خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
رهبر ایتلاف ملی: پالیسی مصالحه ی حکومت بی پایه و غیر عملی است

زمان تقریبی مطالعه: 15 دقیقه
محمد یونس قانونی عضو ارشد شورای رهبر ایتلاف ملی: پالیسی مصالحه ی حکومت بی پایه و غیر عملی است
نشست بورد پالیسی ایتلاف ملی با حضور محمد یونس قانونی از اعضای ارشد شورای رهبری ایتلاف ملی افغانستان تشکیل گردید.
در این نشست که روز پنجشنبه هفته ی گذشته صورت گرفت و اکثر اعضای بورد در آن حضور داشتند ، در آغاز سید حسین اشراق حسینی سرپرست بورد پالیسی ضمن خوش آمد گویی به آقای قانونی ، پیرامون بحث های بوردپالیسی صحبت نمود وگفت که در نشست قبلی ، بورد پالیسی موضوع مصالحه با مخالفان مسلح را مورد بحث وبررسی قرارداد ونظر نهایی ما آن بود که برنامه ی صلح حکومت افغانستان بلحاظ عدم درک واقعیت های پیچیده ی منطقه وسیاست های راهبردی پاکستان در افغانستان بیشترپرداختن به شاخه ها وفرعیات بوده است تا ریشه ها و بستر ها وصرف هزینه های بسیار از جیب مردم افغانستان وبه همین خاطراین به ظاهر تلاشها وکوشش ها ، کدام نتیجه ی ملموسی در برنداشته است، آقای حسینی خطاب به آقای قانونی گفت که چون جناب شما در نشست پاریس اشتراک فرموده بودید خوب است که در این رابطه وواقعیت های موضوع روشنی افگنید تا بورد پالیسی در پرتوآن بتواند بحث های خودرا در رابطه با پروسه ی صلح پیش ببرد. پس از آن محمد یونس قانونی صحبت های مفصلی در جمع اعضای بورد ایراد کرد که با اندکی تلخیص ، متن صحبت های وی ذیلا از نظرتان می گذرد:
وقتی بحث مصالحه و یاکلمات مشابه مثل آشتی ملی ومصالحه ملی را ازآدرس دولت ویاادبیات حکومتی می شنویم، گاهی آدم تعجب می کند. مثل اینکه بحث طرف هامبهم است، خودمفهوم ویامقوله ی مصالحه هم ابهام کلی خودرا دارد، که هدف ازمصالحه درافغانستان چیست؟ آیامصالحه فقط به معنی رسیدن به یک توافق باجانب طالبان است؟ درمیان طالبان هم کدام جناح طالب؟ ویاباحزب اسلامی است؟ بکدام معنی است؟ این چیزی است که مبهم است وهیچگاه حکومت نتواسته یک تعریف روشن ازاین خواست خود ارائه کند. اگرهدف، بحث کنارآمدن باطالب باشد این یک مفهوم دارد ویک نوع اجرائات خود را کاردارد.
اگرمنظور ایجادیک ثبات پایه دار درافغانستان بوده باشد این بحث جدایی است. درک من این است که صلح وثبات پایدار درافغانستان زمینه ای داخلی اما ریشه ی عمیق دراستراتژی های منطقوی وبازیهای کلان جهانی دارد.
ما اگر درسه مقیاس برای ثبات وصلح پایدار درافغانستان ابتدا فکری نداشته باشیم ومبانی تیوریک اش را نسنجیم، هیچ وقت به ثبات نمی توانیم دست پیداکنیم. چنانچه ماوشما دراین چهاردهه می بینم که درگیرجنگ هستیم، دراین چهاردهه جنگ، ماچهارنوع نظام را تجربه کردیم، تغییرات، نظام ها وکدرهابه وجود آمد، پالیسی ها وتیوریهایی شکل گرفت. ولی صلح وثبات پایداردرافغانستان به هیچ صورت به وجودنیامد. این به این معنی است که یک چیزعمیق ترازاین قضایای داخلی وجود دارد که آن همیشه بی ثباتی را بر افغانستان تحمیل می کند، این اشتباه خواهد بود مثل اینکه حکومت ما پیوسته اشتباه می کند که ابزار را به مثابه اهداف تعیین می کند وبعد می گوید که توسط این روش می توانیم مشکل راحل کنیم.
