سردار داوود در دوران صدارت ده ساله ی خود (1953 - 1963) سفری به هزاره جات کرد و در مقر «حکومت اعلای دایزنگی» واقع در ولسوالی پنجاب با گرمی زاید الوصفی از سوی هزاره ها استقبال گردید اما داوودخان از این استقبال بسیار ناراحت شد و برخلاف تصور او هزاره ها هنوز سرزنده، متحد و یکپارچه بودند و او زمانی تکان خورد که در سفر خود به شهرستان دایکندی،ازهزاره ها پرسید: شما رعیت کی هستید؟
هزاره ها گفتند: ما رعیت یوسف بیگ شهرستان هستیم.
این دیگر سردار مغرور و دیوانه را دیوانه تر ساخت و او وقتی به کابل برگشت ظاهر شاه را طعنه داد و گفت: هزاره ها تو را به رسمیت نمیشناسد آنها رعیت تو نه بلکه رعیت یوسف بیگ هستند.
داوود خان و ظاهرشاه پلان تجزیه هزاره جات را که تقریبا بخش اعظم آن جزو اداره ی حکومت اعلای دایزنگی بود روی دست گرفتند بدینگونه هزاره جات را در میان پنج ولایت تقسیم کردند. این تقسیمات ملکی و اداری ضربه ی جبران ناپذیری بر پیکر هزاره ها وارد کرد و سبب شد که کوچی ها به حمایت والیان و حاکمان ولسوالی ها بر مایملک هزاره ها دست درازی نموده و در کنار دولت هزاران درد جانکاه را بر مردم هزاره تحمیل کردند.
انواع مالیه دهی با نام های مزخرفی چون «روغن شرکت»، «کته پاوی»، «سرچربی بی بی» و غیره را بر هزاره ها تحمیل کردند و کوچی های بازاری بدون هر گونه آزرم به حمایت حکومت های محلی سالانه مقدار پارچه های پاکستانی را با جبر و اکراه به خانه های هزاره ها پرتاپ می کردند و می گفتند: سال بعد قیمت این پارچه ها (قیمت را هم خودشان تعیین می کردند) برای ما پرداختنی هستند.
داوود خان بعد از کودتای سال 1352 خورشیدی و اعلام جمهوریت هنوز عقده آن سفر هزاره جات از دلش نرفته بود و می خواست که هزاره ها به هر شکلی که می شود تنبیه و سرکوب گردیده و منقاد حکومت او باشد. برای انجام این ماموریت تاریخی هیچکسی را بهتر از ملک نعیم کوچی سراغ نداشت بنابراین ملک نعیم را مجهز نمود و برای اینکه بتواند پشتوانه ی محکمی برای اجرایی شدن سرکوبگری های او داشته باشد عبدالخالق رفیقی را بحیث والی بامیان مقرر کرد و همچنان پاچاگل سرباز که فاشیست تمام عیار بود از طرف وزارت داخله بحیث فرمانده امنیه مقرر شد بدین شکل مثلث سرکوب هزاره ها به رهبری ملک نعیم کوچی تکمیل گردید.
ملک نعیم همه ساله بعد از دیدار داوود خان راهی هزاره جات می شد. ملک نعیم همچون سلطانی با هزاره رفتار می کرد زمین های زیادی را در تملک خود درآورد، قلعه های مستحکمی برای خود ساخت و در دوران او بود که شترها و مواشی کوچی ها از نقطه حرکت تا منزل های توقف زمین های زراعتی مردم را پامال می کردند و بجای چراگاه ها اکثرا زمین های کشت شده ی مردم را می چریدند.
در دوران ملک نعیم بود که در هر محل بین 7 تا 10 شتر را شترهای «سید» نامگذاری می کردند و این شتران را بالای زمین های سبز شده مردم رها می کردند و هیچکسی جرات منع چریدن آنها را نداشتند در غیر آن به جرم اهانت به «شترهای سید» به ولسوالی محل معرفی می شدند همچنان در دوران ملک نعیم بود که کوچی ها در زمین های مردم چند سنگی را روی هم قرار داده و از نام یکی از خلفای راشدین به اسم «مسجد» مسمی می کردند وقتی کوچی ها می رفتند مردم آن سنگ ها را برمی داشتند سال بعد کوچی ها برداشتن این سنگ ها را «ویرانی مسجد و توهین به خلفای راشدین» دانسته و صاحب زمین را به ولسوالی معرفی می کردند.
زمانی در ولسوالی پنجاب مردم نزد پاچاگل سرباز فرمانده امنیه بامیان عریضه بردند و گفتند که شتران و مواشی کوچی ها زمین های ما را پامال کرده و می چرند. پاچاگل سرباز با صدای بلند از طریق لودسپکیر صدا زد و گفت: ای کاش من شتر شده می توانستم تا همه زمین های شما را می چریدم.
همچنان در یکی از جشن های استقلال در ولایت بامیان رفیقی والی و سرباز فرمانده امنیه همه اربابان و ملاهای هزاره را در گوشه جمع کرده بود به شکلی زیرنظر گرفتند بعد وقتی ملک نعیم کوچی وارد مجلس شد فرمانده امنیه مانند یک رقاصه پیش روی او به رقص پرداخت و چندین فیر هوایی شادیانه کرد بدین شکل به اربابان و ملاهای هزاره فهماند که سلطان هزاره جات همین ملک نعیم است من و والی صرفا رکاب دار او هستیم.
