همانگونه که آمریکایی ها نیاز به تغییر در استراتژی خود شده اند ما نیز باید درک کرده باشیم که هیچ بیگانه ای از ما نمی شود و ما باید خود توانایی های خودی وطن خود را رهبری کرده برای ترقی و تعالی مردم خود بکوشیم.
دولت وحدت ملی به رهبری محمد اشرف غنی احمدزی ریس جمهور و داکتر عبدالله عبدالله ریس آجرایی!
بعد سقوط رژیم طالبان
جامعه جهانی به رهبری امریکا با صدور حکم شورای امنیت سازمان ملل متحد با ساز برگ نظامی و هزاران متخصص دولت داری و یک تیمی گویا از تکنوکرات های پوسیده در غرب افغانی وارد افغانستان شدند.
با انتقال قدرت از دولت اسلامی به رهبری برهان الدین ربانی ریس جمهور وقت که از طرف اکثریت جامعه بین المللی در آن وقت به رسمیت شناخته شده بود به حامد کرزی سیاست گر بومی و قابل قبول به گروه های دخیل در مسایل بزرگ سیاسی نظامی افغانستان.
امریکا با وارد شدن به خاک افغانستان نه تنها مقام رهبری جنگ و مبارزه نظامی را با گروه های تروریستی از جمله طالبان و القاعده را در دست گرفت، بازسازی ویرانه ای بنام افغاستان با اقتصاد فروریخته اش را نیز برعهده گرفت و کمک های تمامی کشورهای جهان را خودش گرفت و به دلخواه خود خرج نمود.
در سال های اول آمریکا نه تنها کمک های مالی و حمایتی وافر به دولت دست نشانده خود در افغانستان نمود بلکه آمریکا و متحدین اروپایی آن هزاران سرباز اشغالگر خوده نیز وارد خاک ما نمودند و خاک افغانستان به لابراتواری تجهیزات نظامی و کشتار مردم افغانستان به یکی از درس های اکادمی های پراتیک جنگی سربازان خود ساختند.
مردم افغانستان بی خبر از همه دسیسه ها مشاورین غربی با خوش باوری هر رنگ سفید و چشم سبز را مشاور صاحب گفته و قدر نمودند. آنها هم با دیدن سادگی مردم افغانستان فساد در دستگاه دولتی شان رایج ساخته پول های کمکی خوده هشتاد در صد اش را دوباره یا با ماش های بلند مشاورین و یا هم با فساد های رنگارنگ در پروژه ها با خود دوباره بردند.
آنها دولتی را در افغانستان بنیاد نهادند و ساختند با وزیران و والیان نا کارآمد بیسواد که آنها هیچ چیزی از حکومت داری نمی دانستند همه برنامه های غربی ها را بیشرمانه در وطن خود پیاده نمودند و ذهنیت افغانها را در مورد حضور نیروهای اشغالگر خارجی را بگونه چاپلوسانه تغییر دادند و آب فراوان مفت به آسیاب اشغالگران وطن خود ریختند.
جامعه جهانی و در راس امریکا برای اینکه بتواند دوام حضور خوده تظمین کند در استراتژی نظامی و سیاسی اش بر افغانستان این را گنجانید که دولت افغانستان نباید دارای قدرت و توانایی ملی گردد و شخصیت های ملی و دارای فهم و توانایی های مدیریتی وارد نظام اداری گردن و در استراتژی نظامی خود هم این را پیاده نمودند که افغانستان نباید دارای نیروهای مسلح با توانایی دفاع مستقلانه شود.
آنها در افغانستان بنیاد های اساسی ملت شدن فرو ریختن و مسایل قوم سمت و زبان دامن زده برتری های رنگارنگ قومی را وسیله برای از هم پاشی ملت افغانستان در ذهن مردمان بیسواد و کم سوادش ترزیق نموده مردم از همدیگر دور ساخته بقای حضور خود تضمین نمودند.
امریکاییان با برگزاری لوی جرگه قانون اساسی تحت کنترول لوله تفنگ سربازان اشغالگر خود بنیاد دولت نو ولی با سیاست های کهنه را گذاشتند و برنامه ای خود زیر نام برگزاری انتخابات آغاز نمودند که از همان اولش جنجال برانگیز ترین ها بوده و تا هنوز هم است بعد از هیجده سال اکنون نگرانی اصلی که در حلقات سیاسی داخلی و خارجی این است که دولتی که نتواسته در هیجده سال سال گذشته در مبارزه علیه تروریسم و طالبان با کمک هزاران هزار سرباز اشغالگر بیرونی موفقیت نداشته چگونه خواهد توانست علیه داعش طالب و بدتر از همه عیله فسادی که به اوج خود رسیده است مبارزه کند و بعد از خروج احتمالی قوای نظامی امریکا و ناتو از افغانستان دوام بیاورد.