همیشه ماوشما گفتیم که طالب ابزار یک استراتژی است دراختیارپاکستان. طالب برعکس آن چیزی که جناب رئیس جمهورمطرح ساخته است دریکی ازصحبت های خود که "طالب پدیده ای است که درنتیجه ای ناملایمات افغانستان به وجود آمد" این عامیانه ترین تعریف ازپدیده ی طالب است. طالب ابزاراستراتژی است دراختیارپاکستان که باازبین رفتن یک استراتژی ویایک ابزار، ابزاردوم ایجادشد ، هرگاه این استراتژ تغییر نکند ابزار سوم، چهارم ویاصدم به وجود می آید برای بی ثباتی درافغانستان. شمااستراتژی پاکستان را ببینید، سه ویا چهار مرحله را که پیوسته به صورت سنتی درافغانستان تطبیق کرده 1ـ تحمیل بی ثباتی در افغانستان 2ـ نفوذ درداخل دولت افغانستان3ـ دولت سازی در افغانستان. مجموعا سال 1947 تاکنون را اگر تعقیب کنیم ، پالیسی حکومت پاکستان که همیشه درهمین سه کته گوری قابل تفسیر است. یا دربهترین وجه اش که حکومت های مرکزی نیرومندی درافغانستان وجود داشته است، حداقل استراتژی پاکستان بی ثبات سازی اوضاع افغانستان بوده است. دوران سلطنت، دوران داودخان همین قسم است، بعدتلاش براین صورت گرفته است که چطور بتوانند نفوذ درداخل حکومت افغانستان داشته باشند که مراحل مختلف اش را می بینیم. اوج استراتژی موفقانه پاکستان در دوره ی طالبان بوده است که آن حکومت سازی توسط ابزاردستش دراینجا بود که نمونه هایش را دیدیم.
بحران ذهنیت ، بحران اصلی در افغانستان
فکر ما این است که در افغانستان بحران اساسی؛ بحران ذهنیت و تفکر است. ما از لحاظ ذهن متأسفانه مردم بیمار هستیم، با تغییر چهار نظام، چهار تفکر و چهار اندیشه در چهار دهه ، بی ثباتی کماکان در افغانستان باقی است. آن ذهن ما است ، ذهن ما یا ذهنیت قومی است یاذهن افراطی گرایی دینی است وغیره، زمانیکه ماذهنیت قومیت وقدرت درافغانستان را حل نکنیم هیچ وقت به صلح وثبات پایدار درافغانستان دست پیدانخواهیم کرد. درک مااین است که - همراه کاظمی شهیدو بقیه شهدا بارهااین مسایل را به بحث گرفته ایم- شما تازمانیکه پدیده ی قدرت درافغانستان را تحلیل نکنید وکارشناسانه تجزیه نکنید، هم راه بدست آوردن قدرت وهم راه حفظ کردن قدرت را نسنجید، هیچ وقت درافغانستان ثبات را نخواهیم دید که این هم ریشه درمنطقه وهم دردنیادارد. به همین دلایل است که بی ثباتی را درافغانستان می بینیم. چراماوشما تأکیدروی نظام پارلمانی درافغانستان داریم؟ یکی ازمسایل اش ارتباط میگیرد به اینکه ما، بحث قدرت درافغانستان را باید مردمی بسازیم. چراماروی مردم سالاری ودموکراسی درافغانستان تأکیدداریم؟ بخاطراینکه راه های رسیدن به قدرت هم اهلی، مدنی وانسانی می شود وهم راههای استفاده ازقدرت ویابکارگرفتن قدرت. مااگر اینهارا مدنی نسازیم که همان بستر دموکراسی است، هم برای بدست آوردن وهم برای بکار گرفتن قدرت دیگر اصلایا برویم به کودتا ویابه سیستم های میراثی ویابرویم به جنگ وتغلب که طالبان عنوان می کند. این شیوه ها غیرمدنی بوده که درگذشته هم ناکام بوده وحالاهم ناکام است.
