مدتی قبل یکی از مقامات امنیتی در گزارشی از پرونده سازی و دسیسه اتمر و استانکزی علیه لطیف پدرام خبر داد!

فرد مذکور گفت: بعد از آنکه اتمر و استانکزی بارها تلاش کردند با لطیف پدرام دیدار داشته باشند جواب رد شنیدند و به فکر توطیه برآمدند. وی در گزارش خود تشریح کرد اتمر و استانکزی همه سران غیر پشتون را تابع خود ساخته اند اما تلاششان در مورد پدرام بی نتیجه بوده است حتی مبالغ هنگفت پول با مقام دولتی از طریق اأسطه به وی پیشنهاد شده است که پدرام جواب منفی داده و گفته است: تا آزادی مردمم در کنارشان قرار می گیرم.

وقتی واسطه پیش اتمر و استانکزی برمی گردد با عصبانیت می گویند صبر بدی ما دوستم را با اون قدرتش با یک ایشچی گرفتار کردیم پدرام را با یک پرونده می توانیم گرفتار کنیم...!
حالا مدتی است به دنبال جمع آوری مدارک هستند تا از چه نوع دسیسه بتوانند علیه پدرام استفاده کنند و از عبدالله و نور هم احتمالا بخواهند در این راستا به آنها کمک کنند.

این پیام را فرستاد و گفت: نام من را نشر نکنید. تصور کردم یک شوخی است اما امروز نامه ای از لطیف پدرام را به رییس امنیت ملی دیدم متعجب شدم. آیا واقعا تنها صدای آزادی مردم ما را می خواهند خاموش کنند؟ آیا روزگار شهر مردگان خفته در سرزمینمان زنده می شود؟

اگر جلوی چنین دسیسه ای گرفته نشود دنیای وحشتناکی را می توانیم از همین حالا ببینیم که مردم سرزمینمان به آن گرفتار خواهند شد. در دنیایی که سخن گفتن جرم باشد، قتل و کشتار پاداش داشته باشد، دنیای که همه باید سکوت کنند و یا در زندان ها و گورهای دست جمعی بمیرند بر همه واجب است از تنها تریبون و صدای آزادی سرزمینمان، پدرام دفاع کنند
و جلوی چنین رفتارهای مغرضانه را بگیرند.