اگر نگاهی به گذشته سیاسی داکتر عبدالله بیاندازیم، میبینیم که عبدالله در نقش ملای پل خشتی(لارنس_انگلیس) بازی کرده است و سیاه کاری هایش مثل یک کوه ذغال است.
به نقل از جیمز دابیز نماینده اسبق و خاص امریکا در افغانستان، داکتر عبدالله عبدالله در کنفرانس بن اول گفته بود که رهبر آینده افغانستان باید یک پشتون باشد و گفته بود: اگر استاد ربانی پذیرفت خوب اگر نپذیرفت، باز به تنهایی پیش می رویم!
در انتخابات 2009، مارشال فهیم فقید به تکرار به استاد عطامحمد نور گوش زد کرده بود که «این بچه (داکترعبدالله) اول برنده نمی شود، اگر برنده شود، توانایی ریاست را ندارد»
گفتهی مارشال فقید درست بیرون شد، پاشنه آشیل داکترعبدالله که یک ویدیوی اوست، او را مجبور ساخت که با گرفتن هفتاد میلیون دالر به آرای مردم خیانت کند به دور دوم انتخابات نرود.
در انتخابات 2014 یک محوریت بزرگ شکل گرفت. صلاح الدین ربانی رییس جمعیت اسلامی که چندان دلخوشی به داکترعبدالله نداشت- چون او هتک حرمت داکترعبدالله به استاد ربانی را به یاد داشت- به اثر پافشاری استاد عطامحمد نور آقای ربانی قانع شد به کمپ اصلاحات و همگرایی برود و مسوولیت معرفی عبدالله را به عهده بگیرد.
استاد محقق یک پایهی اصلی تیم اصلاحات و همگرایی به دلیل رفاقت دیرینه با استاد عطامحمد نور، معاونیت داکترعبدالله را پذیرفت.
گفته می شود عطامحمد نور بیشتر از 24 میلیون دالر را در انتخابات 2014 هزینه کرده بود.
داکتر عبدالله در انتخابات 2014، با یک پتکه آمریکاییها با وصف آنکه گفته بود: قطعه قطعه شوم حکومت تقلبی را نمی پذیرم، بدون اینکه با تیم اصلاحات و همگرایی مشورت کند، ریاست جمهوری را به داکتر غنی واگذار کرد.
با ایجاد حکومت وحدت ملی و تقسیم پنجاه در صد قدرت، عبدالله ضعیف ترین نقش را بازی کرد؛ تا جایی که کلیدیترین حامیانش کمپ اجرائیه را ترک گفتند و تیم اصلاحات و همگرایی عملا از هم پاشید.
مهم ترین بحث، توافق نامه حکومت وحدت ملی بود که یک مورد آن هم عملی نشد.
شناسنامهی هوشمند عملا در حال توزیع شدن است. داکترعبدالله اصلاحات انتخاباتی را عملی نتوانست. حتا داکتر عبدالله با اصلاحات انتخاباتی مخالف شد و با بسته شدن دروازه های کمیسیون مخالفت کرد تا اینکه به اثر فشارهای احزاب سیستم بایومتریک را کمیسیون پذیرفت.
بحث مهم دیگر توزیع قدرت است که عبدالله کوچک ترین نقشی در تعین وزرا، معینان و سفرا نداشت ندارد و صلاحیت تعین یک مامور بست سه را ندارد.
عبدالله در حوزه مقاومت نقش ملای پل خشتی را بازی کرده و میکند.
کوچکترین کاری را که داکتر عبدالله در حوزه مقاومت کرده است، چیست؟!
جز اینکه چهار نفر جوان چیز فهم را در یک خانه به نام کانون اصلاحات بندی کرده و از آنها مداحان تمام عیار ساخته است.
