
از زمان روی کار آمدن ابومحمد الجولانی، هر از گاهی گزارش هایی در برخی رسانه ها منتشر می شود که از نیت شورشیان حاکم بر سوریه برای حمله نظامی به لبنان یا مشارکت در حمله احتمالی اسرائیل خبر می دهد.
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
در هفتههای اخیر، این زمزمهها به کارزارهای رسانهای گستردهای تبدیل شده است که از کاهش نفوذ شبهنظامیان کُرد موسوم به نیروهای دموکراتیک سوریه «قسد» در استان حسکه و شهر کوبانی در حلب و تثبیت دولت شورشیان در غرب حلب، رقه و دیرالزور نیز تغذیه میشود.
روزنامه الاخبار لبنان نوشت، پیشروی سریع نظام الجولانی در مناطق تحت کنترل «قسد» موجب شده برخی گمان کنند وی توانایی نظامی لازم برای اجرای عملیات گسترده از این نوع را دارد و حمایت دولت دونالد ترامپ از حکومت او – همزمان با تهدید علیه ایران – پوششی بینالمللی برای حمله دولت وی علیه لبنان و هدف قرار دادن حزبالله از مرزهای شرقی فراهم میآورد.
گمانهزنیها درباره این موضوع با اظهارات تناقضآمیز نماینده آمریکا «توماس باراک» درباره تقسیمات توافق سایکسـپیکو و سخن از تغییر در نقشههای منطقه شدت گرفته است. برخی گزارشها از آمادگی الجولانی برای انجام اقدامات مدنظر اسرائیل – مانند جلوگیری از تسلیح مجدد حزبالله، اخراج فلسطینیان و محدودسازی نفوذ ایران – حکایت دارند. الجولانی پیشتر نیز گفته بود دشمنانی مشترک با اسرائیل دارد که ایران و متحدانش در رأس آنها قرار دارند.
با این حال، این روایتها واقعیت میدانی سوریه را نادیده میگیرند و شیوه تفکر دولت آمریکا را به اشتباه تفسیر میکنند؛ زیرا نظام شورشیان حاکم بر سوریه اساساً توان انجام یک عملیات نظامی گسترده را ندارد. بررسی اتفاقات سواحل سوریه در مارس 2025، السویداء در ژوئیه همان سال، و تحولات حلب و منطقه جزیره در ژانویه 2026 نشان میدهد نیروی محرک اصلی، قبایل و گروههای موسوم به «قوای سنی» بودهاند نه ارتشی سازمان یافته در سوریه.
حتی در عملیات موسوم به «ردع العدوان» که منجر به کنار رفتن بشار اسد از قدرت شد، هنوز بحث بر سر علت موفقیت آن ادامه دارد: آیا نتیجه مهارت نظامی گروه «هیئت تحریر الشام» بود یا نتیجه فروپاشی تدریجی نظام پیشین و مشکلات انباشته سیاسی و اقتصادی؟
گرچه بخشی از سوریها برای پیوستن به نیروهای وابسته به الجولانی اقدام کردهاند (ابتدا در ساختار امنیت عمومی، سپس در وزارت دفاع)، این نیروها از ضعف شدید امکانات، آموزش ناکافی و کمبود تسلیحات رنج میبرند و به هیچوجه آماده حمله گسترده به کشوری مانند لبنان با ارتش سازمانیافته و مستقر در بقاع نیستند.
برآوردها نشان میدهد که تعداد نیروهای نظامی حاضر در نظام الجولانی تنها حدود یکپنجم ارتش سابق سوریه است (یعنی نزدیک به 100 هزار نفر) که در بیشتر مناطق سوریه پراکندهاند؛ با کمبود شدید توپخانه، تانک و نیروی هوایی. حمایت ترکیه محدود به ادوات زرهی سبک است و روسیه تاکنون حتی مهمات یا قطعات یدکی لازم را برای احیای تسلیحات ارتش سابق ارائه نکرده است.
بنابراین، «بسیج کردن عشایر» نمیتواند در نبردی علیه لبنان کارساز باشد؛ چراکه موفقیت آن در شرق سوریه ناشی از عقبنشینی بدون درگیری نیروهای «قسد» بود نه قدرت جنگی واقعی.
در عین حال، عشایر سوریه دیگر تمایلی به فدا کردن فرزندان خود در جنگی جدید برای اهداف الجولانی را ندارند، بهویژه پس از آنکه دولت وی «پالایشگاههای نفتی ابتدایی» مورد استفاده آنها را نابود کرد و موجی از بیکاری و نارضایتی را در شرق سوریه بهوجود آورد.
از منظر بینالمللی نیز هیچ پوشش سیاسی آمریکایی، اروپایی یا عربی برای حمله نظامی به لبنان وجود ندارد. وقایع خونین در سواحل سوریه و السویداء و حملات اخیر به «قسد» موجب طرح پرونده سوریه در مجالس غربی و فشار روزافزون برای إعمال تحریمها علیه دمشق شده است.
در داخل آمریکا، هرچند دونالد ترامپ همچنان از الجولانی حمایت میکند و اخیراً گفته که «عملاً خود او» الجولانی را به قدرت رسانده است، اما این موضع بیشتر با اهداف داخلی و تبلیغاتی در ارتباط است تا تأیید نظامی واقعی؛ بهویژه که عملیات خروج نیروهای آمریکایی از سوریه هنوز دو ماه تا تکمیل فاصله دارد.
در سطح عربی نیز نگرانی از هرگونه تنش سوری-لبنانی آشکار است. وزیر دفاع عربستان، خالد بن سلمان، سال گذشته برای جلوگیری از تشدید التهاب میان نیروهای سوری و ارتش لبنان وارد عمل شد و مصر نیز بهتازگی میزبان نشست مقدماتی برای حمایت اقتصادی و نظامی از ارتش لبنان بوده است.
همچنین آرایش نظامی در مرزهای شرقی لبنان، با برجهای دیدهبانی و واحدهای مرزی که با پشتیبانی آمریکا و انگلیس ساخته شدهاند، نشانگر آمادگی کامل ارتش لبنان برای دفاع از این جبهه حساس است.
در نتیجه، هرگونه عملیات نظامی از سوی نیروهای وابسته به الجولانی با مقاومت سازمانیافته ارتش لبنان روبهرو خواهد شد.
از سوی دیگر، الجولانی با مشکلات گسترده داخلی نیز روبهروست؛ از جمله بازگشت فعالیت گروه داعش در بسیاری از مناطق سوریه، بحران اقتصادی شدید، تصمیمات شتابزده و بیبرنامه مقامات، و احتمال اعتراضات مردمی گسترده.
در مجموع، هرچند تهدیدهای ناشی از وضعیت داخلی سوریه برای لبنان مختلف هستند – از خطر نفوذ تروریسم گرفته تا پیامدهای اقتصادی – اما خطر اصلی در حال حاضر، بیتوجهی برخی محافل لبنانی به این تهدیدها و تلاش برای بهکارگیری مداخله سوریه در حسابهای سیاسی داخلی است.