
جمهوری اسلامی ایران طی دهه های گذشته مهم ترین حامی سیاسی، معنوی و راهبردی آرمان های فلسطین و جریان های مقاومت منطقه بوده است. ازاین رو، هر تحول مهم در ساختارهای راهبردی ایران، از سوی جریان های همسو در منطقه نیز مورد توجه قرار می گیرد.
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
از این منظر، انتصابات جدید میتواند برای جبهه مقاومت حامل یک پیام مهم باشد: ساختار جمهوری اسلامی در حال استمرار، بازسازی و تقویت ظرفیتهای خود است و فشارهای چندجانبه نتوانستهاند اصل سازمانیافتگی و قدرت تصمیمگیری آن را تضعیف نموده و از میان ببرند. این مسئله میتواند در تقویت روحیه عمومی جریانهای مقاومت مؤثر باشد؛ زیرا مقاومت بیش از آنکه صرفاً به تجهیزات وابسته باشد، به اعتماد، امید، انسجام و اطمینان به آینده نیاز دارد.
امت اسلامی امروز با چالشهای متعددی مواجه هستند؛ از مسئله فلسطین و جنایات علیه مردم غزه گرفته تا اختلافات داخلی، فشارهای خارجی، افراطگرایی، بحرانهای اقتصادی و جنگ رسانهای. در چنین فضایی، وجود یک کشور قدرتمند و باثبات در جهان اسلام که بتواند از منافع و امنیت ملی خود دفاع کند و در عرصه منطقهای نقشآفرین باشد، برای بسیاری از ملتهای مسلمان اهمیت ویژه دارد.
قرآن مجید میفرماید: ﴿وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ﴾ (انفال، آیه 46)
«با یکدیگر نزاع نکنید که سست میشوید و قدرتتان از میان میرود؛ و شکیبایی کنید که خداوند با شکیبایان است.»
بنابراین، یکی از درسهای مهم تحولات اخیر، اهمیت انسجام، هماهنگی و جلوگیری از ایجاد خلأ در مدیریت راهبردی است؛ اصلی که نهتنها برای ایران، بلکه برای همه ملتهای اسلامی قابل توجه است.
واضح و مبرهن است که در شرایط بحرانی، کیفیت رهبری و تصمیمگیری راهبردی اهمیت مضاعف پیدا میکند. فرماندهی کل قوا در چنین شرایطی باید بتواند ضمن حفظ آرامش، از ظرفیت نیروهای باتجربه استفاده کرده و ساختارها را متناسب با شرایط جدید تنظیم کند.
از این منظر، انتصابات اخیر را میتوان بخشی از مدیریت هوشمندانه شرایط پس از تحولات و فشارهای امنیتی اخیر دانست؛ مدیریتی که هدف آن حفظ آمادگی، جلوگیری از خلأ فرماندهی و افزایش هماهنگی میان بخشهای مختلف نیروهای مسلح است.
نکته مهم دیگر این است که اقتدار نباید صرفاً به معنای قدرت سخت تفسیر شود. اقتدار پایدار زمانی شکل میگیرد که قدرت نظامی با عقلانیت سیاسی، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی، توان اقتصادی و مشروعیت ملی همراه شود.
امیرالمؤمنین علی (ع) در نامه معروف خود به مالک اشتر بر اهمیت مردم و جلب رضایت آنان تأکید فراوان مینماید و میفرماید: «فَإِنَّ عِمَادَ الدِّینِ وَجِمَاعَ الْمُسْلِمِینَ وَالْعُدَّةَ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ»
یعنی: ستون دین، انسجام مسلمانان و آمادگی در برابر دشمنان، مردم هستند.
از این رو، اقتدار واقعی جمهوری اسلامی زمانی به بالاترین سطح خود میرسد که اقتدار دفاعی با خدمت به مردم، عدالت، مقابله با فساد، حل مشکلات اقتصادی و تقویت سرمایه اجتماعی همراه شود.
انتصابات جدید، پیام ثبات در برابر جنگ روانی را نیز به خوبی میرساند. یکی از مهمترین عرصههای تقابل امروز، عرصه رسانه و جنگ روانی است. دشمن تلاش میکند با بزرگنمایی مشکلات، اختلافات و فشارها، این تصور را ایجاد کند که جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی یا از دست دادن توان تصمیمگیری قرار دارد. اما استمرار تصمیمگیری در سطوح عالی، معرفی نیروهای جایگزین و حفظ ساختار فرماندهی، میتواند در عمل با چنین روایتهایی مقابله نماید. در همین زمینه، برخی گزارشهای داخلی نیز انتصابات جدید را نشانه تداوم فرماندهی و آمادگی ساختار دفاعی ارزیابی کردهاند.
بدون تردید اهمیت اصلی این انتصابات صرفاً در نام افراد خلاصه نمیشود. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، ساختن ساختارهایی است که حتی با تغییر مدیران نیز بتوانند مأموریت خود را ادامه دهند. نظام حکمرانی موفق، نظامی است که:
ـ برای هر مسئول، جانشین و نیروی جایگزین شایسته تربیت کند،
ـ تجربههای گذشته را ثبت و منتقل نماید،
ـ تصمیمگیری را از وابستگی به اشخاص برهاند و جوانان متخصص و متعهد را وارد عرصههای مدیریتی نماید،
ـ میان تجربه و جوانگرایی تعادل برقرار کند،
ـ و در کنار قدرت دفاعی، سرمایه اجتماعی و رضایت عمومی را تقویت نماید.
بنابراین انتصابات اخیر در سطوح عالی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را میتوان از منظر راهبردی، نشانهای از تداوم فرماندهی، ظرفیت جایگزینی نیروها، انسجام ساختاری و آمادگی برای مواجهه با شرایط پیچیده آینده دانست.
این انتصابات در داخل ایران حامل پیام ثبات و استمرار، برای دشمنان حامل پیام عدم ایجاد خلأ با تغییر افراد، و برای جبهه مقاومت و بخشهایی از امت اسلامی حامل پیام امید و تداوم یک پشتوانه منطقهای است.
اما اقتدار پایدار تنها با فرماندهی نظامی حاصل نمیشود. اقتدار حقیقی زمانی ماندگار خواهد بود که قدرت دفاعی با عدالت، کارآمدی، خدمت به مردم، وحدت ملی، عقلانیت سیاسی و تقویت سرمایه اجتماعی همراه شود. ازاینرو میتوان گفت: نظامی که برای شرایط دشوار، نیروی انسانی تربیت کرده، ساختارهای خود را حفظ میکند و در لحظه مناسب با تصمیمگیری بهموقع فرماندهی را بازآرایی مینماید، از ظرفیت بالاتری برای عبور از بحرانها و ادامه مسیر برخوردار است.
و این همان امیدی است که میتواند در میان ملتهای مسلمان و جریانهای مقاومت نیز تقویت شود؛ امید به اینکه فشار و تهدید، اگر با ایمان، عقلانیت، انسجام و مدیریت همراه شود، الزاماً به شکست نمیانجامد، بلکه میتواند زمینهساز بازسازی و تقویت ظرفیتهای یک جبهه بزرگ اسلامی برای جهان اسلام شود.