بنابراین، اعتقادمن این است که بحران درافغانستان قبل ازبحران امنیتی، سیاسی واقتصادی ، بحران ذهن درافغانستان است. ما اگر این بحران را بنیادی حل نسازیم و راههای بیرون رفتش را پیدانکنیم همیشه این قصه باقی می ماند ، این زمینه های موجود درداخل افغانستان است امااستراتژی دربیرون ازافغانستان است، من جمله تأثیرگذارترین کشور،پاکستان است که هیچ نوع تغییر دراستراتژی پاکستان هنوز نمی بینیم، استراتژی پاکستان کماکان درجایش باقی است. اماتغییرات تکتیکی را می بینیم، تغییرات تکتیکی دردید پاکستان به وجود آمده. اماهنوزنظامی های پاکستان قدرت اصلی است، پالیسی ساز درپاکستان حکومت ملکی اش نیست بلکه اردوی پاکستان است، اردوی پاکستان هم بخاطرماندنش به موادخام نیازدارد وهم بخاطر تسلطش درداخل خاک پاکستان. یک بعد که ازمیدیای افغانستان همیشه بیرون مانده است ، بحث همان مصرف داخلی خوداردوی پاکستان است. اردوونیروهای امنیتی پاکستان که درواقع دولت اساسی درداخل پاکستان است. برای ماندن خودشان باید قضایای افغانستان و کشمیر را ادامه بدهند، بنیادگرایی افراطی را باید سازمان بدهند تاخودشان در صحنه ی قدرت باقی بمانند.
برنامه صلح دولت ضعیف و غیر عملی
در مورد صلح و مصالحه، پالیسی حکومت ما نه تنها مبهم بلکه ضعیف، غیرعملی ونادرست می باشد. روح پالیسی مصالحه ی ملی را که دولت افغانستان عنوان کرده است؛ سرمایه گذاری روی ابزارتشکیل می دهد نه روی اهداف اصلی. طالب یک پدیده ی ابزاری دراختیار استراتژی پاکستان است. پس از شکست انجنیرصاحب حکمتیار، طالب ایجادشد. طالب ناشی از ناملایمات افغانستان نیست. بلکه ناملایمات اجتماعی در افغانستان زمینه ای برای به وجود آوردن ابزار دومی که طالب است مساعد ساخت. به اساس استراتژی پاکستان درتبانی بابعضی ازکشورها طالب ایجادشد برای اهدافی که پاکستان دنبال می کند ،امروز می بینیم که به عنوان یگانه ابزار در اختیار پاکستانی ها قرار دارد. پالیسی حکومت، تمام سرمایه گزاری اش دراین است که چطور بتوانند باطالبان به نحوی ازانحاء به تفاهم برسند. اشتباه حکومت مانیز ازهمین جاشروع می شود. این به این معنی است که شماازدست کسی که تصمیم قتل وترور شمارا دارد قصد ورود به خانه ی شما را دارد تمام تلاش تان براین باشدکه چگونه چاقو را ازدستش بگیرید اما فکر وذهنیت او دردست اش باقی است. شما اگر چاقو را از دستش گرفتید کلاشینکوف رابدست اش می گیرد ، چون استراتژی باقی است. دولت افغانستان برای تغییر استراتژی پاکستان نه فکری دارد و نه از ابزارهای موجود استفاده کرد و نه از طلایی ترین فرصتها که حضورجامعه بین المللی در افغانستان بود، از هیچکدام استفاده نتوانست. این فرصت در تاریخ افغانستان دیگر تکرار نمی شود. اگر مایک زعامت باتدبیردرافغانستان می داشتیم این زمانی بود که پاکستان را باید زمین گیر می ساختیم اما متأسفانه نتوانستند و نکردند و رفتند به تبانی وتعاملاتی پشت پرده، این پالیسی را که حکومت