سفر آقای غنی به مزارشریف به این معنا است که او حاضر به تفویض صلاحیت به فرماندهان جهادی نیست و میخواهد که همه چیز تحت اداره خودش باشد.

مارشال دوستم، جنرال عطا محمد نور و استاد محمد محقق از چهره‌های شاخص نظامی-سیاسی در شمال هستند. این سه چهره، جنگ‌‌های طولانی و خطرناک با طالبان را در کارنامه دارند و اتحاد آنان می‌تواند منجر به تغییر وضعیت در شمال شود. آقای غنی روز گذشته به شهر مزار شریف رفته و در یک نشست امنیتی در حالی که این سه چهره مقتدر شمال حضور دارند، اشتراک کرده است.

سفر آقای غنی به مزارشریف اگر از یک طرف به این معنا است که او وضعیت شمال را جدی گرفته و میخواهد که هرچه زودتر وضعیت تغییر کند، از سوی دیگر به این معنا هم می‌تواند باشد که او حاضر به تفویض صلاحیت به سه چهره یاد شده نیست و میخواهد که همه چیز تحت اداره خودش باشد که این امر شاید با طیب خاطر چهره های یاد شده همخوانی نداشته باشد.

با این حال، برای این‌که این سه چهره مقتدر شمال بتوانند موثر عمل کنند، چند «اما» و «اگر» وجود دارد:
1- این سه چهره مقتدر در حال حاضر در برابر یک کار انجام شده قرار گرفته‌اند. بسیاری از مناطق در شمال دست طالبان افتاد و پس‌گیری آن به نیرو، توان و تدابیر ویژه و خارق‌العاده نیاز دارد.

2- بین این سه چهره در گذشته هرچند فرازهایی از اتحاد و همکاری دیده شده اما در عین حال، در مراحل و مقاطع دیگر، بین آنان رقابت‌هایی هم وجود داشته است. موثریت آنان اکنون در جنگ بستگی به این دارد که چقدر آنان می‌توانند به وجوه اشتراک تاکید کنند و اختلاف‌ها را بتوانند نادیده بگیرند.

3- بین سه چهره یاد شده و حکومت نیز در گذشته اختلاف‌ها و کشیدگی‌های زیادی وجود داشته است. در عین حال که این سه چهره در مقاطع دیگر همکار حکومت بوده اند. در واقع پرسش اصلی این است که اتحاد رهبران شمال با حکومت بر چه مبنا استوار است؟ آیا ترس مشترک از طالبان این اتحاد را بوجود آورده است؟ آیا طرفین اتحاد، برداشت یکسانی از تهدیدها و ترس‌ها و آینده اتحاد دارند؟

4- بین چهره های یاد شده و مردم فاصله‌ها و اختلاف‌هایی بوجود آمده است. در واقع رابطه این سه چهره به همان اندازه که با حکومت مبهم و تعریف ناشده بوده، با مردم نیز این رابطه به همین شکل بوده است. بسییاری از مردم و هواداران این سه چهره (به ویژه از استاد عطا و استاد محقق) اعتماد لازم و کافی که قبلا بالای آنان داشتند، اکنون ندارند. این ها نیاز دارند که اعتماد مردم و فرماندهان خود را اعاده کنند. مردم تصور می‌کنند که این ها در یک معامله پر سود با حکومت وارد جنگ شده و مردم را قربانی می‌سازند.

5- این سه چهره مقتدر، با آن‌که یک عمر نظامی‌گری کرده و شیوه‌های جنگ با طالبان را نیز بلد هستند اما طالبان همان طالبان بیست سال پیش نیستند. یک نسل طالبان که با این سه چهره درگیر بودند، یا از بین رفتند یا جبهه جنگ را ترک کردند. نسل جدید طالبان، بیشتر جوانان هستند که با شیوه ها و روش های جدید جنگی وارد میدان شده؛ با انگیزه‌ها و دلایل دیگری و با شکل و شمال دیگری از رهبری و مدیریت کنترول می شوند که سه چهره یاد شده با آن آشنایی ندارند.

6- بین چهره‌های شاخص نظامی-سیاسی شمال و حکومت در مورد چگونگی رهبری و مدیریت جنگ تفاوت دیدگاه وجود دارد. این چهره‌ها می‌خواهند که مدیریت و رهبری جنگ به صورت کامل در اختیار آنان قرار داشته باشد تا اوامر و دساتیر آنان بی درنگ اجرا شود. در غیر این صورت، حضور آنان در جنگ موثریت نخواهد داشت. این در حالی است که حکومت حاضر نیست که تمام امکانات و اختیارات را در اختیار آنان قرار دهد. این امر بسیار مهم است.

نورالله ولیزاده