پس از سقوط داوود خان و حوادث کودتای ثور تجاوز اردوی سرخ و حضور مجاهدین در کابل، کوچی ها فرصت رفتن در هزاره جات را نیافتند و در این سال ها از ملک نعیم هم چیزی شنیده نشد اما وقتی طالبان به قدرت رسیدند بار دیگر نام ملک نعیم بر سر زبان ها افتاد و بعد معلوم شد که او به دلیل گذشته سرکوبگری هزاره ها، شناخت از مناطق هزاره جات، فعالیت ها و استفاده از امکانات بی حد و حصر مالی که در اختیار داشت برای به قدرت رسانیدن طالبان تقریبا نقش محوری بازی کرده است.
او عزیزترین فرد نزد ملاعمر بود بعد از تسخیر هزاره جات توسط طالبان ملاعمر ملک نعیم را بعنوان نماینده خاص و مسوول رهبری طالبان در هزاره جات تعیین نمود و شماره خاص خود را در اختیارش گذاشت و در مجلس عمومی قندهار در محضر همه خطاب به ملک نعیم گفت: هزاره جات را به تو می سپارم و تا می توانی آنها را سرکوب نما، اسلحه شان را ضبط کن و راپور خیریت و اطاعت آن مناطق را بطور مستقیم به شماره خاص من گزارش بده. تو دیگر در برابر هیچکسی مسوول و پاسخگو نمی باشی و این توصیه ملاعمر در آن مجلس شامل چند ماده می شود که بعدا دراختیار دوستان قرار می دهم.
ملک نعیم نه تنها شخص قابل اعتماد برای ملاعمر بود بلکه خود وی در پیروزی طالبان نقش بسیار عمده داشت. ملک نعیم سازمانده قتل عام بامیان و یکاولنگ است. ملک نعیم اکنون هم یک طالب تمام عیار و یکی از پیوند دهندگان اصلی گروه های انتحاری و انفجاری طالبان است. بعد از سقوط طالبان، آمریکایی ها به دلیل شناخت دقیق از ملک نعیم و یکی از ستون پایه های اصلی مالی و فکری طالبان او را مدت سه سال و نیم راهی زندان گوانتانامو کردند اما کرزی بعد از اینکه قدرتش را تحکیم کرد برای استمرار نماد استبداد عبدالرحمان خانی بر هزاره ها به ملک نعیم نیاز داشت بنابراین او را از چنگ آمریکایی ها رها ساخت تا فرستادن کوچی ها به هزاره جات را مدیریت نماید.
همینطور هم شد ملک نعیم بار دیگر کوچی ها را آماده ساخت تا به هزاره جات هجوم ببرند. به گفته خودش که زمین هایم را باید دوباره تصاحب می کردم شاهد بودیم که کوچی ها دست تطاول دراز کردند و سخن ملک نعیم را ضمانت اجرایی بخشیدند شاید خواننده عزیز باور نکند اما این یک حقیقت است که همین اکنون حاصل زمین های غصبی ملک نعیم در هزاره جات بعد از فصل خرمن توسط هزاره ها به او رسانیده می شود.
ملک نعیم کوچی نزدیک ترین مشاور غیر رسمی اشرف غنی در امور هزاره ها است در ضمن ملک نعیم با قیوم کوچی کاکای غنی سفیر مسکو، یار گرمابه و گلستان است چون قیوم کوچی یکی از نزدیکترین افراد به طالبان می باشد و در مشوره های تفاهم با طالبان قیوم کوچی و ملک نعیم کوچی ذهنیت دهندگان اصلی غنی می باشند از سرای ملک نعیم کوچی بود که حمله انتحاری بر رجال برجسته صورت گرفت که ده ها کشته و صدها زخمی را در پی داشت بنابراین ملک نعیم کوچی در دوران ظاهر خان، داوود خان، طالبان، کرزی و احمدزی مامور سرکوب هزاره ها و استمرار بخش نماد استبداد عبدالرحمان خانی و عامل تجاوز و تطاول کوچی ها بر هزاره جات بوده و می باشد.
عکس ها : مولوی تره خیل، اشرف غنی، قیوم کوچی کاکای غنی و ملک نعیم کوچی. در خانه مولوی تره خیل قطعا در مورد کشمکش های انتخاباتی صحبت شده است که بعد از این گفتگو خیمه های تحصن را برداشتند چون مولوی سرکش را قانع کرده بودند.
Back
جامعه ای که از تاریخ عبرت نگیرد تاریخ بر او تکرار می شود
سردار داوود در دوران صدارت ده ساله ی خود (1953 - 1963) سفری به هزاره جات کرد و در مقر «حکومت اعلای دایزنگی» واقع در ولسوالی پنجاب با گرمی زاید الوصفی از سوی هزاره ها استقبال گردید اما داوودخان از این استقبال بسیار ناراحت شد
Published: 1397/06/07 10:33News ID: 67685Source: شبکه اطلاع رسانی افغانستان
