طالبان بعد از تصرف اسپین بولدک در سال 1373 توجه همگان را به خود جلب کردند و بعد از دو سال با اشغال کابل در تاریخ 5 میزان 1375 حکومت امارات اسلامی را اعلام کردند و پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان تنها کشور هایی بودند که آن را به رسمیت شناختند. به عقیده پروفسور «فرد هالیدی» ظهور طالبان در 1994 یکی از پیچیدهترین معماها در تاریخ سیاسی افغانستان به شمار میرود. از همان ابتدای پیدایش طالبان نظریات مختلفی در مورد چگونگی شکل گیری این گروه وجود داشت، عده ای ظهور طالبان را خودجوش می دانند اما دیگران آن را محصول شبکه های استخباراتی و امنیتی همجون سیا و آی اس آی می دانند که از سیاست های منطقه ای کشورهای امارات متحده عربی، پاکستان، عربستان و ایالات متحده آمریکا ناشی می شود.
بعد از تقریبا دو دهه حضور نظامی آمریکا که از تاریخ 7 اکتبر 2001 به بهانه مبارزه با تروریسم و طالبان شروع شد، در 29 فوریه 2020 ما شاهد امضای توافق صلح میان امارات اسلامی افغانستان و ایالات متحده آمریکا بودیم. حال سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا آمریکا همچون شوروی در آستانه یک شکست تاریخی در افغانستان است یا اینکه قدرت گیری مجدد طالبان جزئی از طرح امنیتی آسیای مرکزی است که با حمایت مستقیم آمریکا صورت می پذیرد؟
بعد از قدرت گیری مجدد طالبان در سال 2014 تا کنون مناطق تحت نفوذ این گروه به 60 تا 70 درصد از خاک افغانستان تخمین زده می شود و در حال حاضر نیز همه روزه با درگیری های زیادی در گوشه و کنار افغانستان میان طالبان و نیروهای امنیتی مواجه هستیم به طوری که نیویورک تایمز ادعا می کند که با تاخیر در مذاکرات صلح افغانستان، کابل در محاصره طالبان قرار گرفته است. بر این اساس به دلایل ذیل سناریوی آمریکایی بودن پروژه طالبان و قدرت گیری مجدد آنها دور از ذهن نیست:
1- عدم حذف و نابودی رهبران طالبان
ترور و حذف مهره های کلیدی هر سازمانی همواره یکی از استراتژی های آمریکا برای فشار بر آن سازمان و گروه بوده است که می توان به کشتن #اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده در تاریخ 1 مهٔ 2011 توسط نیروهای نظامی آمریکایی در ایبتآباد به دستور باراک اوباما و یا عملیات مشابه برای حذف ابوبکر #البغدادی در سال 2019 اشاره کرد. اما این استراتژی در خصوص رهبران طالبان این گونه به کار برده نشده است و یا به صورت محدود با توجه به منافع انجام شده است. به عنوان مثال بعد از نزدیک شدن #ملا_اختر_منصور به ایران و عدم سازش با آمریکا تصمیم به حذف او گرفتند، در این خصوص وال استریت ژورنال می نویسد: «تصمیم قاطع گرفته شد که منصور باید طعم عقوبت نیامدن به پای میز مذاکره را بچشد.» اما عمدتاً استراتژی حذف آمریکایی ها شامل نیروها، فرماندهان میدانی و رهبران میانی بوده است در صورتی که شورای کویته با وجود فعالیت های آشکار هیچ گاه مورد تعرض قرار نگرفته است.
