تا اوضاع اینگونه باشد که هر روز رنگها عوض گردد، سیاستها یک شبه تغییر یابد، افراد یک ساعتها جایگزین گردند، هرکس به فکر منافع خود باشد، وضعیت افغانستان از این بهتر که نخواهد شد هیچ، بدتر هم می گردد براساس اخبار رسیده از هلمند یکی از شیوه های جنگ خارجی ها بر علیه طالبان پخش موسیقی های خوانندگان آمریکایی است. گفته می شود نیروهای نظامی خارجی برای اینکه طالبان را عصبانی و ذهنشان را آشفته نمایند، از طریق بلندگوهای قوی که بر پشت موترهایشان نصب است، با صدای بلند این گونه موسیقی ها را که از نظر طالبان حرام است پخش می نمایند. آهنگ هایی که این نظامیان انتخاب می کنند برای این است که طالبان خشمگین شده و خود را در معرض دید قرار دهند و از سنگرهای خود بیرون آیند که بیشتر این عمل به یک بازی بچه گانه شبیه می باشد تا یک ترفند نظامی. آیا طالبانی که طی هشت سال با بهترین سربازان خارجی از سراسر جهان جنگیده اند و تاکنون به زانو در نیامده اند، ممکن است با پخش موسیقی های خارجی تعادل روحی خود را از دست بدهند؟ واقعا که این خارجی ها هم جنگ در کشورمان را به تمسخر گرفته اند. شاهدان عینی مدعی این هستند که خارجی ها از طریق این بلندگو ها طالبان را ناسزا داده و به آنها پرزه می گویند ولی تنها تاثیری که از این عملیات روانی با پخش موسیقی در هلمند دیده شده است، فرار بچه ها می باشد که گوش خود را از شدت بلندی صدای موسیقی گرفته اند. واقعا فرماندهان این نظامیان با خود چه فکر می کنند؟ آیا طالبان را انسانهای عصر حجر می دانند؟ آیا برای تفریح و یا معاش های چند هزار دالری می جنگند؟ آیا ملت افغانستان را به تمسخر گرفته اند ؟ و یا اینکه این شیوه های بچه گانه را از دولتمردان افغانستان آموخته اند؟! به راستی که بعضی از دولتمردان کشور از جمله محترم کرزی نیز سیاست را مسخره می نمایند. رئیس دولت یک روز از خارجی ها و در راس آنان آمریکایی ها حمایت می کند و آنها را دوست و برادر افغانها می نامد. یک روز دیگر آنها را متهم به تقلب و جاسوسی در افغانستان می نماید. یک روز از آنها بدگویی می کند و روز دیگر عذرخواهی. این شیوه حتی به مخالفین دولت هم سرایت نموده است. گلبدین حکمتیار یکبار گروهی را به عنوان نماینده حزب اسلامی به کابل روان می سازد تا با دولت مذاکره و مصالحه نمایند،تنها چند روز بعد بدون توجه به نتایج مذاکرات اعلام می نماید که اگر خارجی ها از کشور خارج نشوند ، حملات انتحاری و انفجارهای کنار جاده ای ادامه می یابد. در چنین اوضاعی که نه خارجیها که به عنوان مدافعین ملت افغانستان در کشورمان حضور دارند، نه مخالفین دولت که خود را اصلاح طلب می دانند، و نه دولتمردان که به اصطلاخ نمایندگان مردم اند، ثبات فکری و عقیده ای ندارند، چگونه از کشوری مثل پاکستان توقع داشته باشیم یک سیاست خارجی روشنی داشته باشد. تا اوضاع اینگونه باشد که هر روز رنگها عوض گردد، سیاستها یک شبه تغییر یابد، افراد یک ساعتها جایگزین گردند، هرکس به فکر منافع خود باشد، وضعیت افغانستان از این بهتر که نخواهد شد هیچ، بدتر هم می گردد. در این میان بیچاره ملت افغانستان که نمی دانند به چه کسی تکیه نمایند و روز به روز اوضاع و شرایط زندگی شان سخت می گردد.