Back
خانواده دختر ایرانی، قاتل هموطن را بخشیدند
ماموران پولیس ایران 4 سال قبل باخبر شدند دختر جوانی به نام «لیدا» از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است.
Published: 1395/04/05 4:10News ID: 33176Source: خبرگزاری افغان ایرکا

<p style="text-align: justify;">ماموران پولیس ایران 4 سال قبل باخبر شدند دختر جوانی به نام «لیدا» از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است.<br />
مادر این دختر گفت: دخترم یک موتر پراید داشت که همیشه با همان موتر بیرون میرفت. روز حادثه هم از خانه بیرون رفت و دیگر نیامد و تلفن همراهش را هم جواب نمیداد.<br />
شرق گزارش داد: وقتی ماموران تحقیقات خود را اغاز کردند، متوجه شدند لیدا با جوانی افغانستانی به نام «کریم» به صورت تلفنی رابطه داشت.<br />
ماموران محل کار کریم را پیدا کردند. صاحبکار کریم گفت: وی مدتها بود که برای من در نمایشگاه موتر کار میکرد اما چندی قبل خیلی ناگهانی گفت که دیگر نمیتواند پیش من باشد و تسویهحساب کرد و رفت؛ من هم نمیدانم کجا رفته است، اما همشهریانی دارد و شاید انها بدانند او کجا است.<br />
چند ماه تحقیق و جستجو از سوی ماموران بالاخره به نتیجه رسید و مرد افغانستانی دستگیر شد.<br />
وی گفت: من و لیدا مدتها بود که با هم دوست بودیم و مرتب با هم تماس میگرفتیم. لیدا هر روز پیش من میامد، روز حادثه هم وقتی امد، مقدار زیادی مواد مصرف کرد و بعد هم حالش بد شد و جانش را از دست داد؛ من هم برای اینکه میترسیدم موضوع را به کسی اطلاع دهم، جسدش را داخل چاه ساختمان نمایشگاه انداختم و بعد هم از انجا رفتم.<br />
ماموران پولیس با کمک ماموران اتشنشانی جسد را از داخل چاه بیرون کشیدند تا صحت گفتههای متهم را بررسی کنند. انها متوجه شدند جسد مثله شده و اثار ضربات چاقو نیز روی بدن مقتول مشهود است.<br />
وقتی متهم درباره مثلهشدن جسد مورد پرسش قرار گرفت، گفت: جسد را مثله کردم تا بتوانم داخل چاه بیندازم اما ماموران سوال دیگری را مطرح کردند و از او خواستند درباره اثار ضربات چاقویی که روی بدن مقتول وجود دارد، توضیح دهد.<br />
وی گفت: اتهام را قبول دارم؛ من دست به قتل زدم. روز حادثه وقتی لیدا طبق معمول پیش من امد، حالش خوب نبود. به او گفتم چه اتفاقی افتاده است، گفت به تو مربوط نیست و نباید در زندگی من دخالت کنی.<br />
خواستم نزدیکش شوم و دلداریاش دهم، هلم داد و سرم به دیوار برخورد کرد و خون امد، بعد هم از شدت عصبانیت با ضربات چاقو او را زدم که جانش را از دست داد. خیلی ترسیده بودم؛ برای اینکه جسد را از بین ببرم، وی را مثله کردم و داخل چاه انداختم.<br />
با توجه به گفتههای متهم، پرونده و صدور کیفرخواست وی برای محاکمه به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.<br />
بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند، اولیای دم در جایگاه حاضر شدند. انها گفتند ما نمیتوانیم درخواست قصاص برای کسی کنیم و مجازات او را به قانون واگذار میکنیم و خودمان هم دیه قانونی را میخواهیم.<br />
سپس متهم در جایگاه حاضر شد؛ او اتهامش را قبول کرد و دوباره توضیح داد چطور دست به قتل زده است.<br />
با پایان جلسه رسیدگی، قضات متهم را به پرداخت دیه محکوم کردند. روز گذشته متهم با توجه به اینکه چهار سال را در زندان گذرانده بود، برای محاکمه بهلحاظ جنبه عمومی جرم به دادگاه اورده شد.<br />
وقتی دادگاه از اولیای دم خواست تا دوباره درباره خواستهشان توضیح دهند، گفتند ما واقعا توان روحی قصاص هیچکس را نداریم اما دیه قانونی را از متهم میخواهیم.<br />
متهم نیز یک بار دیگر جزئیات قتل را توضیح داد و گفت از کرده خودش پشیمان است و درخواست بخشش از دادگاه و اولیای دم دارد.<br />
با پایان جلسه رسیدگی، هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند و متهم را با توجه به جرمی که مرتکب شده بود، به تحمل 10 سال حبس محکوم کردند.<br />
همچنین با استناد به ماده 696 قانون مجازات اسلامی اعلام کردند متهم بعد از تحمل جنبه عمومی جرم نیز درصورتیکه دیه اولیای دم را نپردازد، باید در زندان بماند و زمانی ازاد خواهد شد که دیه را کامل پرداخت کرده باشد.</p>