به رغم برخی شباهت‌ها میان امارت‌های سنتی (سلطنتی) با امارت تیوکراتیک و حکومت مطلقه‌ی مذهبی، این نظام‌ها در کل مثل هم نیستند. اما طالبان با استفاده از نام امارت اسلامی خواهان اعاده‌ی نظم کهن به شکل سلطنت مذهبی اند.

خواست نظام‌های پادشاهی از مردم، اغلب در محدوده‌ی تابعیت سیاسی، عسکردهی و پرداخت مالیه خلاصه می‌شد، اما در امارت مذهبی، مردم برده‌ی مطلق امیر‌المؤمنین اند؛ کسی که خود را نایب خدا در روی زمین می‌داند.

در امارت‌های سلطنتی، دامنه‌ی نظارت محدود است، اما در امارت مذهبی از نحوه‌ی همخوابگی تا چگونگی فکر کردن، گپ‌زدن، نشستن، راه‌رفتن، خوردن، نوشیدن، پوشیدن، آموزش‌دیدن، کارکردن، عبادت‌کردن و حتی نجواهای درونی و گفتگوهای درون‌فردی و ارتباطات میان‌فردی و گروهی، زیر نظارتی خشن و ویرانگر قرار می‌گیرد.

در حکومت مذهبی هیچ تفکیکی میان حوزه‌ی عمومی و خصوصی وجود ندارد. چون وقتی پای نایب خدا در میان باشد، دیگر هیچ چیزی نمی‌تواند از زیر ذره‌بین نظارت او بیرون بماند.
نیز امارت مذهبی خودش را مربی اخلاق و فرهنگ و مالک جان، مال و حیثیت مردم می‌داند. سرانجام در این‌گونه نظام، مردم هیچ مطلق اند و در هیچ معامله و معادله‌ای محاسبه نمی‌شوند. تنها واقعیت موجود امیر و حواریون او اند.

عزیزالله آریافر