خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
هرج و مرج و چپاولگری سفارت افغانستان در تهران

زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
با تمام شدن پروسه پاسپورت و دادن پاسپورت به یک تعداد از مهاجرین فکر می کردیم مشکلات کم خواهد شد اما کم که نشد هیچ مشکلات ما صد چندان شد از کجا و ازچه بگویم که تمامش سر تاسر برای ما غم اندوه است. نمی دانم آیا دولت افغانستان ای 4 میلیون مهاجری که به آواره و بی خانمان هستند را جزء انسان میداند یا نه؟
نمی دانم از جنگ و آوارگی ناله کنیم یا از ظلمی که در طی سالهای آوارگی بر افغانستانی ها روا داشته شده است و یا از دست دولتمردان و قدرتمندان فاسد خودما ؟
هفته ها است که برای گرفتن پاسپورت مردم از استان های مختلف بالاخص شیراز و اصفهان به تهران می آیند و هیچ کس جوابگوی ما نیست.
سه ماه پیش در شیراز توسط شخصی به نام آتیلا و سید شریف که خود را نمایندگان تام سفارت معرفی میکردند به مهاجرین شیراز وعده دادن پاسپورت داده شده بود، مردم خوشحال شده و همه مدارکشان را به این دو نمایندۀ تام تحویل دادند تا برای آنها از تهران پاسپورت بیاورند اما بعد از گذشت سه ماه نه تنها کسی جوابگوی ما نبود بلکه کارمندان آن مدرسه نیز با مهاجرین برخورد بسیار بدی داشت و بارها دیدم که از مردم تقاضای پول می کرد تا اجازه دهد وارد مدرسه شود.
بعد از چند بار رفتن از کازرون تا شیراز بالاخره آقای اتیلا به ما گفت که فیش ما در سفارت گم شده است و ما باید دوباره پو ل سفارت را پرداخت نماییم و در صورتی که پرداخت نکنیم پاسپورت ما آماده نمی شود و ما مجبور شدیم تا دوباره تاوان اشتباه آقای نماینده سفیر ( آتیلا ) و همکارانش در سفارت را بدهیم.
اکثر مردم دوباره فیش ریختند البته یک تعداد از مردم پول را به خود آتیلا پرداخت کرده و در مقابل فیش پرداخت شده تحویل گرفتند که خدا می داند که آن فیش های گم شدۀ ما بود یا مال کدام بدبخت دیگر؟
اما بعد از پرداخت فیش باز هم کسی جوابگوی ما نشد و ما را روانۀ سفارت در تهران کردند که خدا میداند با چه بدبختی هر بار خود را از شیراز به تهران میرساندیم و چندین نفر را خود دیدم که در همین راه ها رد مرز شدند.
روزها در حیاط سفارت به ما میگفتند بنشینید تا نام شما را ساعت 2 بخوانیم اما نام ما خوانده که نمی شد هیچ کسی هم جوابمان را نمیداد و ما هرچه تلاش کردیم که آقای آتیلا را ببنیم موفق نمی شدیم و با پرخاشگری از سفارت ما را بیرون میکردند.
در این چند هفته که در سفارت رفت و آمد میکردم به چشمان خود شاهد چپاول این سفارتی های نامرد بودم از کوچکترین فرد سفارت تا رئیس شا ن آتیلا ، ای کاش فقط مسئله پول بود آنقدر بی حرمتی و ناسزا به مردم می کردند که گپ خوب شان بروگمشو بود، البته برای همه اینچنین نبود مخصوصاً برای دختران هفت قلم آرایش شده که بایک تماس تلفنی از طبقۀ آخر سفارت به دنبالشان می آمدند و هنگام خارج شدن تا دم در همراهی شان می کردند که مبادا کسی از مهاجرین به معشوقه های شان چیزی نگویند، برای این شیطان صفت ها زن و مرد پیر و جوان هیچ فرقی نمی کرد، من خود به چشم دیدم که فردی کروات زده از جلوی در سفارت یک طفل را به زیر دست و پای مردم انداخت و بعد از آن سر و صورت یک مرد را که فکر میکنم پدرش بود خونین کرده و به داخل سفارت کشید و با نگهبان سفارت او را زیر مشت و لگد کردند و بعد از اینکه جویای نام او شدیم گفتند که او دیپلومات سفارت آقای فروتن است"
آیا مسلمانی در سفارت مرده؟
آیا انسانیت در سفارت نیست؟
آیا این دیپلوماتها از خدا نمی ترسند که یک کارگر مثل من باید دو بار فیش پرداخت کنم و آخر باز هم آتیلا سرم فریادد بکشد که برو به من چه پاسپورتت نیست دستت خلاص هر جا که می ری؟
می دانید که بعد از روزها سرگردانی چگونه پاسپورت خود را از آتیلا گرفتم؟
چون کسی به دادم نرسید و همۀ مردم میگفتند که اینها پول میخواهند و بدون پول در سفارت کار انجام نمی شود حتی در سفارت هم باز نمی شود دنبال کسی گشتمم که واسطۀ من پیش آتیلا شود و آخر فردی که مردی پخته سال بود و معروف به رئیس در سفارت بود از طریق مردم با او آشنا شدم و به او مشکلم را گفتم ، در جواب رئیس به من گفت که ششصد هزار تومان بده تا کارت را امروز خلاص کنم با خواهش و زاری و خریدن یک بکس سیگار و چند شارژ موبایل توانستم مبلغ را به سیصدو پنجاه هزار توما ن برسانم و بالاخره پاسپورتم را دریافت کنم.
من که توانستم پاسپورت خود را با پول هنگفتی از چنگال آتیلا در بیاورم وای به حال آن عده از مهاجرین بیچاره ای که سیصدو پنجاه هزار تومان حقوق ماهیانه شان نیست و دعا میکنم که خدا مردم را از شر مرد فاسد ی مثل آتیلا و رئیس خلاص کند و امیدوارم که رئیس ان یکی چشمش را هم خدا بگیرد.
ناگفته نماند زمانی که برای یک بار توانستم آقای آتیلا را زیارت نمایم داخل اتاقش کسانی نشسته بودند که در بیرون سفارت کارهای مردم را از طریق پول انجام میدادند و در گوشه و کنار اتاقش نیز چند کیسه برنج و انواع میوه دیدم که برایش آورده بودند.
واقعاً شرم آور است که نفر دولت که خود را سفیر و نمایندۀ تام سفارت معرفی میکند با آن همه پولی که از دولت میگیرد باز هم از مرد تقاضای برنج و میوه کند مثل آتیلا و دهقان زاده در اتاق پذیرش .
اگر این ها رشوت نیست پس رشوت خوری یعنی چه؟
اگر کسی نیست که به این ... ها چیزی بگوید بهتر نیست در سفارت تهران را ببندید و به مردم وعده های دروغین ندهیم که ما به فکرشما هستیم و غم تان را میخوریم درحالی که هیچ دزدی به بی رحمی شما وجود ندارد.
اتفاقاتی که برای من افتاد در مقابل آن همه اتفاق و کثافت کاری که روزانه در سفارت می افتد هیچ است و داستان من یک داستان از میلیون داستان دیگر است.
ضیا محمدی
- منبع: آژانس خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.