در افغانستان آمریکا جامه بدل کرد و بدون خبر و به گفته خلیلزاد بدون اجازه میزبان همانطوریکه بدون اجازه از سر دیوار دزدانه وارد شده بود، از سر دیوار فرار کرد و باغبان پیر و علیل اش از پس او با چشمان گریان دروازه باغ را باز کرد و نه فرار که خیلی ادبی أست بل با همرازانش گریخت (شاید هم حرف های پشت پرده باشد که من نمی دانم)

حالا امریکا حریف دیرینه چین را نشانی کرده است، نقض حقوق بشر را مانند پکت بر سرش می کوبد، مرض کرونا را ساخته شده لابراتوار هایش تبلیغ می کند، ولی کالا هایش را که بازار های امریکایی را گرفته أست دوست دارد، با هانکانگ خوبترین مهد دموکراسی و آزادی ولیبرالستی جهان میانه نزدیک فکری دارد، چین خاموشانه بکار اش مشغول است و از هر فرصت برای پس کشیدن امریکا استفاده می برد.

حرکات آمریکا:
1- از افغانستان ظاهرا می رود و لباس تبدیل می کند، فضای افغانستان را در انحصار خود دارد، در هر جایی افغانستان که دلش شود از خلیج با راکت های رهبری شده حمله می کند، می کشد و می گوید تروریستان هدف بود.
تا هنوز تروریست ها از جانب آمریکا تعریف واضع داده نشده أست، تنها از چند تا نام را یاد می کند.
2- با انگلیس سراغ استرالیا می رود و فروش زیر دریایی که قدرت حمل اسلحه اتومی را دارد می بندد (آکاس)و دریای سرخ و آب های جنوب چین را زیر تهدید می گیرد، بیچاره استرالیا داخل بازی خطرناک می شود و نیوزیلاند نیز از ترس برخورد اتومی چین به خود می لرزد
3-گردهم آیی چهار گانه که متشکل از آمریکا و جاپان و هند و استرالیا است دایر می کند و لزوم نزدیکی بیشتر این کشور ها را برای کاهش خطر و جلوگیری خطر چین تشویق می کند، تیوری هیولای خرس زرد را عنوان می کند و سه کشور هزار فیصد با آن موافق می شود
4- با هند که از اوضاع افغانستان ناراضی است پشت در های بسته به مذاکره می نشیند و وعده های زیادی را به هند این یار استراتژیک خود می دهد، هند برای او سبب چین بسیار مهم است.
رو در رو بودن چین و هند از دید سیاسی آمریکا شرایط مساعد منطقوی را برایش ایجاد می کند، منطقه در گیر خود می شوند و سازمان بریکس غیر متجانس تر و خطر اش کاهش بیشتر می یابد
5- کشور های جنوب شرق آسیا در درون سازمان پر قدرت آسیان را کمک می کند تا لیبرالیزم را چنان نمایش دهند تا مرکز هانکانگ در چین سبب نگرانی نظام چین شود
اندونیزیا، فلیپین، کوریای جنوبی،تایوان یا چین ملی و مالیزیا اکنون خود را در خطر إقتصادی و سیاسی و نظامی چین می دانند و این امر یک وسیله طبیعی و خود کار است که این کشور ها را بسوی امریکا می کشاند.

حرکات چین:
1- چین با برآمدن آمریکا از افغانستان از طریق پاکستان و روسیه و ایران فعال می شود، می خواهد ورود امریکا را از دروازه افغانستان به یوروشیا که بزرگترین بازار های آسیایی چین است مانع شود، هم امریکا و هم چین چشم به طالبان دوخته اند، هردو با طالبان به گونه های متفاوت ارتباط دارند
2- چین از طریق بریکس و با پامیانی روسیه با هند در مسامحه است، حرکات هند را در تعداد موارد خصمانه می داند ولی پهلوی هم می نشینند و گفتگو می کنند.
3- چین از طریق ایجاد بانک سرمایه گذاری زیربنایی بریکس که سهم بزرگترین را دارد، نفوذ غیر قابل مهار را در کشور های روبه انکشاف با عقب نگهداشته شده وارد می آورد و دهه 1970 را که شوروی ها بر امریکا تحمیل کردند، تکرار می کند.
4- چین با حمایه کوریای شمالی جاپان و کوریای جنوبی را تحت پوشش نظامی در آورده است، امریکا از حرکات اتومی کوریای شمالی در این مورد خیلی ها نگران است.
4- چین با انکشاف فنآوری فضائی به مریخ می رود و فضا را برای آمریکا تنگ تر می کند.
5- چین با تسخیر بازار های کالا های متوسد و کوچک امریکا و اروپا و سایر جهان قدرت أقتصادی امریکا را زیر سوال می برد و مزه شکست را به إمریکا می دهد.
6- چین با روسیه یکجا می شود و خیال برژنسکی استراتیژیست امریکایی و مکندر جیو پولتیست امریکایی نقش امریکا را در جزیره جهانی نقش بر آب می کند.

بایدن پیر کهنه کار سیاست امریکا خوب می داند که کشور های اسلامی فاندمتلیست چون ایران و کشور های کمونیستی دارای مرکزیت قوی تنها از درون قابل فروپاشیدن است، حرکات بیرونی این گونه کشور ها را مستحکم تر می سازد.
رهبری دسته جمعی چین و رهبر بسیار خون سرد چین آمریکایی ها را چه ترامپ سلحشور و چه بایدن نزدیک به مرگ وادار کرده أست که هر چند گاهی احساساتی شوند و بروند بر اسپ جارلز برنسون سوار شوند و کاوبایی کنند.

فروپاشی:
1- اتحاد جماهیر شوروی
2- دولت اسلامی عراق
3- دولت لیبیا
4- دولت اسلامی افغانستان
تجارب بزرگ در این مورد مؤثریت حرکت عامل داخلی است، همه موارد در مورد چین که یاد شد،ایجاد آشتفتگی سیاسی اجتماعی در مورد ثبات چین است
چین بی ثبات برده امریکا خواهد بود، این امر دشوار در مورد چین است ولی ناممکن نیست، حرکات چوهن لای در زمان حاکمیت انقلابی ماهو که کودتا از جانب رقیبان چین خوانده شد، براندازی چین را نقشه دا شت.
آمریکا در صدد ایجاد گرباچف و یا حد اقل ایلسن چینی است نمی دانم از کدام بازار هانکانگ و یا شانگهای از درون فعالان مخفی لیبرالیست ها این آدمک را پیدا خواهند کرد.
در کشور ما خیلی آسان سهل و ساده بود.
در چین جطور؟
آیا می تواند؟

عشق آباد
سید مسعود