
سکوت طالبان در قبال رحلت حضرت آیت الله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض، از مراجع بزرگ جهان تشیع و از چهره های ماندگار مردم افغانستان، بار دیگر پرسش های جدی درباره رویکرد این گروه نسبت به جامعه شیعه و شخصیت های مذهبی وابسته به آن را برجسته ساخته است. این در حالی است که بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی افغانستان، کشورهای منطقه و مراکز دینی جهان اسلام با صدور پیام های تسلیت، فقدان این فقیه برجسته را تسلیت گفتند.
زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
آیتالله العظمی فیاض نه تنها یکی از مراجع عالیقدر شیعه در نجف اشرف بود، بلکه به عنوان شخصیتی افغانستانی، سرمایهای معنوی و علمی برای مردم افغانستان و جهان به شمار میرفت. با این حال، طالبان هیچ پیام رسمی و درخور شأن این مرجع بزرگ صادر نکرد؛ اقدامی که از نگاه بسیاری از ناظران، فراتر از یک غفلت تشریفاتی و نشانهای از بیاعتنایی نظاممند به جایگاه مذهبی و اجتماعی شیعیان در افغانستان است.
این رویکرد در خلأ رخ نداده است. طی سالهای گذشته، شیعیان افغانستان با محدودیتهای متعدد در حوزههای مذهبی، آموزشی، فرهنگی و سیاسی مواجه بودهاند. حذف تدریجی نمایندگان شیعه از ساختار قدرت، محدودیت در برخی مناسبتهای مذهبی، کاهش نقش نهادهای مستقل شیعی و بیتوجهی به مطالبات این جامعه، تصویری نگرانکننده از وضعیت اقلیتهای مذهبی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان ارائه میکند.
سکوت طالبان در قبال رحلت آیتالله العظمی فیاض، در کنار مواضع سرد و مبهم این گروه نسبت به دیگر شخصیتهای برجسته شیعه در سالهای اخیر، این برداشت را تقویت میکند که طالبان هنوز نتوانسته است از نگاه انحصارگرایانه و تبعیضآمیز مذهبی خود فاصله بگیرد. گروهی که مدعی تشکیل حکومتی فراگیر است، نمیتواند نسبت به یکی از برجستهترین عالمان دینی برخاسته از سرزمین افغانستان بیاعتنا باشد و همزمان ادعای نمایندگی همه اقوام و مذاهب کشور را مطرح کند.
واقعیت این است که احترام به شخصیتهای ملی و مذهبی، صرفنظر از تعلقات مذهبی آنان، یکی از شاخصهای بلوغ سیاسی و پذیرش تنوع اجتماعی در هر نظام حکومتی است. عدم توجه طالبان به رحلت آیتالله العظمی فیاض و همدردی با مردم شیعه، بیش از آنکه جایگاه این مرجع فقید را تحت تأثیر قرار دهد، پرسشهایی جدی درباره میزان پایبندی این گروه به اصول همزیستی مذهبی، احترام به تکثر دینی و حقوق شهروندی میلیونها شیعه افغانستان ایجاد کرده است.
تا زمانی که طالبان در عمل، نه در شعار، حقوق مذهبی و سیاسی شیعیان را به رسمیت نشناسد و از رفتارهای تبعیضآمیز فاصله نگیرد، چنین سکوتها و بیاعتناییهایی به عنوان بخشی از یک الگوی بزرگتر از حذف و حاشیهراندن جامعه شیعه تفسیر خواهد شد؛ الگویی که نه تنها وحدت ملی افغانستان را تضعیف میکند، بلکه شکافهای مذهبی و اجتماعی را نیز عمیقتر میسازد.