2- همکاری استراتژیک با پاکستان
پاکستان به عنوان مأمن اصلی طالبان از ابتدای شکلگیری این گروه همواره با حمایت های سیاسی، نظامی و مالی عامل اصلی حیات طالبان بوده است اما تاکنون هیچ تحریمی در خصوص حمایت پاکستان از تروریسم علیه آنها وضع نشده است فقط آمریکا در بین سالهای 2010- 2017 حمیات نظامی خود از پاکستان را 60 درصد کاهش داده است. با این وجود به نظر می رسد آمریکا در سال 2019 استراتژی جدیدی را در پیش گرفته است که با اجرای آن طالبان توانستند به بازیگری سیاسی تبدیل شوند و از طریق صلح بتوانند در قدرت سهم داشته باشند و گروه های تروریستی در خاک پاکستان مدیریت شوند و از آنها برای عملیات علیه جمهوری اسلامی ایران و هند استفاده شوند. آمریکا همواره برای پیشبرد اهداف خود در منطقه نیازمند یک بازیگر مثل پاکستان می باشد که ترجیح می دهد با آنها همکاری داشته باشد تا از طریق گروه های تروریستی موجود در پاکستان بتوانند دست به ایجاد ناامنی در مرزهای ایران بزنند و پاکستان نیز با استفاده از آنها به منازعات منطقه ای خود بپردازد.
3- عدم نابودی منابع مالی طالبان
هر چند که طالبان از منابع مختلفی تامین مالی می شوند مانند کشور های حوزه خلیج فارس، اما خشخاش بخش اصلی آن را تشکیل می دهد به طوری که مبلغی در حدود 2 تا 3 میلیارد دلار در سال از طریق کشت خشاش و قاچاق مواد مخدر در اختیار گروه طالبان قرارمیگیرد. این در حالی است که مزرعه های اصلی خشخاش در اطراف دو پایگاه اصلی امریکا در هلمند و پروان قرار دارند، اما هیچ حرکت جدی برای نابودی آنها صورت نگرفته است.
در طول یک دهه گذشته سطح کشت مواد مخدر از 157هزار هکتار به 263 هزار هکتار افزایش یافته است. گرچه خشخاش بخش اصلی از درآمد مردم افغانستان را نیز تشکیل میدهد اما صرف هزینه 2 تریلیون دلاری در 20 سال برای جنگ در افغانستان میتوانست صرف توسعه اقتصاد افغانستان و
کاهش منابع مالی طالبان شود. بنابراین میتوان گفت درطول 20سال گذشته امریکا تلاشی برای کاهش منابع مالی طالبان نکرده است این درحالی است که نیروهای ناتو و آمریکایی ها نیز متهم به قاچاق مواد مخدر هستند.
4- عدم نابودی پایگاه ها و مراکز تجمع طالبان
پایگاه های آموزشی طالبان چیزی پنهان از نیروهای محلی نبوده و نیست، همچنین طالبان هر از چند وقت اقدام به مانورهای نظامی گسترده ای در مناطق مختلف می کند، حجم زیاد نیروها و خودروهای آنها به راحتی قابل شناسایی است اما همواره از حملات هوایی آمریکایی ها مصون بوده است. در حالی که آسیبی که حملات آنها به غیر نظامیان وارد کرده است بیشتر از آسیب هایی است که به طالبان وارد شده است. عدم حمله به اهداف طالبان و در مقابل، حمله به اهداف مشکوک از جمله دیگر مواردی است که جدیت آمریکا در مبارزه با طالبان را زیر سوال میبرد و احتمال فرضیه تقویت طالبان را دوچندان می کند. همچنین نیروهای امنیتی افغانستان و آمریکایی ها در سال 2019 نیروهای خود را از مناطق غیر شهری و روستایی به پایگاه های بزرگ منتقل کردند کاری که موجب تقویت و تسلط طالبان بر این مناطق شد.
علیرضا عبداللهی سیستانی ـ کارشناس ارشد سیاست گذاری عمومی
Back
امارات اسلامی پروژه نام آشنای آمریکایی
طالبان بعد از تصرف اسپین بولدک در سال 1373 توجه همگان را به خود جلب کردند و بعد از دو سال با اشغال کابل در تاریخ 5 میزان 1375 حکومت امارات اسلامی را اعلام کردند و پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان تنها کشور هایی بودند که آن را به رسمیت شناختند.
Published: 1399/06/06 10:49News ID: 80459
