پدیده سیاست از سپیده دم حیات بشر با وی همدم بوده است. همانکه ارسطو فیلسوف زمانه ها، انسان را حیوان سیاسی خوانده است، کل عمق و پهنای سیاست را برملا میسازد که این پدیده چگونه احاطه کامل بر انسان دارد. عمده ترین دلیل که ما امروز دچار بن بست تاریخی شده ایم و گروه جهل و جنون طالبان یک ملت 40 میلیونی را گروگان گرفته است، سیاست ورزی ما مخدوش، معیوب، ناتوان و فاقد استراتژی و تاکتک بوده که سرانجام شکست فاحش ما را در همه عرصه ها در پی داشت. با تمام اینها در حیات اجتماعی و ملی خود ناگزیر به سیاست ورزی هستیم، بدون مبارزه سیاسی ما نمیتوانیم که به اهداف مورد نظر خود برسیم. لذا در این برهه حساس مرگ و زندگی، دو فرایند مبارزه سیاسی را پیشنهاد و بطور بسیار گذارا بدانها اشاره میکنم:

فراینداول: برای رهایی از خود زنی ها، کشمکش ها و تنش های داخلی؛ جامعه هزاره بیش از هروقت دیگر نیاز به یک انسجام و اتحاد سیاسی دارد. در این اتحاد سیاسی، احزاب و شخصیت های منفرد سیاسی با حفظ هویت مستقل سیاسی-تشکیلاتی حزبی و یا فردی شان، میتوانند منسجم گردند. البته اینجا بطور کلی اشاره کردیم، ولی راهکارها و رویکرد های مشخصی برای ایجاد این بستر وجود دارد که در زمانش بدان پرداخته میشود.

این انسجام سه هدف مهم را دنبال میکند:
الف: رهایی از خود زنی ها، کشمکش ها و تنش های سیاسی-اجتماعی داخلی جامعه هزاره؛
ب: انسجام و اتحاد فراگیر سیاسی با رویکرد همپذیری، همدلی و تلورانس واقعی نسبت به همدیگر؛
ج: با این اتحاد و انسجام یکدست، رفتن به سمت جنبش و یا جبهه فراگیر ملی-میهنی؛

فرایند دوم: برای رهانیدن مردم و نجات میهن از چنگ گروه طالبان، تاریخ حکم میکند که یک جبهه و یا جنبش فراگیر ملی و میهنی متشکل از همه تبارها و همه کانون های ضد طالبان باید در سطح کشور ایجاد گردد. این جبهه فراگیر بدون صغرا و کبرا تمام نیروهای ضد طالبان را از هر ایل و تباری که باشند منسجم بسازد. احزاب، نهادها و شخصیت های با نفوذ با حفظ هویت تشکیلاتی و یا فردی شان بدور این جبهه حلقه بزنند. این جبهه و یا جنبش فراگیر تصمیم گیرنده ای مبارزه سیاسی-نظامی بوده و در عرصه ملی و بین المللی به صدای واحد مردم افغانستان تبدیل گردد و هم آن بدیل سیاسی که همه سرگردان دنبالش میگردند، این جبهه و یا جنبش به عنوان الترناتیف طالبان مطرح گردد. من البته نام آنرا «جنبش آزادیبخش میهنی» پیشنهاد میکنم و آن انسجام و اتحادسیاسی داخلی جامعه هزاره را که در فرایند اول مطرح کردم. با حفظ هویت مستقل خود، در این جنبش فراگیر میهنی بپیوندد.

علی تقوایی