شاید بتوان گفت که بعد از فیصله لوی جرگه و امضا و دستور اشرف غنی مبنی بر آزادی 400 زندانی خطرناک طالب از محبس نیروهای دولتی، دیگر هیچ بهانه ای برای شروع مذاکرات صلح بین الافغانی وجود نداشته باشد؛ اما باز شاهد هستیم که اظهاراتی در مورد تعویق افتادن این مذاکرات می شود. حفیظ منصور از اعضای تیم مذاکره‌کننده دولت دلیل آن را آزاد نشدن شماری از افسران نظامی دولت می داند که هنوز در اسارت طالبان قرار دارند. در همین حال اشرف غنی، در گفتگویی که با شورای روابط خارجی امریکا داشت، گفت: که هیچ تضمینی وجود ندارد که زندانیان آزاد شده گروه طالبان، دوباره به تهدید امنیتی تبدیل نشوند.

این اظهارات اشرف غنی با واکنش طالبان روبه رو شد و در بیانیه ای آن را تحریک‌آمیز خواندند که به فایده هیچ جهتی تمام نمی‌شود. همچنین اعلام کردند که دولت افغانستان را به عنوان یک نظام برسمیت نمی‌شناسیم بلکه آن را چتری برای دوام اِشغال آمریکایی می‌دانیم که از غرب آورده شده است و اعضای طالبان برای هیچ کشور خارجی تهدید نبوده و نیستند.

رحمت‌الله نبیل نیز در این رابطه گفت: دولت هیچگونه راهکاری برای صلح ندارد بلکه مجری صلح نیابتی است. اعضای دفتر سازمان ملل (یوناما) پس از دیدار با نمایندگان سیاسی طالبان خبر از آغاز مذاکرات در هفته جاری دادند  اما به دلایلی که در ذیل اشاره می شود نمی توان به آغاز مذاکرات بین الافغانی زیاد خوش بین بود:

1-  عدم وجود گفتمان مشترک
طالبان با دستور کار تشکیل یک نظام اسلامی و دولت اسلامی پای میز مذاکرات می آیند، اما اینکه شیوه حکومتداری آنها چگونه خواهد بود در هاله ای از ابهام است. همچنین سهیل شاهین درباره سرنوشت اعضای این گروه پس از توافق می گوید: «موضوع ادغام مجاهدین مسلح در صفوف ارتش موضوع بعدی است و پس از آنکه نظام اسلامی در نتیجه مذاکرات تشکیل شد طبعاً مجاهدین از یک مرحله جهاد به مرحله دیگر می‌روند که همانا استقرار نظام و بازسازی کشور است».

دولت نیز هر چند اعلام کرده است که با چهار کمیته کاری با طالبان وارد مذاکره خواهند شد اما اظهارات ضد و نقیض مسئولین ارشد حکومتی به خوبی بی برنامگی دولت را می رساند.

2-  قدرت نمایی های طرفین
آقای شاه حسین مرتضوی در یادداشتی در 8 صبح از کارت های بازی می گوید و اینکه دولت دست بالا را در مذاکرات صلح دارد، در واقع می توان گفت مانور نظامی اخیر در ننگرهار و ولسوالی سپین بولدک در ولایت قندهار پیام های روشنی برای کنشگران در افغانستان و مذاکرات صلح دارد. در طرق مقابل نیز طالبان با حملات متعددی در گوشه و کنار افغانستان از جمله در غزنی و بدخشان سعی در به اختیار درآوردن اراضی بیشتر و به نمایش در آوردن قدرت نظامی خود است. شاید بتوان گفت که ضربات سنگین طالبان به نیروهای آمریکایی در به وجود آوردن توافق صلح با این گروه از جمله ساقط کردن هواپیمای  «E-11A» که حامل مقامات نظامی آمریکایی بود، بی تاثیر نبوده است.

3-  یک بام و دو هوای غربی ها در حمایت از صلح در افغانستان
یکی از پیش شرط های طالبان برای اعتماد سازی و آغاز مذاکرات آزادی 5000 زندانی آنها بود، که دستور آزاد سازی آخرین زندانی ها و خطرناکترین آنها با برگزاری لوی جرگه صادر گردید. نتیجه حاصل از برگزاری لوی جرگه که می توان آن را به نوعی اجماع ملی برای آوردن صلح به افغانستان قلمداد کرد مورد حمایت اکثر کشورها قرار گرفت، اما با گذشت چند روز آمریکا، استرالیا و فرانسه خواستار آزاد نشدن برخی از زندانیان شدند، غربی ها در حالی که از برگزاری لوی جرگه حمایت کردند به خوبی می دانند که این اقدام آنها مانعی بزرگ است برای آغاز مذاکرات بین الافغانی.

4-  بازی کنشگران ذی نفع
شام روز جمعه 24 اسد در مسیر شاه راه کابل- پروان فوزیه کوفی از اعضای تیم مذاکره کننده مورد حمله مسلحانه قرار گرفت که خوشبختانه جان سالم به در برد هر چند که طالبان این حمله را رد کردند ولی آقای امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری این حمله را به طالبان نسبت دادند و معتقدند که تدابیر شدید و عمیق نظامی و امنیتی ما را به صلح نزدیک می کند. طالبان تنها با موعظه صلح پذیر نمیشود.

اما در این میان نمی توان نقش شبکه های استخباراتی بیگانه و کشور هایی که منافع خود را جنگ و و ادامه خشونت در افغانستان دنبال می کنند نادیده گرفت.