در شهر Vännäsوینس سه نوجوان افغانستانی خودکشی کردند که متاسفانه در این حادثه یکی از این نوجوانان به نام علی نوری درگذشت و دو نفر دیگر نجات پیدا کردند و در حال حاضر در بیمارستان بستری هستند.
یکی از این نوجوانان 3 عدد قرص خورده بود و دیگری رگهایش را زده بود.
علت خودکشی این 3 نوجوان، فشارهای روحی، بلاتکلیفی و ترس از دیپورت شدن اعلام شده است.
تصویر علی نوری که در شهر وینس سویدن رگهایش را زده و به زندگی خود پایان داد، ترس از دیپورت شدن یکی از علل خودکشی نوری عنوان شده است.
خودکشی همزمان سه نوجوان افغانستانی در سویدن
در شهر Vännäsوینس سه نوجوان افغانستانی خودکشی کردند که متاسفانه در این حادثه یکی از این نوجوانان به نام #علی_نوری درگذشت و دو نفر دیگر نجات پیدا کردند و در حال حاضر در بیمارستان بستری هستند.

Comments
- رضا
احساس نابودی « عصر پوچی » به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی وشرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .... بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد: 1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط. 2- به کام رسیده گی سریع . 3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجاراطلاعات است . 4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی . 5- ناامنی حاصل از امراض لا علاج و سلاحھای امحای جمعی . 6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا . 7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری . 8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای . ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که... استاد علی اکبر خانجانی از کتاب " دایره المعارف عرفانی " جلد چهارم ص 172
- رضا
افسردگی و خودکشی در زنان خودکشی در معنای وسیع و انواع بسیار گوناگونش عاقبت تلاش آدمی برای رسیدن به هویت خودبخودی می باشد که در زنان بسیار شدیدتر و فاجعه آمیزتر و سریع تر از مردان رخ می نماید زیرا که زن بلحاظ وجودی حتی در کوتاه مدت هم نمی تواند در خارج از عرصه عاطفه و محبت و ایثار و عشق ورزی برای خود هویتی را احساس نماید ولی مرد می تواند برای مدتی خود را به این هویت کاذب سرگرم نماید و در جهان ماده احساسی از " خود " داشته باشد. زنی که عشق و ایثار را در شأن خود نمی بیند و یا آنرا کافی نمی داند در جنون مردواری خویش پوچ و فاسد و بدبخت می گردد.... به همین دلیل است که امروزه بیماری افسردگی عموماً یک بیماری عام زنانه است : زنان مدرنی که می خواهند با مرد برابر شوند ولی نهایتاً فقط با بدن خود برابر می شوند و هویت آنها مترادف با سکس محض می شود. استاد علی اکبر خانجانی کتاب فلسفه وجودی زن ص ۹ https://t.me/zanashooee2