
در دهه های پایانی قرن بیستم، جهان صحنه نمایش قدرتی بلامنازع بود. ابرقدرتی به نام آمریکا، نه تنها با زرادخانه های اتمی و اقتصادی خود، که با یک شبکه گسترده فرهنگی، سیاسی و رسانه ای تقریباً بر تمام محاسبات جهانی سایه افکنده بود. نظم نوین جهانی، در حقیقت، سلطه ای نرم و سخت بود که کمتر کسی جرئت می کرد مرزهای آن را به چالش بکشد. در این جهان تک قطبی، کشورها یا متحدان واشنگتن بودند، یا تحت تحریم و فشار، یا در حاشیه انزوا. در چنین شرایطی، شاید هیچ تحلیلگری در محافل استراتژیک غرب پیش بینی نمی کرد که بزرگترین زلزله ژئوپلیتیک عصر، نه از مسکو یا پکن، که از قلب خاورمیانه و از کنج خلوت و ساده یک حوزه علمیه کهن سر برآورد.
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، پدیدهای بود که تمام معادلات مادی را نقض کرد. این انقلاب، نه توسط یک ارتش مدرن، که با موج خروشان مردمی به پیش رفت که سلاح اصلیشان «الله اکبر» بود. رهبر این قیام، مردی بود که نه در دانشگاههای غرب درس خوانده بود و نه در دالانهای قدرت جهانی تربیت شده بود. امام خمینی (ره)، با تکیه بر گنجینه عظیم تفکر شیعی و اندیشه سیاسی اسلام، توانست گفتمانی بیافریند که در آن «استقلال»، «آزادی» و «جمهوری اسلامی» نه شعارهایی انتزاعی، که آرمانهایی عینی و قابل دسترس بودند. ایشان نشان دادند که قدرت واقعی، ریشه در اراده ملتی دارد که حاضر است برای ارزشهایش جانفشانی کند.
ماهیت دینی این انقلاب، مهمترین وجه تمایز آن بود. در عصری که ایدئولوژیهای مارکسیستی و لیبرالیستی، دین را به حاشیه زندگی خصوصی رانده بودند، انقلاب ایران پرچمدار بازگشت حیاتبخش دین به عرصه اجتماع و سیاست شد. این انقلاب، حکومتی میخواست که «عدالت» را نه صرفاً در توزیع ثروت، که در تطبیق احکام الهی بر جامعه جستجو کند و «پیشرفت» را ذیل «معنویت» تعریف نماید. این ادعا، مستقیم در تقابل با بنیانهای تمدن غرب قرار داشت که سکولاریسم را اصل غیرقابل بحث مدرنیته میدانست.
پیروزی این انقلاب در برابر رژیمی دستنشانده و تا بن دندان مسلح مانند شاه، معجزهآسا بود. شاه نه تنها از حمایت بیقید و شرط آمریکا و قدرتهای غربی برخوردار بود، بلکه یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه را در اختیار داشت. اما این سلطه ظاهری، در برابر امواج خروشان مردمی که شهادت را بر زندگی ذلتبار ترجیح میدادند، تاب نیاورد. انقلاب اسلامی ثابت کرد که مشروعیت، پایهایتر از قدرت نظامی است و وقتی پای باورهای عمیق مذهبی و هویت ملی در میان باشد، ملتها میتوانند ناممکنها را ممکن سازند.
اثرات این انقلاب اسلامی و مردمی، مرزهای ایران را درنوردید. انقلاب ایران به مسلمانان و مستضعفان جهان نشان داد که میتوان در برابر استکبار جهانی ایستاد و با تکیه بر فرهنگ و دین خود، نظامی مستقل بنا نهاد. این اتفاق، آغازگر بیداری اسلامی جدیدی شد که جغرافیای سیاسی جهان، به ویژه خاورمیانه را برای همیشه دگرگون کرد. الگویی که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ارائه داد، نشان داد که قطبهای قدرت تحمیلی، آسیبپذیرند و ارادههای آهنین مردمی میتوانند آنها را به لرزه درآورند.
امروز پس از گذشت نزدیک به پنج دهه، انقلاب اسلامی ایران، همچنان به عنوان یک استثنا و یک الهامبخش در تاریخ معاصر میدرخشد. آن انفجار نور در عصر ظلمت تکقطبی، یادآور این حقیقت همیشگی است که معادلات مادی، آخرین کلمه تاریخ نیستند و وقتی ایمان و اراده ملتی بیدار شود، میتواند قصهپردازیهای قدرتهای جهانی را به چالش بکشد و نقشهی جدیدی از امکانهای بشری ترسیم کند. این، درس ماندگار انقلابی است که با ندای «الله اکبر» آغاز شد و جهان را شگفتزده کرد.
اینک این انقلاب تکثیر شده است و آتش آن در دل میلیونها انسان آزادیخواه و عدالتطلب، شعلهور گردیده و میرود که ریشههای نحس استکبار و استعمار و استحمار و استثمار را از جا برکند. انشاءالله.