خبرگزاری افغان ایرکاIRCA News Agency
فارسیEnglishالعربيةپښتو
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
  • ویژه مهاجرین
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
خبرگزاری افغان ایرکا
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
تاریخ انتشار: 1404/06/15 10:27کد خبر: 116577

بازهم مسایل قومی داغ شده است

بازهم مسایل قومی داغ شده است - خبرگزاری افغان ایرکا

یک پشتون کار ناشایستی انجام می دهد، یک غیرپشتون متضرر، آن را به همه پشتون ها نسبت می دهد. در اصطلاح عامیانه می گویند که تر و خشک یکجا می سوزند.

زمان تقریبی مطالعه: 7 دقیقه

پس از زمین‌لرزه کنر که تلفات انسانی زیادی به همراه داشت، یک بار دیگر مباحث قومی در افغانستان داغ شده است. این تا حدی یک امر طبیعی است. وقتی در یک خانه جنگ و دعوا جریان داشته باشد، در هر مناسبتی تاثیر و پیامدهای آن خودش را نشان می‌دهد.

به صورت طبیعی وقتی کسی با شما دشمنی می‌کند و به شما ضرر می‌رساند، در دل نسبت به آن کینه می‌گیرید و این کینه یک جایی خودش را نشان می‌دهد. اما بروز کینه و نفرت هم از خود شیوه‌ها، اندازه‌ها و درجات متفاوتی دارد.
در واقع انسان‌ها بسته به اینکه چه نوع نگاهی به مسایل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی دارند، در نمایش کینه و نفرت خود نسبت به جماعت‌های خاصی رفتار متفاوتی در پیش می‌گیرند. البته اعتقاد من همین است که همه در دل حرف یکسانی دارند اما در بروز آن متفاوت عمل می‌کنند. مثلا همه ممکن از یک جماعت خاص کینه به دل داشته باشند اما همه یکسان آن را بروز نمی‌دهند. توضیح اینکه چرا آدم‌ها در بروز مافی‌الضمیر خود رفتار متفاوت در پیش می‌گیرند، به عهده جامعه‌شناسی و روانشناسی است.

این را هم می‌دانیم که انسان خصلت تعمیم‌گرایی را دارند. وقتی مثلا یک پشتون کار ناشایستی انجام می‌دهد، یک غیرپشتون متضرر، آن را به همه پشتون‌ها نسبت می‌دهد. در اصطلاح عامیانه می‌گویند که تر و خشک یکجا می‌سوزند.

واقعیت این است که پشتون‌ها به ویژه در چهار سال اخیر، به انواع مختلف در برابر غیرپشتون‌ها نارواداری کردند. این نارواداری‌ها که سابقه طولانی هم دارد، در شرایط رسانه‌ای امروز، به بازتولید نفرت قومی کمک می‌کند و یک امر طبیعی باید دانسته شود. در اوایل برگشت طالبان، باری جهانی وزیر اطلاعات و فرهنگ در حکومت غنی که از مدیحه‌سرایان طالبان هم به شمار می‌رود، گفت که کارهای زشتی که طالبان انجام می‌دهند، تاوان آن را همه پشتون‌ها پس می‌دهند. او راست گفته بود. طبیعت بشر همین گونه است.

پشتون‌ها نارواداری با غیرپشتون‌ها را در دوره طالبان به چند طریق انجام دادند

اول اینکه چه پشتونها بپذیرند چه نپذیرند، طالبان به این اعتبار که اکثریت رهبران و افراد این گروه را پشتون‌ها تشکیل می‌دهند، یک گروه پشتونی است. طبیعی است که رفتار این گروه از نظر غیرپشتون‌ها، رفتار جمعی پشتون‌ها با دیگران تعبیر می‌شود. رفتار و سیاست‌های طالبان نیز در جهت تحقق اهداف و برنامه‌هایی بوده که گروه‌های پشتونیستی حاکم و غیرحاکم در افغانستان آن را طراحی و توصیه کرده‌اند. این عامل دیگری است که نفرت عمومی علیه پشتون‌ها را از ورای رفتار طالبان با دیگران شکل می‌دهد. غیرپشتون‌ها حق دارند بپرسند که اگر طالبان پشتون نیستند چرا در خط فکری سایر پشتونیست‌ها حرکت می‌کنند.

