عبادات بخشی از دین و مربوط به ارتباط مخلوق با خالق و حق‌الله است، اما بخش بسیار مهمی از دین، مربوط به ارتباط و نحوه‌ی تعامل انسان‌ها با یکدیگر است.

غالباً، بر جنبه‌ی عبادی دین؛ مانند نماز، روزه، حج، دعا و... که جنبه‌ی فردی دارد و حق‌الله است، تأکید می‌شود، اما بر نحوه‌ی تعامل انسان‌ها با یکدیگر مانند پرهیز از رشوت، پرهیز از احتکار، دوری از غیبت و دروغ، پرهیز از رباخواری، پرهیز از گران‌فروشی، پرهیز از غصب اموال و زمین مردم، دوری از تهمت، دوری از ظلم و...، که جنبه‌ی اجتماعی دارند، کمتر تأکید می‌شود.

عبادات، حق‌الله است و در واقع، مخلوق با انجام عبادت به خودسازی می‌پردازد و با خدای خود عهد می‌کند که اعمال و رفتار خود را انسانی و اسلامی بسازد، عبادت اگر صرفاً به عنوان یک عادت انجام داده شود و تغییری در رفتار و گفتار و اعمال اجتماعی و تعامل انسان‌ها با یکدیگر به‌وجود نیاورد، چندان ارزشی ندارد.

حق‌الناس بسیار مهم‌تر از حق‌الله است، خدا می‌تواند از حق خودش بگذرد، اما از حق‌الناس نه، لذا اگر کسی توبه کند حق‌الله بخشیده می‌شود، اما حق‌الناس خیر، حق‌الناس را باید پرداخت و یا از آن‌ها باید رضایت گرفت. خداوند به عبادت ما نیاز ندارد، بلکه عبادت برای خودسازی ما است که خدا را به یاد داشته باشیم و بر مردم ظلم نکنیم، مال مردم را نخوریم، مال یتیم را نخوریم، رشوت‌خواری نکنیم، دروغ نگویم، تهمت نزنیم، غیبت نکنیم و...، اگر از یک طرف عبادت کنیم و از طرف دیگر، رشوت بخوریم، دروغ بگوییم، تهمت بزنیم، ظلم کنیم، غیبت کنیم و...، معلوم است که عبادت ما، عبادت نبوده و نیست، چون نتوانسته ما را بسازد.

نوت: خودم افرادی را می‌شناسم که پیشانی‌شان از بس نماز خوانده و سجده کرده‌اند، پینه بسته است، ولی مال مردم را مانند شفتل‌تر نوش جان می‌کنند، اینجا است که می‌توان گفت: عبادت این‌ها به اندازه یک جو هم ارزش ندارد.

محمد نسیم جعفری