
طالبان کرزی را دشمن نمی دانند. کرزی بدون طالبان جایی نداشت و طالبان بدون او دوباره نمی توانستند زنده شوند.
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
اخیراً انترنشنل و جریان روند سبز به رهبری صالح گزارشی نشر کردند که گویا طالبان حامد کرزی را تهدید کردهاند تا کشور را ترک کند. گفته شد نوار صوتی از سخنان کرزی به دست هیبتالله رسیده و او فرمان شرعیای صادر کرده که فعالیتهای سیاسی کرزی را محدود میکند. اما واقعیت این است که هیچ سند قابل استنادی برای این ادعاها وجود ندارد. نه فرمان رسمی طالبان تأیید شده و نه نوار صوتی به نشر رسیده است؛ همهچیز در سطح حرف و شایعه باقی مانده است.
انترنشنل در این میان نقش رسانهای قابل توجهی بازی میکند، اما بیشتر به بزرگنمایی و جلب توجه شنونده میپردازد تا ارایه سند. این رسانه، مانند همیشه، با کنار هم قرار دادن شایعات بدون مدرک، میخواهد خود را بارز نشان دهد و در افکار عمومی اثرگذار باشد، اما حقیقت این است که هیچ اطلاعات واقعی پشت این روایت نیست.
روند سبز و امرالله صالح هم که اکنون در بیرون از کشور است، نمیتواند با هیچ امکانات دولتی و شبکه استخباراتی، چنین اسراری را کشف کند. اگر توانایی داشت، در زمان حکومت خود و با همه امکانات دسترسپذیر، جلو سقوط کابل را میگرفت و از رسیدن طالبان به قدرت جلوگیری میکرد. حال که فراری است و هیچ ابزار رسمی ندارد، ادعای کشف نوار صوتی یا فرمان شرعی بیشتر شبیه به داستانسازی تبلیغاتی است تا واقعیت. رابطه امرالله با کرزی روشن است و این روایت دقیقاً در مسیری حرکت میکند که به نفع کرزی باشد، بدون ارایه هیچ سندی.
حالا به واقعیت تاریخی و سیاسی نگاه کنیم: همان کسی که امروز به عنوان قربانی طالبان معرفی میشود، در گذشته خود طالبان را دوباره به صحنه بازگرداند. او طالبان را برادران ناراضی خواند، در برابر امریکا ایستاد، زندانیان آنان را آزاد کرد و زمینه احیای دوبارهشان را فراهم ساخت. اگر طالبان واقعاً نگران او بودند، چرا به او اجازه دادهاند در کابل آزادانه زندگی کند، به محافل عمومی برود و حتی در رسانهها درباره مسایل زنان و آموزش سخن بگوید؟ طالبان کوچکترین مخالف را در نطفه سرکوب میکنند، اما کرزی را تحمل میکنند چون برای آنان پل دیپلماتیک و سرمایهای حیاتی است.
کرزی حتی در تقویت خود و تضعیف اپوزیسیون هم فعالیت کرده است. برای کمرنگ کردن نقش جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی، در رأس شورای مقاومت ملی ترکیه عمر داوودزی، فرد مورد اعتماد خود، را به عنوان رییس اجرایی منصوب کرد تا صفوف اپوزیسیون را از هم بپاشد و طالبان را تقویت کند.
از بعد قومی هم این شایعات قابل تحلیل است. هیبتالله از قوم نورزی است و برای نخستین بار فردی از این قوم در رأس قدرت قندهار قرار گرفته، در حالی که کرزی از دودمان سدوزی- بارکزی است که تاریخی بر سیاست قندهار تسلط داشتند. این اختلاف تاریخی و قومی را برخی بهانه کردهاند تا ترس هیبتالله از کرزی را روایت کنند، در حالی که در عمل، طالبان کرزی را دشمن نمیدانند و او هم بدون طالبان جایی در کابل نداشت.
از نگاه ژیوپولتیک نیز طالبان نمیتوانند کرزی را کنار بزنند. او با کشورهای مهمی چون ایران، هند، آلمان و روسیه رابطه نزدیک دارد و همین روابط به طالبان امکان بقا و مشروعیت نسبی داده است. حذف او مساوی است با از دست دادن پلهای ارتباطی حیاتی با جهان.
در پایان، روایت مخالفت طالبان با کرزی بیشتر یک پروژه تبلیغاتی و رسانهای است تا واقعیت. فرمان شرعی و نوار صوتی ادعاشده هیچگاه به عنوان سند واقعی منتشر نشدهاند. شهروندان آگاهیما به خوبی میدانند که کرزی بدون طالبان جایی نداشت و طالبان بدون او دوباره نمیتوانستند زنده شوند. بنابراین فریب این افسانهها را نخورید؛ تاریخ و واقعیت سیاسی روشنتر از هر شایعهای است.