مواد مخدر در افغانستان قلب جامعه ما را هدف قرار داده و بدبختی اینجاست که بیشتر جوانان ما به استعمال آن رو می آورند. فقر، بیکاری، نا امیدی و دهها نوع فشار روانی با دسترسی آسان به مواد مخدر در افغانستان از عوامل اصلی رو آوردن، کتله های وسیع مردم به این ماده است. گزارش تکاندهندۀ که اخیرا از سوی رئیس مبارزه با مواد مخدر ولایت بلخ اعلان شد و دران گفته شده که 110 هزار نفر درین ولایت به مواد مخدر معتاد اند، هر آدم با احساسی را شوکه میسازد. وقتی در یک ولایت ما به این پیمانه مردم با آفت مواد مخدر دست به گریبان باشند، پس وضعیت عمومی کشور ما چگونه خواهد بود. زیرا این 110 هزار نفر نه تنها به عنوان یک نیروی نیمه فعال درین ولایت زندگی میکنند که روز تا روز قوت و انرژی خود را از دست داده به زودی به عنوان انگل و یا طفیلی در می آیند و به گدایی و یا به آنچه اعمال غیر انسانی است رو می آورند. این تعداد معتاد درین ولایت نه تنها خود از رده کار و انسانیت خارج شده که فعالانه افغان های دیگری را نیز به این راه میکشانند. زنان بیچاره ای که در افغنستان به این عمل مبتلا شده اند، بیشتر توسط معتادان مرد تشویق و یا به جبر و اکراه به اعتیاد رو آورده و به این خاطر امروزطیف وسیعی از زنان معتاد را نیز در کشور خود داریم و این زنان معتاد رحمی به فرزندان کوچک شان نکرده، با خوراندن و یا پف کردن دود تریاک به صورت شان، آنان را نیزبه اعتیاد می کشانند. با اینکه تا سال 2006 کشت تریاک در ولایت بلخ بسیار رایج بود و سالانه تا 64 هزار جریب زمین زیر کشت کوکنار میرفت ، اما ازین سال به بعد تلاش هایی صورت گرفت و کشت مواد مخدر درین ولایت صفر شد. مگر در نرخ تریاک در این ولایت تغییری به وجود نیامد. همین حالا تریاک در سر تا سر افغانستان کیلوی 60 دالر به فروش میرسد که این نرخ ارزان، دسترسی هر فردی را در هر نقطۀ کشور به استعمال تریاک آسان میسازد. معتادان تا زمانیکه تریاک مصرف میکنند، قادر به انجام برخی از کار ها بوده، اما چون استعمال تریاک به جای خود باقی نمیماند و تریاکی ها بعد از مدتی به استعمال هیروئین رو می آورند، لذا با استعمال چند ماه هیروئین و انواع پیشرفته تر آن، دیگر معتاد از نظر ظاهری و از نظر نیرو و انرژی بدنی از صف تولید و زندگی اجتماعی خارج شده، به خرابه ها پناه میبرد. با اینکه در ولایت بلخ 110 هزار نفر معتاد به مواد مخدر اند ونیز آخرین آمار در ولایت فراه نشان میدهد که تعداد معتادان این ولایت به 60 هزار نفررسیده، در حالیکه جوانان فراهی بیش ازین در ایران دچار اعتیاد میباشند و به این صورت تنها در دو ولایت بلخ و فراه چیزی حدود 220 هزار نفر معتاد به تریاک و هیروئین میباشند، در شهر کابل نیز بیش از 70 هزار نفر معتاد وجود دارد، پس آماریکه اخیراً از سوی یک نهاد سازمان ملل با همکاری وزارت مبارزه با مواد مخدر و وزارت صحیه اعلان شد و تعداد معتادان را یک ملیون نفر بر آورد کرد، با ارقام این سه ولایت معلوم میشود که آمار داده شده از اصل تعداد معتادان در کشور ما بسیار