وزارت ترانسپورت که یک وزارت غیر سیاسی و نسبت به اکثر وزارتخانه ها کم اهمیت تر است از زمان کرزی تا چند ماه قبل دارای یک وزیر هزاره تبار بود و از همین سبب تقریبا 15 تا بیست فیصد پرسونل آن وزارتخانه را هزاره ها تشکیل می دادند در حال که در بسیاری از وزارت خانه های دگر هر وزیر 90 فیصد از تبار خود را جابجا می کنند، گرچه یک مرتبه آقای محمد الله بتاش اوزبیک تبار در وزارت ترانسپورت به عنوان وزیر مقرر گردید که نام برده هیچ یکی از پرسونل هزاره تبار وزارت ترانسپورت را نه تنها برکنار نکرد بلکه بعضی ها را ارتقا هم داده است.

هنگام که حلقه کوچک شوونیزم قومی در درون ارگ به رهبری عبدالسلام رحیمی تصمیم گرفتند که هزاره ها را از ادارات دولتی پاکسازی نمایند از دگر وزارتخانه ها بسیار ماهرانه و به زودی هزاره ها را جارو کردند تا اینکه نوبت به وزارت ترانسپورت رسید ، در وزارت ترانسپورت تصفیه هزاره ها مشکل به نظر می رسید چون در وزارت ترانسپورت یک معین وزارت و در حدود چهار ریاست در اختیار هزاره ها بود که اگر غیر از وزیر هزاره تبار هزاره ها را جارو می کرد سرو صدا خلق می گردید روی همین علت بود که عبدالسلام رحیمی یک نفر از جنس هزاره ها را به نام حمید طهماسی برای جارو کردن هزاره ها در وزارت مخابرات به صفت وزیر گماشت چون آقای طهماسی زمان که در اداره امور بود وفاداری خود را به درگاه شوونیزم قومی ثابت کرده بود و در وظیفه تفتیش کردن مرتضی رحیمی معین وزارت داخله که هزاره تبار بود به نفع شوونیزم ایشان را از کار برکنار و به دادستانی معرفی کرده بود و باز هم هنگام که در مدت شش ماه در وزارت داخله توظیف گردیده بود بدترین رابطه را در وزارت داخله با هزاره ها داشت که حتی روزی یک هزاره را به سیلی میزند وقت که سوال می کنند که چرا ؟ جواب می دهد که هزاره را می زنم تا که دیگران بترسند .

هنگام که طهماسی وزیر ترانسپورت تعیین می گردد برای اینکه بیشتر مورد پسند شوونیزم قومی ارگ نشینان قرار بگیرد بسیار به زودی دو نفر از رؤسای هزاره تبار وزارت ترانسپورت به نام های انجینر ضیا ریس مالی و اداری و غلام عباس برلاس ریس تفتیش را از وظیفه بدون در نظر داشت هیچ جرمی سبکدوش می کند و بعد نوبت می رسد به خانم فوزیه احسانی معین مالی و اداری که تخصص در رشته مدیریت به سطح ماستری و سابقه هفت سال کار در وزارت ترانسپورت دارد و بعد از کار کردن در پست های مختلف وزارت به اساس لیاقت به سطح معینیت ارتقاء یافته است که ایشان را آقای طهماسی بسیار توهین و تحقیر می کند ، اسناد تحصیلی ایشان را زیر سوال می برد ، در جلسات هیات رهبری وزارت ایشان را خبر نمی کند و در میان مردم این خانم را متهم به تهمت های می کند که دور از بیان است تا اینکه ایشان را هم از وزارت بیرون می کند ، بعد از این که ایشان را از وزارت ترانسپورت بیرون می کند به خاطر اینکه خود را از زیر بار انتقاد هزاره ها و حتی اکثر مامورین وزارت ترانسپورت مصوون نگهدارد در پای خانم فوزیه احسانی دوسیه سازی می کند که گویا شش سال قبل در ولایت هرات خانم احسانی چهارده هزار افغانی رشوت گرفته است و ناجوانمردانه یک صدا که تقریباً مشابه صدای خانم احسانی است هم ثبت می کنند دوسیه و صدای ثبت شده را به دادستانی ارسال می کند و به این ترتیب خانم احسانی به تهمت ناحق گرفتار می شود و تمام دار و ندار خود را به سختی یک وکیل می گیرد و اکنون دادستانی می گوید که درست است که این کار یک دسیسه بوده است اما برای نجات از این دسیسه شما باید دوهزا دالر بپردازید که خانم احسانی این مقدار پول را ندارد و آقای طهماسی به این هم بسنده نمی کند دوسیه و نوار ثبت شده را به روزنامه هشت صبح ارسال می کند و بالای روزنامه هشت صبح از تاکتیک فشار و تطمیع کار می گیرد که آن را نشر نماید و اکنون خانم احسانی بیکار و بی سرنوشت و بدون واسطه در انتظار سرنوشت بی سرنوشت به سر می برد و معلوم است که پای یک انسان هزاره به دادستانی کشانیده شود باید چه سرنوشت داشته باشد ؟ و آقای طهماسی هم با جارو کردن هزاره ها از وزارت ترانسپورت برکنار می‌شود و در بدل این خدمت چشم طمع زیادی از دربار شوونیزم داشت ولی از آن جایی که شوونیزم از اینگونه انسان ها به مثابه کاغذ دستپاک استفاده می کنند بعد از شش ماه ایشان را در یک پست تشریفاتی که نام دارد اما وجود خارجی ندارد در مشاوریت دانی برده اند که برای بیرون رفتن از مشاوریت دانی دیده شود که آقای طهماسی مانند ضیا چه کسی را از هلیکوپتر پایین می اندازد که بازهم در یک پست اجرایی مقرر گردد.

برای هزاره های دارداری ، به جاه و شایسته گوی یک نقطه را یادآور می شوم که در افغانستان قانون و تیزس نوشته شده مخکشیزم حکم فرماه است و هر هزاره که در یک پست تعیین می گردد باید وفادار و پابند به قانون مخکشیزم باشند .