نشستهای پیهم در باب وضعیت افغانستان کار نیکویی است. گشایش هر پنجرهی تفاهم و گفتوشنود برای آینده افغانستان باید استقبال شود. این نشستها به زنگهای هُشداردهنده میمانند که تعهد و مسئولیت هریک ما را در باب سرنوشت کشور ما فرا میخوانند. اما اینجا پنج نکته قابل دقت است.
فقدان روایتهای امیدبخش؛
شما پیوسته نشستهای سیاسی را راهاندازی میکنید و سیاسیون را میطلبید تا روی اجندای که مطرح میکنید، سخن گویند. بسیاری از سخنان برخواسته از این نشستها تکراری هستند و گیرایی ندارند. دلیل تکرارهای خستهکننده، نبود روایتهای جدید و بازیگران دیگراندیش در این همایشهاست. خوب است این همایشها فراگیرتر باشند، روایتگران جدید به آنها راه یابند و پویایی در بحثهای سیاسی جای سخنرانیهای که بیشتر کُلیگویی هستند را بگیرند.
کمبود تخصص؛
ببیند، در علوم سیاسی گفتمان مهمی وجود دارد بهنام «تناسب تخصص و سیاست» که برای ما حایز اهمیت فراوان است. سیاستی که در آن تخصص وجود نداشته باشد، سیاستمدار را از ارایه تحلیل باز میدارد. یعنی وقتی شما سیاستمدارانی را دور یک میز جمع کردید که نتوانند تحلیل ارایه کنند، هر گونه انتظار مفید از آن نشست به دور از واقعیت است. شما تا حال پنج بار این روند را با نشستهای سیاسیون راه اندازی کرده اید. چه خوب بود که تناسب سیاست و تخصص را رعایت میکردید و حد اقل دو نشست آنرا به سمپوزیمها و یا سمینار های تحقیقات سیاست، دین، حقوق، جامعه شناسی و فلسفه ویژه میکردید. در این نشستها محققین داخلی و بینالملل مقالات علمی را پیشکش میکردند و شما از آن در تهیه پالیسیها، راهکار و حتا دکترین فکری تان بهره میبردید.
اجندای سرگردان؛
بهترین اجندای نشستهای شما باید از دل سفارشات محققین و پیشنهادات مقالات پژوهشگران حوزه سیاست، دین، فلسفه و انسانشناسی برون آید. شما اگر میخواهید یک بازیگر مهم دنیای سیاست باشید، باید با سیاست برخورد حرفهای کنید. در همین شهری که شما نشستهای تانرا دایر میکنید، ده ها اطاق فکری سیاستشناسی وجود دارد که عامل اصلی گفتمان سیاسی در کشور اتریش است. پس بهتر است تا همایشهای مشترک با این اطاقهای فکر در جهت بررسی عوامل داخلی و خارجی بنبست در افغانستان تدویر کنید.
نبود تفکر انتقادی؛
نقد های سازنده که امروز لازمهی اساسی سیاست افغانستان را باید شکل دهند، از مایکروفونهای همایشهای شما شنیده نشده اند. اینکه مشروعیت، حاکمیت قانون، حقوق بشر، امنیت کاری و اجتماعی، آزادی های مدنی و...در افغانستان در بحران قرار دارند بر همه آشکار است. اینان نبودهای مشهود هستند، اما نقد نیستند. همایشهای شما باید نقد سازنده را خلق کنند. شما باید در پی عوامل داخلی، منطقهای و بینالمللی این کمبود ها برآیید و نقد های جدی را به جامعه روشنفکری، مدنی، سیاسی و فرهنگی افغانستان پیشکش کند. قبول کنید که ایجاد نقد رهاییبخش نتیجه کار تخصصی است که باید به آن توجه کنید. شما باید با دانشگاهای معتبر جهان رابطه ایجاد کنید تا روشهای نقد سازنده را به عنوان اپوزسیون به شما آموزش دهند.
اعلامیه های پریشان؛
اعلامیه های شما دچار پریشانیاست زیرا پشتوانه عمیق حرفهای در آن حس نمیشود. چیزهای را که شما در اعلامیه گنجانیده اید میتواند در نشست مجازی شکل گیرد و به آسانی ترویج یابد. اعلامیه ها باید روایت های تازه را به سان جملات قابل فهم و مشخص خلق کنند. این اعلامیه ها باید به صورت مشخص این پرسشها را جواب دهند: چرا جمع شدید؟ چه بدست آوردید؟ چه میخواهید؟ و چگونه به خواستهای تان عمل میکنید؟ اگر اعلامیه های شما شمهای از این پرسشها مطرح نکنند و به آنها پاسخهای امیدبخش ارایه ندهند، کاغذ پارچه های تکراریی بیش نیستند!
سخن آخر؛
لطفا بر من خُرده نگیرید. من به عنوان یک سیاستپژوه نقد سازندهای را برایتان پیشکش کرده ام و نیازی به بدبینی نیست. باز هم تکرار میکنم این نشستها مهم هستند اما باید پردستاورد باشند. در این شرایط دشوار مردم ما نیاز به امید دارند. امیدها با طرح دیدگاه های جایگزین در جامعه به بلاکشیده ما رونق مییابند.

دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.