رییس جمهور اشرف غنی احمدزی چندی پیش در یکی از کنفرانس های خبری خود اظهار داشت که در صورت خروج نیروهای خارجی شش ماه دولت پوشالی اش دوام نمی کند.
بعد از انتخابات ریاست جمهوری همه می گویند که آقای غنی تلاش می کند در تبانی با کمیسیون انتخابات نتایج انتخابات را به نفع خود اعلان کند و به دولت داری خود در خود چه مشروع یا نامشروع ادامه دهد و جسد پوسیده دولت داری افغانستان را بر شانه کشانده ملت مظلوم و محکوم افغانستان بیشتر به سوی نابودی سوق دهد.
یکی از سوال های اصلی بین زنان و مردان وطن دوست این است که دولت آینده افغانستان از همین اکنون با عدم مشروعیت سر دچار است.
اتهامات تقلب گسترده در آن از هم اکنون مشروعیت دولت آینده را نه تنها در میان مردم این کشور زیر سوال برده و پرستیژ آنرا از هم اکنون در میان مردم کاهش داده بلکه جامعه جهانی را نیز نسبت به این مساله متردد ساخته است که آیا به کمک و همکاری های خود با آن ادامه دهند یا نی؟
در چنین وضعیتی بحرانی همه وطن دوستان پیش بینی می کنند که دولت بعدی افغانستان به رهبری اشرف غنی احمدزی در پنجسال آینده نه تنها مجبور خواهد بود با مشکلات و مخالفت های داخلی دست و پنجه نرم کند بلکه این وضعیت دشوار مانع آن خواهد شد تا مناسبات گرم سابق خود را با جهانیان به ویژه همسایگان جغرافیا افغانستان که اکثریت شان مخالف حضور امریکایان هستند حفظ کند با وجود همه ی این مشکلات به نظر نمی رسد کشور های جهان بخصوص اعضای ناتو با دیدن در چنین اوضاع واحولی بحرانی دورنی و بیرونی حاضر به ادامه دهی کمک های مالی شان به نا مشروع افغانستان تحت رهبر اشرف غنی احمدزی شوند.
همه ما می دانیم که در پنج سال گذشته دولت به رهبری آقای شرف غنی و عبدالله عبدالله نیز به اندازه ای که طالبان در شکست دادن و ناکامی برنامه های جامعه بین المللی برهبری امریکا در افغانستان نقش داشته اند، اینها هم همان اندازه نقش داشتند
در پنج سال گذشته با همکاری جامعه جهانی در افغانستان این دو نتوانستند از عهده دولت داری خوب بدر شوند بلکه با عدم کارآیی شان در حکومت داری بهتر و از دست دادن حمایت مردمی زمینه ساز شکست احتمالی دولت و دست آورد های هیجده سال گذشته را هموار نمودند.
به نظر می رسد کاسه جامعه جهانی لبریز شده و آنها می خواهند با مخالفان دولت افغانستان به ویژه طالبان نه در حرف بلکه در عمل کنار آیند و زمینه یک مشارکت طالبان در دولت را فراهم کنند و برای محو و کاهش فساد گسترده در دستگاه دولت دست به اقدامات قاطع و عملی بزنند و مشکلات را با همسایگان افغانستان به ویژه با پاکستان حل و فصل نموده و خطر فتح دولت را توسط طالبان کاهش دهند.
به باور من هیجده سال بعد از هجوم نیروهای اشغالگر امریکایی در افغانستان همانگونه که آمریکایی ها نیاز به تغییر در استراتژی خود شده اند ما نیز به صفت صاحبان اصلی افغانستان باید درک کرده باشیم که هیچ بیگانه ای از ما نمی شود و ما باید خود توانایی های خودی وطن خود را رهبری کرده برای ترقی و تعالی مردم خود بکوشیم به قدرت و توانایی های بیرونی ها.
Back
نا کار آمد ترین دولت در طول تاریخ افغانستان
همانگونه که آمریکایی ها نیاز به تغییر در استراتژی خود شده اند ما نیز باید درک کرده باشیم که هیچ بیگانه ای از ما نمی شود و ما باید خود توانایی های خودی وطن خود را رهبری کرده برای ترقی و تعالی مردم خود بکوشیم.
Published: 1398/09/20 22:32News ID: 75662Source: داکتر انیسه پشه ای ـ فعال حقوق بشر در افغانستان
