سلطهٔ مستقیم و غیر مستقیم استعمار بر کشور و تداوم آن بیشترین آسیب را بر حوزهٔ فرهنگ کشور وارد نموده است که مظاهر و جلوه هایش در آسیب شناسی اجتماعی جامعهٔ ما بخوبی قابل رویت است.
یکی از این آسیب ها نحوهٔ نگرش و نگاه ما به قضایا و رویدادهای کشور است که میتوان آنرا نوعی بیماری فرهنگی نامید. این نگاه خودش را بصورت توطئه نگری و به تبع آن معلول نگری و معلول نگاری می نمایاند که متاسفانه هنوز بعنوان شیوهٔ معمول و متداول و باور مسلط بر مغز و قلمِ تعدادی از نخبگان و فعالین سیاسی، روشنفکران، منتقدان و اندیشمندان عزیز ما سنگینی میکند.
در این نوع نگاه همهی رویدادها و فعل و انفعالات جامعهٔ ما از «خارج» کلید میخورند و به اثر توطئه ها، مداخلات و نقشه های راه آنها رقم زده میشوند و گویا هیچ برگی بدون اجازه و ارادهٔ آنها پایین نمی افتد. عنصر داخلی همچون تکهٔ مومی تصور میشود که میتوان آنرا طور دلبخواهی به هر شکلی در آورد.
این نگرش باعث شده است تا زنجیرهٔ روابط علت-معلولی تسلسل حوادث و قضایا از متن گفتمان ها و تحلیل ها غایب شود و با ساده سازی قضایا و بصورت یک جانبه همه الا و بلا به «گردن ملا» انداخته شود.
البته عقبگردهای ما عمدتن ریشه در درون جامعهٔ ما دارند و عنصر بیرونی نقش تُندکننده یا کُندکنندهٔ آهنگ این عقبگردها را داشته اند، چرا که ورود و نفوذ استعمارگران غربی یا شرقی در واقع معلول عقب ماندگی ما بود و نه علت آن.
ریشهیابی علل و عوامل معضلات، ناهنجاریها و مشکلات جامعه و ارایهٔ راه حل معقول و عملی بدون واکاوی و آسیب شناسی علمی و همه جانبه غیر ممکن است.
ما بجای اینکه فقط «دیگران» – اعم از اعراب، شرق، غرب، استعمار، یهود و نصارا، این و آن و … را مقصر بشماریم، بهتر است «سری به گریبان خود» نیز بیندازیم و ببینیم چرا چنین ایم و در کجای زمان و مکان ایستاده ایم؟
Back
بیماری فرهنگی در مظاهر آسیب شناسی اجتماعی
سلطهٔ مستقیم و غیر مستقیم استعمار بر کشور و تداوم آن بیشترین آسیب را بر حوزهٔ فرهنگ کشور وارد نموده است که مظاهر و جلوه هایش در آسیب شناسی اجتماعی جامعهٔ ما بخوبی قابل رویت است.
Published: 1397/10/04 9:30News ID: 69569Source: رزاق رحیمی
