درگذشت فدایی هروی را بسیاری در جامعه ادبی و فرهنگی افغانستان یک ضایعه دانسته و بر اثر گذاری حضور او در نخستین تشکلهای ادبی افغانستان تاکید کرده اند.
براتعلی فدایی هروی که اهل ادبیات به او "شیخ الشعرا"میگفتند، به عمر 92 سالگی به اثر بیماری در هرات درگذشت. شاعری که دوستداران او چندین سال پیش از درگذشت، آرامگاهش را بنا کردند و او " آرامگاه ابدی" خود را از نزدیک میدید.
او در سال 1308 خورشیدی در شهر کهنه هرات به دنیا آمد. به حیث کارمند دولت در هرات و دیگر ولایات افغانستان خدمت کرد، با حضور شوروی و آغاز جنگها، در دهه شصت خورشیدی به ایران مهاجرت کرد، پس از "پیروزی مجاهدین" در سال 1371 به زادگاه خود هرات برگشت و بیش از دو دهه آخر عمر خود را در هرات گذراند. شاعری غزلسرا با جانمایههای نوتر و متکی بر روال کلاسیک شعر فارسی بود. از او شعرهای بسیاری منتشر شده و دیوانی از او به کوشش آصف رحمانی پارسی در هزار نسخه سال 1397 در هرات منتشر شده است.
او از شاعران اثر گذار در جریان شعر نیم قرن اخیر و به ویژه شعر مهاجرت افغانستان بود، جریانی که پس از حضور شوروی و مهاجرت مردم افغانستان، در ایران و عمدتا در شهر مشهد، خراسان رضوی امروز شکل گرفت. پایهگذاری جریانی با عنوان "شعر مقاومت و مهاجرت" در مشهد، با حضور شاعران معاصر و دوستداران شعر فارسی، در خانه و پیرامون براتعلی فدایی صورت گرفت، دوام یافت و پسانتر و در سالهای بعد به جریان ماندگار در شعر بدل شد. او در این پایهریزی سهم عمدهای داشت، شاعری بود که همه دوستداران او و اهل ادبیات، "استاد" خطابش میکردند.
او کهنسالترین در میان طیف شاعر و اهل قلم به ویژه در غرب افغانستان بود. بسیاری از اهل ادبیات و خاصه شعر و آنانی که در مهاجرت نیم قرنه مردم افغانستان در ایران، قدم به عرصه شعر گذاشتهاند، به نوعی خود را وامدار حلقه نخستین شاعران مهاجر افغانستان و تلاشهای آقای فدایی میدانند و به قولی او را شخصیتی "شاعرپرور" مینامند، سخنی که با توجه به ایجاد، دوام و اثرگذاری حلقات شعر و ادبیات در محوریت او، به ویژه در سالهای نخستین مهاجرت، سخن دقیقی نیز میتواند باشد.
این جریان شعر مهاجران افغانستان، در سالها ودهههای بعد دچار دگرگونی و تطور بسیار شد اما همواره "جلسات خانه آقای فدایی" بخشی از خاطره ادبیات معاصر افغانستان و پیشکسوتان شاعر و مهاجر افغانستان باقی مانده است.
جریان شعری که شاید به لحاظ جانمایه و رویکرد در آن سالها و با توجه به تب و تاب و موج انقلابیگری در برابر حضور نظامی شوروی در افغانستان، در مواردی بیشتر به مخالفت با "تجاوز بیگانه"، "ستایش وطن" و حسرت و هجرت اتکا داشت. میتوان گفت که هنجارهای کلاسیک عروضی را تمام قد رعایت میکرد و شاید محافظهکارانه به تداوم شعر کلاسیک فارسی میپرداخت. اما نخستین زمینهسازی برای ایجاد حلقات ادبی جامعه مهاجر افغانستان بود و اثرگذاری خاص خود را داشت.
