سلام بر شهیدان؛ سلام بر شهیدان مرزشکن و آزاد اندیش ایران و افغانستان، عراق، لبنان و...، سلام بر افلاکیان سبکبال؛ مردان خدایی که در هر نقطه عالم به دفاع از اسلام ناب محمدی خون خویش در کف اخلاص نهادند و در جویبار دلنشین معشوق به دور از تبار و مذهب و جغرافیا به و دیعت گذاشتند.

سلام بر شهیدان که معشوق نگاهشان، انگیزه رزمشان، شوق دیدار معبودشان در خاطر بازماندگان و همرزمانشان هنوز هم جرقه می زنند، «پیام آزادی و آزاد اندیشی از خون رنگینشان تبلور می کنند». حقا که شهید زنده است و جاوید به فرموده قرآن کریم؛ عندربهم  یرزقون.

اما ای ‏شهیدان، ای مرز شکنان پاک سرشت، ای‏ قدیسان همیشه جاوید! کاش می شد از پشت چشمهای خفته، و ضمیر خُفیه، بیداردل اَسرار و نوشیدن‏ مِیی ‏شهادت را نظاره می‏کردیم، کاش می‏ شد  با تسخیر زمان در سرای جاویدان فهمید  که بردامان کدامین نور خدا سرنهاده و اوج گرفته اید و درکنار کدامین سرور و سالار بهشتی جلوس نموده به تلذذ نشسته اید. کاش می‏ شد!

البته ماوارثان صالحی نبوده ایم؛ در شلوغی پور خم و پیچ زندگی به توهمات واهی گرفتار شده ایم، اهداف مقدس لاله های ارغوانیی مان که 《تداوم راه انبیا، تقابل با ظلم، ایثار و گذشت...بود》 و در غربت، مِیی شهادت نوشیدند؛ به شایستگی به دوش نکشیدیم به تخطی از وظایف خطیر خویش معترفیم! کوچکانه سربه زمین نهاده  به شرمندگی از تغافل ابراز تعذر می‏نمائیم.

ای شهیدان به خون خفته! ای آزاد اندیشان فرا جغرافیا، گرچه پدران و مادران را، غم فراق و آرزوهای بر باد رفته ی شان کمر خم نموده اند.

اما خاطرات تبسم شیرین نگاه تون به قله های فتح و نصرت، شورِ شهادت در اعماق جان تون، پرورش لاله های فرحبش از خاکستر وجود تان، مایه غرور و عزت و سر بلندی مردمی شده است که همیشه در اندیشه های تاریک و پرابهام، در پشت مرزهای جغرافیایی که ایادی استکبار به بلندای آسمان کشیده اند محبوس و در زباله دانهای چرکین استعمار و استثمار رنج برده اند، و در خم و پیچ سیاستهای دغل و زور و تزویر از هیچ قتل و غارت و تاراج به دست مدعیان نجات بشریت، اِمپریالیسم و سوسیالیسم مصون نبوده اند، حتی امروز هم از جنایات سفاکشان به نام دفاع از آزادی و دمکراسی یاد کرده به تخیلِ تصاحب و تهاجم گرفتارند.

اما تو ای شهید برای رسیدن به معبود ، ‌بست بساط فتنه، شکستن حصار خصم دغل؛ که به نام خط و مرز و جغرافیا برای تفاصل و تقابل و تعاند بنا کردند رزمیدی، از زرق و برق پوچ دنیا دوری گزیدی، از زن و فرزند، اقوام و ‌عشیره گذشتی، از هوس‏ها و آرزوهای فریبنده و نیرنگ گونه دنیا بریدی، با تشرِحقارت به دنیا، به تفضل حقیقی رسیدی، وصل وصال خواندی و به کمال نائل آمدی راه حسین رفتی ، حسین گونه به عزت ابدی رسیدی جرقه وحدت و اخوت اسلامی را به دور از تبار و مرز و ملت و مذهب شعلور کردی، باخون خود «ضربدری به گزینه امیدهای واهی  و تخیلات طماعانه لاشخوارهای  فرصت طلب شرق و غرب کشیدی.

در تارَک تاریخ تا ابد نقش بستی و راه هدایت پیش گرفتی، تا شمع محفل راه گم کرده های باشی، که از کوچکترین حقوق، حرمت و کرامت انسانی محروم بوده اند و در میان امواج  طوفان های مخوف «بی عدالتی، نابرابری، ظلم و استبداد، استثمار نهادینه شده، تفوق طلبیهای لجام گسیخته‏ ی ابرخود خوانده غرب» به تحیر نشسته اند، و امروز به سبزه های خوش نمای دل بسته اند که با خون تو به ثمر آمده است.

امروز اگر تکفیر سیاه دل بی رحم را در اقسانقاط عالم به زنجیر کشیدند،  امروز اگر بانیان و حامیان لشکر شیطان و وحشت  را به ندامت واداشتند، امروز اگر رزمندگان مرزشکن سپاه محمد، فاطمیون، زینبیون و حیدریون در عراق و سوریه علَم پیروزی عمود نمودند، از حرکت خالصانه تو به ودیعت گرفتند، تا توطئه بزرگِ خناسان عالم را بر علیه اسلام ناب خنثی، و به قرآن و اسلام ادای دین نمایند.

این همان راه حسین و شعار حسین است که فرمود «انی لا ارالموت الا حیاتا والحیات مع الظالمین الا برما»
درود خدا بر شما، راه تان مستدام، هدف تان جاوید مقصد تون بهشت برین.