واشنگتن 8 ماه پس از شکست و فرار عساکرش از کابل، سیلی محکم و تلافی‌جویانه اش را به صورت عمران خان در اسلام‌آباد حواله کرد که سرخی آن در سیمای و صدای رییس ارتش پاکستان نمایان گشت.

 جنرال قمر جاوید باجوه در پی ماجرای جدایی طلبان بلوچ، و اتخاذ سیاسیت بی طرفی در جنگ اوکراین و جدی شدن اجرای طرح سلب اعتماد عمران خان در پارلمان پاکستان، در واکنش همسو بافشارهای سیاسی غرب، تهاجم روسیه به اوکراین را یک فاجعه بزرگ علیه یک کشور کوچک خوانده خواهان توقف فوری آن گردید. او در عین زمان خواستار هرچه بیشتر تحکیم و توسعه روابط و تعاملات با ایالات متحده امریکا، شد.

این در حالی است که قبل‌برآن عمران خان صدراعظم جمهوری اسلامی پاکستان در قبال جنگ اوکراین اعلام بی‌طرفی نموده بود. او تنها زعیمی بود که در آغازین روز های تهاجم روسیه به اوکراین به دیدار ولادمیر پوتین زعیم فدراتیف روسیه شتافت، متعاقباً مثلث چین - پاکستان - روسیه را برای جلب حمایت منطقه‌ای از افغانستان و بسی بازی های سیاسی پیچیده و جا طلبانهٔ دیگر که به ذایقهٔ رهبران انگلیس و امریکا خوش نیامد.

از همه مهم‌تر این‌که واشنگتن، اسلام آباد را عامل و متهم درجه یک شکست و سبوتاژ افتضاح آمیز نقشه راه انتقال مسالمت آمیز قدرت در افغانستان، می داند که برای دم و دستگاه سیاسی استخباراتی ایالات متحده کاملاً غیر مترقبه و شاک دهنده بود.

با این وصف، به نظر من؛ تنش و تلاطم سیاسی ای که حکومت عمران خان امروز به آن دست و گریبان است و تا سرحد سقوط، استیضاح و رای عدم اعتماد از سوی پارلمان آن کشور پیشرفت، از تبعات بی مبالاتی و کلان‌کاری عمران خان در بازی‌های کلان جهانی است که بازیگران اصلی نظام بین‌الملل، میدان سازی و تعیین کننده نقش برای بازی کشورها در این میدان را در حیطه قدرت و صلاحیت‌ خود تلقی می کنند.

بازیگران قدر قدرت نظام بین‌الملل علی رغم آن که یک نظام تک قطبی انارشیک در آن حاکم است، برای تعاملات و نقش‌آفرینی، کشور‌های جهان سوم و جهان دوم در محیط بین الملل مطابق قد و قواره این کشورها، حد و اندازه قایل اند. همینطور در بسی موارد دیگر مانند، تولید‌ صنایع سنگین نظامی و انرژی هسته‌ای، و خرید و فروش آن قالب های مطابق میل خود شان را ریخته اند.

نتیجه اخلاقی:
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

مهندس توریالی غیاثی