دوم اینکه نارواداری پشتون‌ها علیه غیرپشتونها در شکل دیگری در زمان طالبان نیز به منصه ظهور رسیده است. پشتون‌ها به صورت عموم(استثنا شاید کم باشد) به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، علنی یا مخفی، از طالبان حمایت کرده‌اند. این حمایت انواع و اشکال مختلف داشته است. بسیاری از چهره‌های شناخته شده پشتون از اردوگاه‌های مختلف سیاسی در حمایت از طالبان سخن گفته‌اند و برای این گروه در داخل و خارج لابی‌گری کرده‌اند. این به معنای مشارکت همه پشتون‌ها از یک طرح و برنامه ضد غیرپشتونی نیز تلقی شده می‌تواند.

با توجه به این امر، طبیعی است که کینه و نفرت در جامعه در برابر پشتون‌ها افزایش یابد. حالا ممکن است شماری از پشتون‌ها قصد و نیتی برای دشمنی با دیگران نداشته باشند. ممکن شماری از آنان همدست طالبان نباشند. ممکن حتا طالبانی باشند که در خط فکری قومی حرکت نکنند. اما این ها همه قاعده عمومی و کلی را تغییر نمی‌دهد و به اندازه‌ای نیست که نفرت عمومی علیه پشتون‌ها را تا آن اندازه کاهش دهد که غیرپشتون‌ها در روزهای دشوار بگویند که خب حالا زمان کینه‌ورزی نیست و بیایید متحد شویم و به هم دیگر کمک کنیم. البته کسانی هستند و بودند از میان غیرپشتون‌ها که تلاش کردند تا کارهایی انجام دهند که نشان دهد، میان پشتون و غیرپشتون فاصله خیلی زیاد نشده و هنوز میتوان امید به همبستگی ملی داشت. اما به نظر می‌رسد که این تلاش‌ها زیاد نتیجه بخش نبوده و آن همبستگی لازم ملی در رابطه به فاجعه طبیعی بر یک منطقه عمدتاً پشتون‌نشین شکل نگرفت.

در دو روز اخیر شاهدیم که شماری از دوستان در میان تاجیکان و هزاره‌ها تلاش دارند تا با سرزنش کسانی که از فاجعه کنر ابراز خشنودی کرده یا با کنری‌ها ابزار همدردی و همبستگی نکرده‌اند، بر این باور انسانی پابفشارند که ما همه انسانیم و همزیستگی اجباری ما در یک سرزمین ما را باید وابدارد که در لحظه‌های دشوار و غم‌انگیز کنار هم باشیم و یا حداقل نیش و کنایه نزنیم. این عده از دوستان با تاکید بر ابعاد انسانی قضیه، این موضوع را برجسته بسازند که قربانیان زمین‌لرزه بیشتر زنان و کودکان و کهن سالان بودند که قربانی خشم طبعیت شدند و این موضوع ربطی به سیاست و رفتار انسانی ندارد.

به تعبیر دیگر، حرف این عده این است که تقاص رفتار ضد انسانی یک گروه خاص انسانی را از قربانیان خشم طبیعت نگیریم. البته آنگونه که اشاره شد، این تاکید انسانی است و از نیت خیر انسان‌های اخلاقمدار سرچشمه می‌گیرد. اما با تمام انسانی بودن این دیدگاه، از نظر تحلیل روانشانسی و جامعه شناسی، تلاش می‌کند که از واقعیت‌های عینی فاصله بگیرد و چشم خود را بر روی حقیقت ببنندد. به همین دلیل، چنین دیدگاهی در حد توصیه اخلاقی نزول می‌کند و کاربرد دیگری ندارد. این توصیه‌ها دردی را دوا نمی‌کند مادامی که به اصل ماجرا نپردازد. اصل ماجرا این است که پشتون‌ها(اعم از گروه‌های سیاسی-نظامی پشتون و افراد پشتون) با رفتارهای حریصانه، زورگویانه، حذف‌گرایانه، سرکوبگرانه، دیگرستیزانه، تمامیت‌خواهانه و...باعث ایجاد نفرت عمومی علیه خود شده‌اند.

