
غرب که همواره خود را نگهبان جهانی ارزش های مدرن معرفی کرده و دم از حاکمیت قانون، حقوق بشر، کرامت انسانی، حمایت از زنان و کودکان، آزادی بیان و عدالت می زند، در پرونده های حساسی مانند جفری اپستین، شون جان کامبس ، شکار انسان ها، و گوانتانامو در دهه های اخیر، شکاف عمیق بین گفتمان اخلاقی و عملگرایی واقعی آن آشکار شده است.
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
این پروندهها نه تنها نقاب ریاکاری را از چهره غرب برداشتهاند، بلکه نشان داده که سرمایهداری انحصارطلب، بر پایه استثمار، غارت و اخاذی بنا شده و هیچ پیوندی با اخلاق ندارد.
اپستین: نماد شبکهای از فساد و قدرت
به گزارش الجزیره نت، پرونده جفری اپستین تنها یک حادثه انفرادی نیست، بلکه آینهای است که ساختار قدرت-اقتصادی غرب را منعکس میکند؛ ساختاری که امکان فرار از مجازات را برای نخبگان جامعه غربی فراهم میآورد و نقض قانون را زمانی که به نفع آنها باشد، مشروعیت میبخشد.
اسناد منتشرشده نشان میدهند که اپستین نه تنها یک تاجر فاسد، بلکه یک عامل مخفی در پروندههای ژئوپلیتیک حساس بوده است.
وی با استفاده از شبکه روابط خود، منافع اطلاعاتی و تجاری را در آمریکا، بریتانیا، اروپا و خاورمیانه پیش برده و از طریق اخاذی و استثمار، به تقویت سرمایهداری انحصارطلب کمک کرده است.
مشاور مالی خانواده های صهیونیست؛ اخاذی از رهبران سیاسی، اقتصادی ، عملی و هنری
شایان ذکر است که اسناد سه میلیون و نیم صفحهای اپستین، شامل تصاویر، مکاتبات اطلاعاتی و شخصی، نشان میدهند که این شبکه، رهبران سیاسی، اقتصادی، علمی و هنری را در دام اخاذی انداخته و تصمیمات آنها را تحت کنترل گرفته است.
اپستین که روزی معلم ریاضی بود، یکشبه به مشاور مالی خانوادههای صهیونیستی تبدیل شد و در پروندههای اقتصادی و سیاسی خاورمیانه، سوریه، لیبی و روسیه نقش آفرینی کرد.
اسناد نشان میدهد که او با همکاری نزدیک با اطلاعات اسرائیل، از مناطق بحرانی برای منافع مالی و سیاسی سوءاستفاده میکرد.
سه سطح از فروپاشی اخلاقی غرب
ساختاری و نهادی: پرونده اپستین نشان میدهد که فساد در غرب، فردی و گذرا نیست، بلکه ساختاری و پایدار است. این شبکه از دهه 1980 فعالیت میکرد و با حمایت سیاسی و قضایی، از محاکمه و حسابرسی فرار میکرد، این الگو در پروندههای دیگری مانند جنگ ویتنام، شکار انسانها در بوسنی و هرز گوین در یوگسلاوی ، زندان ابوغریب و نسلکشی فلسطینیان نیز تکرار شده است.
دوگانگی در اجرای عدالت: قانون در غرب برای ضعیفان سختگیرانه و برای قدرتمندان انعطافپذیر است. نخبگان سیاسی و اقتصادی از مصونیت برخوردارند، در حالی که مردم عادی تحت فشار قرار میگیرند. نمونههای آن را در بحران مالی 2008، نجات بانکها با پول عمومی و عدم محاکمه مسئولان میتوان دید.
کالا شدن انسان: سرمایهداری انحصارطلب، انسان را به ویژه زنان و کودکان را به کالا تبدیل کرده است. پرونده اپستین نشان میدهد که چگونه نوجوانان به عنوان کالا در شبکههای استثمار مورد استفاده قرار میگرفتند. این در حالی است که غرب با شعار حمایت از حقوق زنان و کودکان، کشورهای جهان سوم را تحت فشار میگذارد.
اپستین، دیدی و گوانتانامو؛ حلقههای یک زنجیره
پرونده اپستین تنها نمونهای از یک الگوی تکرارشونده است. قبل از آن، پرونده دیدی (شون جان کامبس)، تولیدکننده موسیقی آمریکایی، و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای صنعت موسیقی «هیپهاپ» و «آر اند بی» نشان داد که چگونه قدرت، ثروت و شهرت میتواند به ابزاری برای استثمار و سوءاستفاده تبدیل شود.
در همین حال، زندان گوانتانامو و جنگ غیرقانونی عراق، نمونههای دیگری از نقض فاحش حقوق بشر و قوانین بینالمللی توسط غرب هستند.
در همین راستا، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در واکنش به پرونده اپستین گفت: «نخبگان جامعه غربی قرنها است که شکم خود را با گوشت انسانها پر کرده و جیبهایشان را با پول پرمیکنند؛ اما باید بدانند که جشن این خونآشامان به پایان خود نزدیک میشود.»
یاد آور می شود که پروندههای اپستین، دیدی، گوانتانامو و جنگهای غیرقانونی غرب، تنها حلقههایی از زنجیرهای هستند که بحران اخلاقی عمیق در ساختار مدرنیته غربی را نشان میدهند.
این بحران، بحران عدالت، پاسخگویی و ادعای برتری کاذب است و افشای این ریاکاریها، آغاز پایان امپراتوری است که بر خون و استثمار مردم این جهان خاکی بنا شده است.