کانون اصلاحاتی ها وظیفه دارند که افکار عامه را با تولید متن های فریبنده مصروف نگه دارند. نمونه آن تولید دو متنی بود که در روزنامه هشت صبح نشر کردند تا عبدالله فرصت پیدا کند که از تربیون های سالیاد شهادت احمدشاه مسعود و استاد ربانی به نفع خود اش تبلیغ کند و به رقیب هایش بتازد.
ریاست اجرایی و حکومت فعلی ایستگاه آخر سیاسی داکترعبدالله است؛ زیرا کلیدی ترین متحدین عبدالله در انتخابات پیشرو از او حمایت نمیکنند.
صلاح الدین ربانی رییس جمعیت اسلامی در آغاز حکومت وحدت ملی مخالفت عبدالله با وزیر خارجه شدنش را هیچ وقت فراموش نمیکند.
وقتی که صلاح الدین ربانی وزیر خارجه میشد، عبدالله گفته بود:«داکتر غنی با وزارت خارجه صلاح الدین خان مخالف است.»
اما زمانی که استاد عطا با ارگ بر سر تقسیم قدرت گفتگو کرد داکتر غنی به اثر پافشاری عطامحمد نور پذیرفت که صلاح الدین خان وزیر خارجه شود.
صلاح الدین ربانی از نقش پنهان داکتر عبدالله در استیضاح اش با خبر است.
عطامحمد نور که در انتخابات گذشته از کلیدی ترین حامیان عبدالله بود، در انتخابات پیشرو چالش بزرگ بر سر راه او میباشد.
آقای نور با ایجاد ایتلاف بزرگ در هماهنگی با استاد محقق و جنرال دوستم یکی از طرف های اصلی انتخابات پیشرو هستند.
امیر محمد اسماعیل خان که به صراحت اعلام کرده است به عبدالله اجازه نمی دهد که بار دیگر بالای شانه مردم ما سوار شود.
محمد یونس قانونی به دلیل مخالفت عبدالله با ریاست او در شورای عالی صلح، از رقیبان جدی عبدالله است.
وی در چند جلسه خصوصی گفته است که عبدالله در نزد او مرده است!
در حوزه شمالی، چالش بزرگ بر سر راه او شورای شمالی است که والیان ولایات پروان، کاپیسا، کابل و فرماندهان عمده جهادی آقایان الماس زاهد، امان الله گذر، بسم الله محمدی، تاج محمد مجاهد، ایوب سالنگی، عتیق الله بریالی، گل حیدر خان، حاجی بهلول ودر کل حوزه مقاومت که در گذشته عبدالله به عنوان تخته خیز از این حوزه استفاده می کرد، با او نیستند.
در حوزه غور، بادغیس و هرات عبدالله کوچک ترین کاری نکرده است، مردمان این خطه باستانی به شدت از او ناراض اند. آیا مردم هرات توهین و تحقیر علی احمد عثمانی را در انتخابات پیشرو فراموش می کنند؟!
شمال شرق که بستر رای عبدالله بود، به اثر بی کفایتی او به جولانگاه طالبان تبدیل شده است.
ناکامی پنجاه در صدی حکومت وحدت ملی بر دوش عبدالله است.
عبدالله نمی تواند که ادا اپوزیسیونی کند و خود را مبرا از همه نابسامانی ها و خرابی وضعیت فعلی بشمارد؛ چون در فساد در کمیته تدارکات سهیم است.
مردم مار افعی و ملای پل خشتی را خوب شناخته اند، زهرش را چشیده اند و هرگز بار سوم به او اعتماد نخواهند کرد.
حامد رهگذر
Back
ریاست اجرایی آخرین ایستگاه ملای پل خشتی
اگر نگاهی به گذشته سیاسی داکتر عبدالله بیاندازیم، می بینیم که عبدالله در نقش ملای پل خشتی(لارنس_انگلیس) بازی کرده است و سیاه کاری هایش مثل یک کوه ذغال است.
Published: 1397/10/23 17:24News ID: 69942Source: خبرگزاری افغان ایرکا
