افغانستان دکان خون است، گیم های زنده خون اینجا است، خونش و طبیعت اش مجانی است، می توانی بیایی بتازی و بروی و ما تنها نعره پیروزی سر می دهیم در حالیکه همه را باخته ایم و بازهم گدا شده ایم.
جنگ میرود وحشی شود و جهان سکوت شرم آوری را در برابر کشتار این سرزمین اختیار کرده است، حتی پیام های آتش بس نمی دهند و دم از قوای حافظ صلح حتی به صورت تصنعی از گاو های وابسته خود بیرون نمی آورند.
سال های پیش تعریف از جنگ داشتم:
جنگ عبارت از اوج شهامت و شجاعت است ولی تفاله بربریت و وحشت.
جنگ، جنگ است ولی جنگ به جنگ های عادلانه و جنگ تجاوز کارانه و متجاوز تقسیم می شود.
جنگ های عادلانه به منظور مهار کردن ظلم و بی عدالتی شکل می گیرد، انقلابات چنین است حتی در این راستا این گونه جنگ ها را از دایره تعریف جنگ بیرون می رانند و آنرا شورش به شکل مثبت آن:
(شورش برده های روم برهبری سپارتاکس)، قیام (مثلا قیام سپاهیان هندی در برابر انگلیس، کمون پاریس)،
جهاد از دید اسلامی آن (مثلا افغانستان در برابر شوروی وقت).
عدم اطاعت (مثلا حبیب الله گاو سوار در برابر امیر عبدالرحمن خان، جنبش پستونخواه برهبری خان عبدالغفار خان بر ضد پاکستان)، جنبش استقلال طلبی به شکل ژاندارکی آن و قیام آزادی خواهی برای کسب استقلال، مثلا سه جنگ افغان و انگلیس که از دید انگلیس ها، قیام جنگ و از دید کشور ما سه قیام مردم و آزادی خواهی پنداشته می شود. قیام مصری بر ضد ناپلیون به رهبری عبدالکریم، قیام لیبیا به رهبری عمر مختار و ….)
به این صورت جنگ عادلانه که همان قیام مردم و مدافعه شمرده می شود و خود را از دایره تعریف جنگ بیرون می کنند.
ولی؛ جنگ تجاوز گرانه، یک حرکت بسوی نابودی همه آنچه ارزش است، میباشد، نابودی انسان، حیوان و طبیعت یکسان است، از خون آدمی می نوشد و بر پیکر سقوط کرده ارزش ها می خوابد ولذت می برد.
چهل سال است که در کشور ما این دو جنگ عادلانه و جنگ تجاوزگرانه با متصدیان سرخ و سبز وسیاه و گاهی هم رنگین در جریان است، آمدند و ارزش ها را کشتند و رفتند و کسی داد خواهی نکرد و اندک بعد حاکمان دست های متجاوز را فشرد رویش را بوسید، به کشورش سفر کرد و آرام خوابید و طبل دوستی نواخت تا دیگرش پاچه بر زد و شمشیر کشید و تشنه خون ما شد. آمد هر آنچه آن ناکس کرده بود تکرار کرد و آرام برفت کشته شدگانش را قهرمان خواندند و ما همه را صرف شهید گفتیم و فراموش کردیم.
افغانستان دکان خون است، گیم های زنده خون اینجا است، خونش و طبیعت اش مجانی است، می توانی بیایی بتازی و بروی و ما تنها نعره پیروزی سر می دهیم در حالیکه همه را باخته ایم و بازهم گدا شده ایم.
اکنون جنگ به گفته جگ لندن، دندان نشان می دهد و گرگ ها تشنه به خون ما پوز به آسمان نموده اند، جنگ تجاوز گرانه و عادلانه به وضاحت در کشور ما رنگ گرفته است.
هر دو طرف خوب می جنگند و نمایش بربریت از درون آن شعله ور است.
دستان را می برند، چشم ها را از حدقه بیرون می کنند، آتش می زنند،جالب اینکه دعوای بود و حاکمیت دارند، بر همین مردم بی دست و پا و چشم.
تمامی همسایه در ها را بسته اند و تماشاگر تیاتر خون اند، فریاد کودکان ما را شاید خدا هم ناشنیده گیرد؛ چه گناهی مرتکب شده ایم که خدا چنین قهر است.
شاید صبر بیش از حد نزدیک به یک جبونی شرم آور ما را نزد خدا شرمگین ساخته است.
ملل متحد به تار های سرمایه بسته است، سرمایه خون می خواهد، آمپریالیزم را اکنون در کشو مان چه خوب می بینیم، شاید در گذشته ها فکر می کردیم امپریالیزم گفتن یک نمود سیاسی است نه حقیقی؛ ولی حالا آمپریالیزم دندان نشان می دهد، و ما با پوست و گوشت مان چنگال ها را احساس می کنیم.
هشدار:
دولت، طالبان بیهوده لب و دندان یکدیگر نشکنید، قفس خونین است و دیگری در انتظار نوشیدن خون شما، اگر حالا هوشیار نمی شوید پس چه وقت!؟ بترسید از این جمله زیرین:
اگر هوشیار نشوید، دیگری را از یاد نبرید، آمد نیست و شدنی.
عشق آباد
سید مسعود
Back
این جنگ از دایره تعریف جنگ بیرون است
افغانستان دکان خون است، گیم های زنده خون اینجا است، خونش و طبیعت اش مجانی است، می توانی بیایی بتازی و بروی و ما تنها نعره پیروزی سر می دهیم در حالیکه همه را باخته ایم و بازهم گدا شده ایم.
Published: 1400/05/17 17:47News ID: 86324
