حاشیه‌های فربه‌تر از متن، آهسته آهسته مسیر گفتمان صلح را ترسیم می‌کند. جنگ نرم و اما جدی میان هیأت‌های مذاکره‌کننده‌ جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان در قطب‌های موازی با هم شروع شده است. خواست اصلی طالبان از مسکو طرح شد (حکومت موقت و کنار رفتن محمداشرف غنی از قدرت)؛ اما هیأت مذاکره‌کننده‌ افغانستان در پی مشروعیت‌زدایی جنگ طالبان برآمده است.

تأثیر پس‌لرزه‌های انتخابات امریکا هنوز بر گفت‌وگوهای صلح افغانستان سنگینی می‌کند. پس از پیروزی جو بایدن و شکل‌گیری حکومت جدید در امریکا، گفت‌وگوهای صلح به حالت تعلیق رفت. طالبان که با حکومت ترمپ به توافق رسیده بودند، بیش‌تر نگران تحولات اخیر در امریکا هستند؛ زیرا توافقی که میان امریکا و گروه طالبان امضا شده است، پهلوهای تاریک و پنهان زیادی دارد که حتا برای شماری از نهادها و مسوولان امریکایی هم روشن نیست. برای همین، حکومت جدید امریکا در پی بررسی و حتا بازنگری این توافق است. آنچه که بر روند گفت‌وگوهای صلح سایه سنگین انداخته است.

انقطاع و سردرگمی که در روند گفت‌وگوهای صلح به میان آمده‌، تخم نبرد خاموش و دیپلماتیک چند طرفه را کاشته است. طالبان با نشان دادن چراغ سبز به قدرت‌های منطقه‌ای که مخالف سیاست جهانی امریکا، به‌ویژه حضور این کشور در افغانستان‌اند، خواستند مانور جدید اجرا کنند و به برای امریکا هشدار بدهند که اگر آنان به توافقات انجام شده پا بزنند، تبعات ناخوشایند برای شان خواهد داشت. طالبان به خوبی می‌دانند که قدرت‌های منطقه‌ای و رقیبان امریکا از توافق انجام شده میان این گروه و ایالات متحده ناراض هستند. نزدیکی طالبان با این کشورها هشداری برای امریکا است که اگر تغییر جدی در مسیر عملی شدن توافق انجام شده به میان آید، آنان فرصت راه‌اندازی بازی دیگری را در منطقه دارند. از طرف دیگر این سفر تبعات داخلی برای افغانستان نیز دارد.

هفته‌ گذشته، هیأت‌هایی از جانب طالبان به ایران و روسیه رفتند. این سفرها به باور طالبان، تلاش برای به میان آوردن توازن سیاست جهانی و منطقه‌ای برای طرف‌های درگیر در افغانستان است. یعنی روسیه و ایران به عنوان قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای نمی‌توانند در معادلات صلح نادیده گرفته شوند. دیده می‌شود که طالبان دیپلماسی شکل‌گیری توازن سیاست جهانی و منطقه‌ای را آن‌هم در حساس‌ترین شرایط پیش گرفته‌اند. طالبان با این اقدام غافل‌گیرکننده برای حکومت افغانستان، قبل از شروع دور دوم مذاکرات به گونه جدی، می‌خواهند آخرین دیدگاه‌های روسیه و ایران را داشته باشند. زیرا طالبان می‌دانند که اشرف غنی در زمان حاکمیتش با ایران و روسیه طبق فرمایش‌های امریکا رفتار کرد و این دو کشور از او دل‌خوشی ندارند.

از طرف دیگر، طالبان در این سفر هدف‌گیری غیرقابل منتظره نیز انجام دادند؛ طرح حکومت موقت و کنار رفتن غنی از قدرت. آنچه که سبب شد حتا وضعیت داخلی در میان سیاست‌گران افغانستان نیز دوقطبی شود. چرا طالبان این بحث را از مسکو کلید زدند؟ پیدا است که طرح این بحث از سوی طالبان آن‌هم در مسکو، پیام واضح برای غنی دارد. رابطه‌ اشرف غنی در یک‌ونیم سال اخیر با امریکا تنش‌آلود بوده است. دل‌گرمی محمداشرف غنی در صورت پشت کردن امریکا، ایران و روسیه بود. غنی فکر می‌کند در صورت که امریکا به او پشت کند، روسیه و ایران از وی حمایت خواهند کرد. سفرهای اخیر حنیف اتمر، وزیر امور خارجه و حمدالله محب، مشاور امنیت ملی رییس جمهور در همین راستا به ایران صورت گرفت. اما طالبان دقیق بحث کنار رفتن غنی را از جایی بلند کردند که برای غنی تکان‌دهنده بود.

اخیراً بحث حکومت موقت یا حکومت صلح که زمینه‌ساز گذار به نظامی باشد که در آن طالبان نیز شریک سفره قدرت شوند، از سوی حلقات گوناگون مطرح شده است. طالبان تا قبل از سفر به ایران و روسیه در این باره موضع روشن نداشتند. شماری از هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان، سیاست‌گران مطرح، احزاب بزرگ سیاسی و حتا رییس مجلس نمایندگان افغانستان، آمدن اداره‌ موقت را حتمی دانسته و از این طرح استقبال کرده‌اند. در سطح جامعه نیز مخالفت یک دست با این طرح وجود ندارد. حکومت افغانستان به دلیل ناکامی‌های جدی که در عرصه‌ حکومت‌داری، تأمین امنیت و افزایش نگران‌کننده بی‌کاری و فقر دارد، در واقع این فرصت را برای طالبان فراهم کرده ‌است تا آنان از این فرصت استفاده بهینه کنند.

