
شرکت کنندگان احتمالی اینگونه نشست های نمادین، تحت کنترول شدید استخباراتی قرار خواهند داشت و هیچ منفعتی بجز استحقار سیاسی بدست نخواهند آورد
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
پاکستان پیش از اینکه بمثابه یک قدرت استخباراتی و نظامی در همسایگی ما شناخته شود، بیشترینه مفهوم ایدیولوژیک دارد، که مداخله و تجاوز بنیاد این ایدیولوژی را تشکیل میدهد، لذا تفکر حاکم در ساختار قدرت این کشور تولید بحران، گشایش درهای بی ثباتی و بحران قدرت معطوف در کشورهای پیرامون بوده تا پاسخگوی ایدیولوژی جاه طلبانه ای باشدکه پاکستان بر پایه آن بمثابه وارث استعمار شکل یافته است.
لذا بر بنیاد این ویژگی وجودی، اسلام آباد کم از کم پنج دهه است که افغانستان را در محراق منویات و اهداف ویرانگرانه خود قرار داده و در راستای دستیابی به اهداف تعیین شده، حکام جاسوسی و نظامی این کشور از کلیه ابزارها، اسباب و سیاقی بهره جسته است که با هیچ هنجار و اصول متعارف در روابط میان دولت ها همخوانی ندارد.
برای پاکستان هیچ دولت و نظام سیاسی در کابل قابل پذیرش نبوده است، سیاست ریاکارانه پاکستان در قبال افغانستان مبنی بر حسن همجواری، علایق دینی و فرهنگی جزو گسیل جنگ و وحشت، تضعیف حاکمیت افغانستان چیزی بیش نیست، اسلام آباد با جمهوریت اول به زعامت داوؤد خان تا مرز رویارویی نظامی پیش رفت و مخالفان رژیم را پناه داد و با ایجاد پادگان های آموزشی جنگی مسیر تقابل و تخاصم را در پیش گرفت، با فروپاشی جمهوریت اول و بقدرت رسیدن نیروهای چپ، پاکستان با سؤء استفاده از شعارهای دینی و احساسات ملی افغانها، کشور ما را به جهنم برای باشندگانش مبدل نمود، اداره جهنمی و مخوف جاسوسی ای اس ای در تمویل جنگ و سربازگیری از سراسر دنیا در سرنگونی حاکمیت افغانستان توسط جنگجویان جهادی مورد حمایت اسلام آباد نقش محوری داشته و در نبردهای خونین میان گروهی جهادیان که به ویرانی بخش های وسیع کابل و نابودی کامل زیربناهای کشور در دهه نود منجر شد، دست داشت.
همسایه جنوبی در تداوم راهبرد ضد افغانستان، رژیم مجاهدین را که ساخته و پرداخته آن بود، تحمل ننموده و سپس در سرنگونی امارت دور اول طالبان با ایتلاف غرب به سردمداری واشنگتن نقش فعالی ایفا داشت.
پرسش همیشگی که در ذهن هرشهروند این وطن مطرح میشود، این است که پاکستان از ما چه میخواهد؟
پاسخ با بذل توجه به پیشینه تاریخی مداخلات این کشور در امور افغانستان و نفس اهداف ژیوپولتیکی و ایدیولوژی ناجور، شئونیستی، ماجراجویانه و توسعه طلبانه این موجود واضح است، پاکستان از افغانستان میخواهد:
الف- ایجادحاکمیت مزدور و دنباله رو پاکستان در افغانستان؛
ب- کنترول کامل بر دستگاه سیاست خارجی ما؛
ج- موافقت کابل مبنی بر دست برداشتن از ادعای حقوقی دیورند و حذف آن از حافظه تاریخ؛
فلهذا برای حکام نظامی و ملکی پاکستان نوعیت حکومت و اینکه چه کسانی در مسند قدرت در کابل تکیه زده است، اهمیتی ندارد، بلکه آنان میخواهند تا دولت تابع را در پیرامون خود داشته تا در راستای نیات و استراتژی پاکستان همسو باقی بماند.
بنابر این اسلام آباد برای نیل به اهداف تعیین شده، از کلیه ابزارها و عناصری استفاده خواهند نمود که بکارگیری چنین راهبردی این کشور را به مقاصدی که آنرا در طی سالیان متمادی تعقیب نموده است، محتمل سازد، برای سردمدران پاکستانی هیچ اهمیتی ندارد که چه و کدام عناصر و یا مهره های فروخته شده و با چه امتیازی به این هیولای فتنه در راستای دستیابی به عمق استراتژی اش مدد میرساند.
دعوت و شاید میزبانی از چهره های مخالف حکومت طالبان که گفته میشود توسط یکی از اندیشکده های پاکستانی صورت گرفته است، نیز علیرغم داشتن روابط نزدیک با طالبان بوضوح در چهارچوب همین استراتژی تنظیم یافته است، لذا شرکت کنندگان احتمالی اینگونه نشست های نمادین که عمدتآ ترکیبی از همان چهره های آزموده شده دو دهه پسین و وارثان عناصری است که به کرات طعم شکست به دست پاکستان را چشیده اند، از چنین مجالس که تحت کنترول شدید استخباراتی قرار خواهند داشت، هیچ منفعتی بجز استحقار سیاسی بدست نخواهند آورد و ابزاری خواهد بود که از آنها محافل قدرت در اسلام آباد بمثابه شارلاتان سیاسی در جهت مرعوب نمودن کابل و فشار مضاعف بهره خواهند جست.