیله حیات نمود.
آدمی با جمله : « لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ. » می تواند عقده های حقارتی را که یک عمر روان او را مختل نموده است، دریابد و مرتفع سازد و ارزش و عظمت موجودیت خود را لمس کند ; زیرا او با این لبیک پاسخی به دعوت الهی به سوی خود می دهد.
با این ذکر روحانی سازنده وابستگی خود را به خداوند اعلا که او را به سوی خود خوانده است، درک می کند.
پس این بی نهایت کوچک شایستگی تماس با آن بی نهایت بزرگ را داراست که این صدا را در گوش او طنین انداز کرده است:
--------------------------------------------------------------------------------
1 . نهج البلاغه : خطبه اول ; وسائل الشیعه : 11/15، باب 1، حدیث 14127 ; بحار الأنوار : 96/15، باب 2، حدیث 53.
2 . ترجمه و تفسیر نهج البلاغه : 2/224.