در نسلهای بعدی "شعر مهاجرت" اما این فضا تغییر کرد و نوگرایی حتا در همان فرمهای قدیمی رواجی عامتر یافت. شعر خود آقای فدایی نیز غزلها وقصیدههایی در اوزان کلاسیک و با جانمایههایی به روال شعر کهن پارسی در نوسان میانه عاشقانه و عرفان بود و با توجه به تسلطی که در شعر کلاسیک داشت، از او شاعری با تجربه و پخته با هوای قدیمی شعر فارسی ساخته بود.
در دو دهه اخیر اما به دلیل بیماری و افزایش سن، آقای فدایی بیشتر خانهنشین بود و هر از گاهی به مناسبتی، دوستان او سعی در حضورش داشتند. دوستانی که تلاش کردند تا در زندگی قدر او دانسته شود و در این راه گام های درستی نیز برداشتند. راه اندازی انتشارات "فدایی هروی" از سوی آصف رحمانی پارسی و روح الامین امینی از شاعران معاصر، یکی از آنها قدمها بود.
"انجمن ناظم هروی" نیز که از دیرباز با نام این شاعر مشهور سبک هندی در هرات فعالیت داشت، در این اواخر به احترام آقای فدایی به نام او تغییر نام یافت.
با این همه دولتهای پیاپی در افغانستان کمتر به احوال اهل قلم افغانستان و از جمله فدایی هروی توجه کردهاند، هیچ اثری از این شاعران از جمله فدایی هروی با پشتیبانی دولت منتشر نشده و هیچ زمینه ای برای پشتیبانی، حمایت و تشویق آنان تقریبا از سوی هیچ دولتی وجود نداشته است.
درگذشت فدایی هروی را بسیاری در جامعه ادبی و فرهنگی افغانستان یک ضایعه دانسته و بر اثر گذاری حضور او در نخستین تشکلهای ادبی افغانستان تاکید کرده اند. شاعری که در آستانه یک قرن بی هیچ ادعایی برای شعر و شعور و شهود آدمی، در این کشور قلم و قدم زد. شخصیتی آرام، خون گرم و همراه با نسلهای بعد از خود بود. تا بدانجا که دوستداران او چند سال پیش از درگذشتش برای او آرامگاهی در جوار زیارت سلطان آقا در هرات بنا کردند و حتی خود او را به برای بازدید از روند ساخت و اکمال آرامگاه به محل خواب و آرامش ابدیاش بردند تا از سلیقهاش در ایجاد این بنا بهره ببرند و او همراه با دوستان ودوستداران خود و با لبخند به سوی "آرامگاهی" نگریست که اکنون در آن جای گرفته است.
نمونهای از غزل فدایی:
تا چشم دل به روی تو دلبر نظر نکرد
دل ترک جان نگفته و جان ترک سر نکرد
پروانهسان به شعله عشق تو تا نسوخت
عاشق ز حال خویش صبا را خبر نکرد
یا پیک صبح بر من مسکین نظر نداشت
یا بر جوار کوی تو جانا گذر نکرد
خاکت به سر، دلا! که ز هجر رخ نگار
بر سنگ خاره، شعله آهت اثر نکرد
عمری تو لاف عشق و محبت زدی و یار
غیر از حدیث صحبت اغیار سر نکرد
ای مرغ پرشکسته! از این دام ابتلا
کس بیوقوف، جان سلامت بدر نکرد
در راه عشق، توشه صبر و تحملی
آن کس که برنداشت، به جرأت سفر نکرد
دوشینه پیر میکده میگفت: نوش باد
آن را که باده خورد و ز مستی حذر نکرد
کو عاشقی که تن به رضای قضا نداد
وآنگاه بردباری حکم قدر نکرد
با درد و غم بساز، فدایی، که روزگار
جز زهر کین به کاسه اهل هنر نکرد
Back
استاد فدایی هروی «شیخ الشعرا» درگذشت
درگذشت فدایی هروی را بسیاری در جامعه ادبی و فرهنگی افغانستان یک ضایعه دانسته و بر اثر گذاری حضور او در نخستین تشکل های ادبی افغانستان تاکید کرده اند.
Published: 1400/09/06 8:55News ID: 88661
