گردیز، منطقه‌ای است در جنوب شرقی کشور  عزیزمان افغانستان در ولایت پکتیا قرار دارد. در این منطقه، سادات شیعی پشتو زبان زندگی می‌کنند که از ده‌ها سال قبل در کمال تعامل و روابط عالی با اکثریت اهل سنت پشتو زبان قرار دارند.

 وقتی در افغانستان در سال 1357 شمسی کودتای کمونیستی اتفاق افتاد و سپس در جدی/دی‌ماه 1358 افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی اشغال شد، اهالی شیعه گردیز نیز دوشادوش همه ملت افغانستان اعم از پشتو، تاجیک، هزاره، ازبک و... به قیام مردانه علیه متجاوزان پرداختند.

صاحب تصویر فوق، دکتر سید علیشاه موسوی را از همان سال‌های نخست جهاد افغانستان می‌شناسم. آن زمان در سال 1364 در جنگ با ارتش سرخ، تیر بر گلویش فرو رفت و تا مدت‌ها امکان عمل جراحی و بیرون آوردن تیر از گلویش امکان نداشت. این جوانمرد مبارز راه آزادی، چهار سال از عمر خود را هم مظلومانه در سلول‌های زندان گوانتاناموی آمریکا سپری کرد. در طول چهار سال زندانی بودن در گوانتانامو یک خواسته داشت و آن دسترسی به قرآن و دعای کمیل بود. خانواده او در هر مکاتبه محدود آن دوران، جمله‌ای از دعای کمیل را گنجانده و برایش ارسال می‌کردند. خودش می‌گفت وقتی متن دعای کمیل تکمیل شد، با عشق خواندم و بعد از چهار سال اسارت، آزاد شدم. البته آمریکایی‌ها بعدا اعلام کردند بازداشت او ناشی از سوءتفاهم بوده و دکتر موسوی بی‌گناه بوده است.

مهم آنکه این مرد مانند دیگر مردم نجیب و مظلوم ملت افغانستان قربانی ظلم دو ابرقدرت جهانی، شوروی سابق و آمریکا بوده است، اما دیروز زندگی جسمانی او به دست جهل بی‌منطق، تعصب جاهلی و کینه کور و جنون افسارگسیخته عصر کنونی همراه با بیش از سی نفر از اهالی منطقه گردیز در وقت نماز به پایان رسید.

او را می‌توان یکی از اسطوره‌های افغانستان نامید که اینک از میان کوه مظلومیت‌ها به دیدار پروردگارش شتافته است.

در سال 1388 شمسی به‌عنوان پزشک کاروان در کاروان حج تمتع حضور داشت و از اینکه چنین انسان وارسته‌ای پزشک کاروانم بود، به خود می‌بالیدم. او چندین سال هم ریاست امور سوانح استان را در راستای شغل تخصصی خود بر عهده داشت.

در اخبار هنوز گروهی مسئولیت عملیات انتحاری دیروز مسجد صاحب‌الزمان (ع) را بر عهده نگرفته است، اما کیست شک کند عامل این جنایت بزرگ و مایه شرم انسان و انسانیت جز جهل و تعصب کور و بی‌منطق است که گریبان بشریت را گرفته است؛ دمل چرکین و متعفنی که هر روز در بخشی از پیکره انسان عصر کنونی بروز و ظهور می‌کند و رنج و مرارت و داغ فراق را بر سینه‌ها می‌گذارد و شعله آتش کشت و کشتار را می‌گدازد.

امروز این جهل کور، بزرگ‌ترین ابرقدرت جهان معاصر است و سیاهی‌لشکر و سربازان این ابرقدرت در تمام مناطق و کشورها حضور و نفوذ دارند تا هر روز در نقطه‌ای جان بی‌گناه انسان‌ها گرفته ‌شود: عراق، سوریه، پاریس، تهران و... و دیروز مسجدی در گردیز افغانستان.

بی شک علاج و درمان این زخم بر پیکره انسان جز با آگاهی، فهم و درک و رسیدن به یک آرمان انسانی مشترک جهانی میسر نیست.