طالبان برای نخستین بار از مسکو بحث کنار رفتن غنی از قدرت و ایجاد یک حکومتی که بتواند پروسه‌ صلح را تسهیل کند و به سوی نظام مشارکتی آینده برود، مطرح کردند. این مورد، جنجالی‌ترین بحث در مذاکرات است. مذاکراتی که هنوز شروع نشده است. بحث آتش‌بس فوری از سوی جمهوری اسلامی افغانستان و مفهوم ناروشن نظام اسلامی از سوی طالبان، درشت‌ترین آجنداهای مذاکرات در دور دوم به شمار می‌رفت. اما طرف افغانستان هرگز تصور نمی‌کرد که بحث کنار رفتن اشرف غنی از قدرت این‌گونه و آن‌هم از مسکو مطرح شود. طالبان با طرح این بحث در واقع دو هدف مهم را دنبال می‌کنند نخست ذهنیت‌سازی برای پذیریش این واقعیت که اگر صلحی در کار است، باید اشرف غنی از قدرت کنار برود. دوم، سنجش افکار عمومی در داخل افغانستان، منطقه و جهان بود. این زنگ خطر برای اشرف غنی جدی است.

اشرف غنی که با دشواری‌های فراوان تلاش کرد، خودش را در قدرت حفظ کند و در بزنگاه حفظ قدرت گاهی انتخابات را به بحران برد و با امریکا که حامی اصلی دولت افغانستان به شمار می‌رود تا سطح تقابل پیش‌رفت. کنار رفتن از قدرت برای محمداشرف غنی، بی‌نهایت دشوار خواهد بود. معلوم می‌شود که او در تنگنای جدی قرار گرفته است. امریکا با طالبان به توافق رسیده است. کشورهای منطقه نیز از غنی دل‌خوشی چندانی ندارند. وضعیت در داخل نظام نیز به سود اشرف غنی نیست. او از عملی شدن کامل توافق‌نامه‌ای که با داکتر عبدالله عبدالله امضا کرده بود، طفره می‌رود. این امر سبب شده است تا هر دو شریک سفره قدرت، هنوز هم گام‌های متحدانه بر ندارند. حکومت با شورای ملی در تقابل سخت قرار گرفته است. شماری از سیاسیون و احزاب سیاسی از حکومت موقت استقبال کرده‌اند. نارضایتی‌های گسترده‌ شهروندان از کارکردهای حکومت، دلایل روشن و زنگ خطر برای حکومت آقای غنی است.

حکومت اشرف غنی و مهره‌های اصلی و تصمیم‌گیرنده آن، در این روزها با چند جبهه مقابل شده‌اند؛ با طالبان که این حکومت را فاقد مشروعیت خوانده و شخص غنی را مانع اصلی پیروزی صلح خطاب کرده‌اند، با سیاسیون، احزاب سیاسی و شورای ملی که از طرح حکومت جدید و همه‌شمول، مشروط بر پایان جنگ و خون‌ریزی در کشور استقبال کرده‌اند. شماری هم جدا از حکومت، مدعی‌اند که با کنار رفتن غنی از قدرت، نظام فرومی‌پاشد و یک‌بار دیگر افغانستان درگیر جنگ‌های داخلی و به مراتب ویران‌گرتر از قبل خواهد شد. حکومت تلاش دارد، هرگونه ساز مخالف با خود را برچسب‌های ضد منافع ملی بزند. اما واقعیت این است که در زمان حاکمیت محمداشرف غنی، رابطه‌ حکومت با احزاب سیاسی، چهره‌های تأثیرگذار و شهروندان کشور براساس امتیاز‌دهی‌های موسمی، گروه‌بازی‌های موقتی و فردگرایی‌های سلیقه‌ای بوده است که خلاف روحیه و رویه‌ منافع ملی شمرده می‌شود. آقای غنی با رفتارهای تک‌روانه و تمرکزگرایی بیش از حد در حکومت‌کردن، فاصله جبران‌ناپذیر میان حکومت، مردم و گروه‌های فعال سیاسی – اجتماعی به میان آورده است. در این بخش، حکومت نمی‌تواند با تقابل با مردم و گروه‌های فعال سیاسی -اجتماعی پیش برود.

اما در طرف دیگر، عالمان دین که شامل هیأت مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی افغانستان هستند، دو روز پیش در دوحه با رهبری اتحادیه‌ جهانی علمای اسلام دیدار کردند. در گزارشی که از سوی آنان نشر شد، آمده است که رهبری اتحادیه‌ جهانی علمای اسلام جنگ افغانستان را فاقد مشروعیت دینی خوانده‌ و بر پایان خون‌ریزی‌ها در این کشور تأکید کرده است. حکومت افغانستان و به تبع آن هیأت مذاکره‌کننده تلاش دارد تا از جنگ طالبان در برابر حکومت و مردم افغانستان مشروعیت‌زدایی دینی کنند. حکومت و بخشی از مردم مدعی هستند که طالبان به صلح باور ندارند؛ بلکه آنان در پی کسب قدرت‌اند. به باور آنان، طالبان برای همین با امریکا که بهانه‌ تداوم جنگ‌شان علیه حکومت و مردم افغانستان بود، صلح کردند؛ اما علیه حکومت و شهروندان این کشور هنوز می‌جنگند، دست به حملات تروریستی می‌زنند و افراد ملکی را نیز ترور می‌کنند. این نشان می‌دهد که جنگ طالبان از همان ابتدا به خاطر خارجی‌ها و دین نبوده است، بلکه با استفاده از نام دین و به بهانه اشغال کشور، برای دست یافتن به قدرت، هزار‌ان شهروند را کشتند و کشور را از رفتن به سوی توسعه و رفاه عقب کشیدند.