افغانستان فعلا به عنوان مصالحه عنوان کرده است در بهترین وجه اش بحث این است که کنار آمدن باطالب مشکلات دیگر خود را دارد، در کنار اینکه باطالب به نحوی از انحاء می خواهند به نتیجه برسند ، درهمین پروگرام هم روشهایی را که آنها انتخاب کرده اند به جایی اینکه به صلح مارا نزدیک بسازند، گام به گام ما را ازصلح دور می ساز د ، مثلا صلح یادرنتیجه ی جنگ پیروزمندانه به وجومی آید و یا در نتیجه مذاکره ی پیروزمندانه. حکومت افغانستان بنابه دلایل معین نه یک جنگ پیروزمند را سامان داده توانسته است و نه یک مذاکره ی پیروزمندانه را ، ودلایل اش هم معلوم است که به کدام انگیزه ها، به این خاطر است که تاهنوز حکومت نتوانسته یک تعریف مشخص از موافق و مخالف ارایه بدهد. برعکس پالیسی حکومت شد به نحوی کنارآمدن باطالب وآنهم ازطریق ادغام مجدد، نه پالیسی مصالحه ی ملی. دواصطلاح درادبیات خارجی هم مطرح شده است ودرادبیات افغانستان ، مصالحه ی ملی وادغام مجدد، این دواصطلاح ازهم فرق دارد. حکومت افغانستان مصالحه نمی خواهد، من در همه جااین حرفم را گفته ام ، درسخنرانی هایم ودراجلاس پاریس هم این موضوع راگفتم. چونکه حکومت آفغانستان تصورش براین است که مصالحه ملی درپایان روز به معنی مشارکت درقدرت است. مصالحه به معنی این است که دوطرف هدف دارد. درمصالحه تصور رییس جمهور براین است که سه چیزرا ازدست می دهد. زعامت قومی ، زعامت دولتی ، صنف تکنوکرات ما حق به جانب است که نگرانی داشته باشند.
از این لحاظ می بینید که سه چلنج اساسی به دولت در مصالحه مواجه است، از این نقطه نظر،درک مااین است که حکومت مامصالحه نمی خواهد ،چیزی را که آقای کرزی به میل اش است ادغام مجدد است ،ادغام مجدد به همین شکل که درپالیسی ها و ملاقات های خصوصی مطرح می شود و دفترهای متعدد ساختن، اماطالبان باید یاکل اش و یا یک جمع اش بیایند به حکومت تسلیم شوند بدون اینکه به زعامت یک شخص مشخص در جامعه ی ما و یا در رأس دولت ما تهدیدی بوده باشد ، کوچک ترین تهدید را آقای کرزی آماده نیست، ازین لحاظ مصالحه برای اینها قابل تأیید نیست اماادغام مجدد بله، درادغام مجدد تصور آنها به این است که جناح هایی ازطالبان بیایند درحکومت شریک شونداما زعامت باقی بماند ، حتی برای همین هدف هم راهکارهایی راکه انتخاب کردند بدترین شیوه ها بود ، دراین نوع مذاکرات من فکر می کنم که پاکستانی ها بهترین روش را به خرج دادند که حکومت مارا منفعل ساختند ، مصالحه و یا ادغام مجدد زمانی نتیجه می داد که بدنه ی نظامی ویارهبری طالب زیرفشارقوی نظامی قرار میگرفت ، متأسفانه به دلایلی خاصی دررهبری دولت فعلی افغانستان جلوجنگ گرفته شد، جنگ های که تأثیرداشت عملیات شبانه قطع شد، عملیات نظامی به بهانه ای قطع شد، عملیات خاص قطع شد ، جنگ تبلیغاتی یک بخش اعظمی از یک جنگ پالیسی است، درتبلیغات مطلق پروگرام این است که باید تبصره شود که مثلا می گویند طالب را نگوییدکه تروریست است، حکومت ما سخنگوی طالبان شده است ، می گوید که ترورها وخشونت ها را آنها انجام نداده اند بلکه کسان دیگری انجام داده اند ، جنگ نظامی و تبلیغاتی ما صفر است، طالبان به چه دلیل آماده پذیرش مصالحه و یا ادغام مجدد شوند؟ از این لحاظ این روش روش نادرست است، بهتراین بود که ما، یایک جنگ واقعی را سازمان میدادیم بااستفاده ازحضورجامعه ی بین المللی، ازیک موضع قوت - نه تانابودی آخرین فردی که درصف طالبان است- بلکه تازمان آمادگی شان درمیز مذاکره، آن وقت بود که مابایک چترجدیدی مذاکره می توانستیم، مذاکرات را به نفع نظام ومردم افغانستان رقم می زدیم . این یک اشتباه بود که دولت افغانستان مرتکب شد، این نه تنها صلح را به افغانستان به وجود نیا ورد که سبب طولانی شددن جنگ درافغانستان شد، یک دلیل اش سیاست های ناکام، مبهم ونادرست دولت افغانستان است، یک تعداد از دوستان ما درحکومت، جامعه بین المللی را متهم می سازند ، فهم من این است که یکی ازدلایل تداوم جنگ در افغانستان تضادی است که در پالیسی دولت وجامعه بین المللی وجود دارد ، جامعه بین المللی طرفدارجنگ باتروریزم بود وهست اماحکومت به بهانه های مختلف جلواین جنگ راگرفت ، می خواهم بگویم که پروسه ی مصالحه ی دولت به جایی نمی رسد ، شمامی بینیدکه طالب پیش ازاینکه آماده به مصالحه و یاادغام مجدد شود مکانیزم هایی را ایجادکردند که زمینه را برای سوء استفاده ها درافغانستان مساعد ساختند، لذاست که طالب خودرا امروز در یک موضع قوی تر احساس می کند نسبت یه یک وضعیت ضعیف ...
کانفرانس پاریس
در کانفرانس پاریس چیزی که جدید بود به نظرم حضورنماینده های اصلی طالبان بود که شهاب الدین دلاور و نعیم وردک هردوبه نمایندگی از مارت اسلامی به قول خودشان وازآدرس دفتر قطر در این نشست شرکت داشتند که البته در نشست دوم که از طرف یکی از نهاد های مطالعات و تحقیقات استراتژیک فرانسه که شانتی ای سه بود برگذار شد و قراراست شانتی ای چهاراش هم دایر شود ، بدون شک پشت سراین مراکز تحقیقاتی خودحکومت ها به نحوی سهیم می باشند، این مذاکرات غیر رسمی بودکه در دور دومش هم من شرکت داشتم که دارین مذاکره ، جناب علومی و آصفی ازائتلاف ملی، جناب محقق و احمد ضیا مسعود از جبهه ملی، از حزب اسلامی سه نفر حضور داشت، بهیر غیرت، قاضی صاحب حکیم و همچنان کسی بنام آقای امین کریم که در فرانسه اقامت دارد. از طالبان که در کابل بودند ملا عبدالسلام ضعیف، حکیم مجاهد و آقای منگل فوزی بودند.
آقای اتمر از شورای همکاری احزاب شرکت کرده بودند. آقای جلالی مستقل شرکت کرده بودند، دو نفر از وکلای خانم ، زهرا نادری و داکتر خانم نیلوفر ابراهیمی بود.
از حکومت، آقای جیلانی پوپل، حکمت کرزی، حاجی دین محمد وآقای استانکزی بودند، همچنان آقای نادرنادری از جامعه مدنی تشریف داشتند عمدتا همین ها بودند که در واقع دولت، مخالفین مسلح، آپوزیسیون سیاسی وجامعه ی مدنی وهمچنان بعضی شخصیت های مستقل که ازجامعه مدنی افغانستان نمایندگی می کردند.