در واقع آنان در ایجاد این همه کینه و نفرت نقش عاملیت دارند. مادامی که در این زمینه بازنگری نشود، نمی‌توان ابراز احساسات غیرپشتون‌های متنفر از پشتون را از نظر اخلاقی سرزنش کرد. در واقع امروزه اگر یک تاجیک و هزاره و هر غیرپشتون دیگری، از رنج و مصیبت عایده بر پشتون ابزار خشنودی میکند یا در رنج پشتون خود را شریک نمیداند، او یک مجرم و ناانسان نیست، او یک قربانی است. شاید او قادر به کنترول احساسات درونی خود نشده اما این ضعف به معنای این نیست که او از ارزش های انسانی تهی است و چنان قصی‌القلب شده که درد و رنج دیگران را نمی‌بیند.

جالب است که برخی از دوستان ما«ابراز خشنودی» یا «همدردی نکردن» غیرپشتون‌ها و «رفتارهای تبعیض آمیز آشکارا قومی پشتون‌ها»را مقایسه کرده و به اصطلاح این دو را یکسان شمرده‌اند. این درست نیست. زیرا اولی تنها ابراز یک موضع لفظی برخاسته از احساساتی منفی در برابر مصیبتی است که بر دیگری وارد شده است. دیگری که البته خصم تلقی می‌شود. اما دومی، یک عملی است که حقوق انسان دیگران را نقض می‌کند. همدردی نکردن با آنکه شما دشمن می‌پندارید، مساوی با اعمال حذف گرایانه دشمن علیه شما نیست. این دوتا خیلی از هم فرق دارد.

مثلا یکی از دوستان نوشته که دلش به «داکتری که در شفاخانه تبعیض قومی روا می‌دارد» و«آنکه از وقوع زمین لرزه در کنر خشنود است» یکسان می‌سوزد. یعنی در اینجا دو گروه از افراد با دو نوع عملکرد متفاوت در معرض داوری یکسان قرار گرفته‌اند. در حالی که اولی عمل تبعیض آمیز انجام داده که عامل نفرت قومی است. دومی چون از رفتار قومی عده‌ای متاثر شده، خشم و کینه خود را نسبت به مصیبت عایده بر آن قوم در حد لفظ بیان داشته است. این دو تا با هم خیلی فرق دارند.

راه حل بازهم باید گفت که ساده است: اگر وحدت و همبستگی ملی می‌خواهیم، باید شروع از پشتون‌ها شود. آنان باید برنامه حذف دیگران را کنار بگذارند و رفتار انسانی با همه در پیش گیرند و خود را بخشی از کل یک جامعه انسانی درنظر بگیرند نه اینکه فکر کنند خود شان محور هستند و دیگران مجبور به احترام به آنان و گشتن به دور آننند.

  • منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
  • نویسنده: نورالله ولیزاده
  • لینک کوتاه

# موضوعات مرتبط

  • # مسایل قومی
  • # پشتون
  • # تاجیک
گفت‌وگو با مخاطبان

دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟

دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.

نظرات مخاطبان

0 دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفت‌وگو باشید.

  • پرونده‌های ویژه خبری
  • اخبار ویژه مهاجرین
  • پربازدیدترین‌ها
  • گزارش
  • علاقه‌مندی‌ها
زبان:
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • تلگرام
  • یوتیوب
  • اینستاگرام
  • فیسبوک
  • ایکس
  • آپارات

© 2005–2026 تمامی حقوق برای خبرگزاری افغان ایرکا محفوظ است.