کم میباشد. این در حالیکه تعداد معتادان در ولایاتی چون بدخشان، نیمروز، هلمند و قندهار فوق العاده بالاست و هیچ ولایتی در افغانستان نیست که کتلۀ وسیعی از معتاد را د رخود نداشته باشد. از جائیکه کشت تریاک در افغانستان به پیمانۀ سالهای قبل در افغانستان وجود دارد، به همان نرخ ارزان در هر نقطۀ کشوردر دسترس قرار دارد، فقر و بدبختی و بیکاری همچنان دامنگیر مردم بوده و هر روز خانواده های در شهر ها و دهات افغانستان ورشکسته میشوند، رفت و آمدن جوانان افغان به ایران که عمده ترین مرکز معتاد سازی افغانهاست همچنان ادامه دارد، اکثر جوانان هیچ امیدی برای آینده ندارند، انتحار و بمباران مثل گذشته ادامه دارد و پروسۀ بی سرپرست سازی افغانها گاهی پرچاو نشده و بالاخره پولیس مبارزه با مواد مخدر نه تنها تا حال قادر به قیچی زدن برگی ازین درخت تناور نبوده که اعتیاد در صفوف پولیس نیز به شدت رخنه کرده و تداوی معتادان چنان به کندی پیش میرود که کوچکترین موفقیتی درین روند به چشم نمیخورد، لذا دلیلی وجود ندارد که از گراف اعتیاد در افغانستان کاسته شود و در مقابل، دلایل بالا گویای این است که این گراف باید روز تا روز بالا تربرود و دهها جوان، نوجوان ، زن و مرد را به این پروسه وصل سازد و برزخ کنونی افغانستان به زودی به جهنم واقعی برای خانواده ها و در مجموع مردم افغانستان مبدل گردد. در شرایط کنونی برای جلوگیری از کشت، تولید، ترافیک و پخش مواد مخدر در افغانستان هیچ عزم و ارادۀ خاصی وجود ندارد. جامعۀ جهانی، کشور های منطقه و دولت افغانستان درین راه تصمیم گذاشتن قدم های سنگینی ندارند. اینان حرف های زیبایی میزنند، اما گاخی عمل زیبایی از خود نشان نمیدهند. در حالیکه اگر این سه نیرو متحداً با هم از دل و جان و صادقانه برای جلوگیری از کشت، قاچاق و پخش مواد مخدر اقدام کنند و در جهت تداوی معتادان کنونی و کاهش گراف اعتیاد عمل نمایند، هیچ دلیلی وجود ندارد که در تعداد معتادان کاهش به وجود نیاید، در غیر آن نباید به آینده امیدوار بود و آرزو داشت که این آفت خانمان بر انداز از افغانستان گم شود. در افغانستانی که با این همه بدبختی رو به رو است. جوانان آن روز تا روز راه فرار به خارج را در پیش میگیرند، ناامنی ها و جنگ هر روز ازین مردم قربانی میگیرد، مرگ و میر اطفال روزانه تا 600 طفل میرسد، در هر 25 دقیقه مادری بر ولادت میمیرد و بالاخره زنان این نیم نیروی انسانی جامعه حق بیرون رفتن و کار را ندارند و برفرق همه گراف اعتیاد در میان جوانان و زنان به این سرعت به پیش رود، پس آینده را چگونه میتوان پیشبینی کرد؟ کشور ما 5 سال بعد بخش اعظمی از نیروی کاری خود را از دست خواهد داد و معلوم نیست که دران زمان چه نیروی باقی خواهد ماند تا تولید زراعتی و صنعتی را به پیش ببرد و چه کسانی خواهند توانست که علاوه به تهیه نان برای خانواد ها به این طیف وسیع و انگل جامعه نیز نان برسانند. این از مشکلاتیست که اگر از حالا به آن توجه نشود، در چند سال بعد ما ازین هم جامعۀ فقیر تر و بدبخت تری خواهیم داشت.