کشوری که حتی یک قومیت آن نیمی از جمعیت افغانستان را تشکیل نمی دهد در انحصار سنتی قومی آلوده به جنگ گسترده و نزاع های کهنه شده که یک ملت را قربانی رسیدن به یک رویا کرده است
افغانستان به عنوان یک کشور مهم استراتژیک در داخل با پیچیدگی های مختلفی دسته و پنجه نرم می کند که از دل اجتماع چند دسته و اختلاف های قومیتی نشات می گیرد، سرزمینی که حتی یک قومیت آن نیمی از جمعیت را تشکیل نمی دهد بر اساس قوانین انحصاری اداره می شود که خلاصه شده در دستان رهبران قوم پشتون می باشد.
این در حالی است که طی چهاردهه تغییرات گسترده اوضاع اجتماعی و سیاسی در جنگ همه گیر، اقوام دیگر از چنان سطح از مشارکت در قدرت و آگاهی برخوردار شده اند که تاب تحمل سلطه یک قوم را نداشته و اختلاف ها چنان ریشه دوانده که ناامنی جز زندگی گریزناپذیر هر باشنده افغانستان شده است.
بحران عمیق هویتی که افغانستان با آن روبه روست از دلایل اصلی تداوم جنگ و فضای هرج و مرج کشور می باشد زیرا هیچ یک از رهبران در پی کنارگذاشتن اختلاف ها و متحد شدن نیستند و اختلاف ها چنان کهنه که بی اعتمادی در میان قومیت ها حرف اول را می زند.
سطح گسترده بی اعتمادی در میان قومیت ها با توجه به رویدادهای گذشته اجتناب ناپذیر است اما رسیدین به درجه ای که به جنگ داخلی انجامید و افغانستان را به میدان نبرد بدل کرد ریشه در منفعت جویی های کشورهای منطقه و جهان دارد.
چهاردهه جنگ دلیلی شد بر هرج و مرج های داخلی و سودجویی های خارجی، کشوری چون پاکستان به بهانه خط دیورند دست به مداخله های سیاسی در کشور می زند و پناهگاه امن تروریستان می باشد و از سوی دیگر امریکا به بهانه نابودی با طالبان به افغانستان لشکرکشی کرد تا در منطقه به پایگاه های دایمی دست یابد در حالی که رقبای واشنگتن همچون روسیه، ایران و چین تاب تحمل حضور نظامی آن را ندارد.
برهمین اساسی هر یک از جریان های خارجی با جلب توجه طرف های درگیر در افغانستان و تمایل به یک قومیت در پی رسیدن به اهداف خود می باشند در حالی که این روند منجر به ریشه ای شدن اختلاف های قومی شده و جنگ را بدل به مدام کرده است.
امریکا که طی یک و نیم دهه همچو یک مستعمره با افغانستان برخورد کرده از حامیان اصلی رهبران پشتون برای حکومت بر کشور است که منجر به شکل گرفتن قدرتی انحصاری و خلاصه شده در یک قوم شد در حالی که قومیت های دیگر طی سال های گذشته نقش تعیین کننده ای در سیاست ایفا کرده اند و خواهان مشارکت در قدرت هستند.
پیچیدگی که از درون شکل گرفته و نمود خارجی پیدا کرده است سبب شکل گیری افراط گری و بروز خشونت های گسترده در افغانستان شد تا جایی که نیمی از خاک کشور در سلطه طالبان و نیمی دیگر یا در حاکمیت دولت و یا در تهدید مخالفان مسلح می باشد.
یک نسل افغانستان در شرایط جنگ به دنیا آمده و با خشونت خو گرفته اند که نشان می دهد تا چه میزان نزاع ها کهنه شده و پیچیدگی آن سبب دور شدن هرچه بیشتر امنیت و به عبارتی صلح می شود.
قوم های رانده شده پاکستان از یک سو و تلاش برای ملحق کردن طالبان به صلح که همان حکومت است، تلاش برای افزایش جمعیت پشتون ها در افغانستان از سوی راس حکومت می باشد تا از جانب دیگر قدرت این قومیت را در برابر موج مخالفت ها افزون کند.
اما نه تنها این رویکرد طی دهه ها به سرانجام نرسید بلکه سبب بروز اختلاف های عمیق قومیتی و ایجاد فضا برای دخالت های خارجی شد تا انجا که امید برای با ثبات شدن افغانستان حداقل در کوتاه مدت محال شود و نزاع پاکستان و هند بر سر کشمیر و رقیب کشی های امریکا، روسیه و ایران در ناامنی های افغانستان نمود پیدا کند.
بماند که عامل اصلی جنگ همان رهبران متعصب و سلطه جوی قومی می باشد که یک ملت را قربانی یک خواست می کنند: پشتونیزم شدن افغانستان.
منبع: شبکه اطلاع رسانی افغانستان
Back
کشور اقلیت ها و رویای بزرگ یک قوم
کشوری که حتی یک قومیت آن نیمی از جمعیت افغانستان را تشکیل نمی دهد در انحصار سنتی قومی آلوده به جنگ گسترده و نزاع های کهنه شده که یک ملت را قربانی رسیدن به یک رویا کرده است
Published: 1396/04/20 9:40News ID: 59614Source: خبرگزاری افغان ایرکا