آجندای نشست
سه اجندا دراین جابود:
ـ چگونه یک توازن سیاسی تا2020وجودبیاید
ـ چگونه حاکمیت ملی درافغانستان شکل بگیرد
ـ پارامترهای صلح وثبات پایدار درافغانستان چه می تواند باشد
این سه اجندای اصلی بود. ماهمراه باجبهه ملی یک موقف واحد داشتیم، آقای اتمرهم هماهنگی وهم نظری زیادی را باماداشتند که درغیاب شان جدا سپاسگذاری می کنم. حکومت قبلا تبلیغ کرده بودند که اینها مخالف صلح هستندوماثابت ساختیم که ماخواهان صلح هستیم اما با یک سلسله شرایط. این قسم نیست که صلح راچشم بسته بپذیریم بلکه بایک منطق می پذیریم. بالاخره درآنجا آپوزیسیون به عنوان یک طرف اصلی جایش را تثبیت ساخت وهمینکه آقای رسول وزیرخارجه درمجلس تشریف آورده بود ،پیوسته تکرار کرد که آپوزیسیون رسمی دولت افغانستان، اعتراف به این واقعیت است ،همچنان توانستیم بحث انحصار مذاکره ومصالحه را _ که یک پالیسی غلط را دولت درپیش گرفته بود - بیرون بکشیم ویک نقش خوبی داشته باشیم، پیشنهاد اول مااین بود که عناوین را توضیح بدهید ویااینکه بگذارید که کمی رویش بحث شود. دوم دوستانی که ازدفتر قط تشریف اورده اند بگذارید که اول صحبت های خود را ا شروع کنند، آنها دیدگاه های خودرا مطرح بسازند ومادرروشنایی دیدگاههای آن ها نظرات خورا بیان می کنیم. هیأتی که ازطالبان آمده بودند اعلان کردند که ما برای مذاکره نیامده ایم بلکه برای اعلان موضع خود آمده ایم، فقط همین. موضع طالبان دوشکل بود1ـ موضع اصلی طالبان 2ـ موضع های تکتیکی طالبان. موضع اصلی شان اینکه مانظام افغانستان را ازبنیاد قبول نداریم وماخواهان یک دولت جدید هستیم. قانون اساسی افغانستان توسط خارجی ها درافغانستان تدوین یافته ونظام ممثل اراده افغانها نیست و ازاساس وبنیاد مورد تأیید ما قرارندارد، بناء هم دولت را ازبیناد رد میکردند، هم قانون اساسی را. می گفتند دولت افغانستان فاقد مشروعیت است ماباحکومت افغانستان مذاکره نداریم امابابقیه افغانها هروقت خواسته باشند مامذاکره وصحبت داریم همچنان خروج خارجی هارا به عنوان پیش شرط مصالحه مطرح ساختند اینهاموضع اصلی شان بودند. حرف های تکتیکی خود را خوب انتخاب کرده بودند که بعضی پیام هارا برای دنیابدهند که می گفتند ما به حقوق بشر معتقدهستیم وهمچنان به زنان حق کار، انتخاب وتحصیل قایل هستیم اما درچوکات اسلام وشریعت امادرموضع اصلی شان ما تغییرات را نمی دیدیم ....
پس از دوروز بحث وگفت وگو بالآخره در جمع بندی نهایی توافق صورت گرفت که نشست ها ی صلح ادامه یابد، دور چهارم گفت وگوها هم برگذار شود ونیز گفت وگو بعنوان بهترین گزینه برای بیرون رفت از مشکلات تعقیب گردد. اگر چه دیدگاهها درزمینه ی صلح متفاوت بود وبعضی ها مانند اعضای حزب اسلامی از تشکیل دولت انتقالی سخن می گفتند اما نفس بحث ها وبیان دیدگاهها یک نقطه مثبت بود .
پس از سخنان آقای قانونی ، اعضای بورد پالیسی پرسشهای زیادی را در باره ی نشست پاریس وزمینه های گفتگو با مخالفان مسلح مطرح کردند که وی به این پرسشها با حوصله مندی پاسخ داد وسر انجام نشست بورد پالیسی با جمع بندی نظرات توسط آقای اشراق حسینی پایان یافت.
شنبه 16 جدی 1391
کاظم ستیغ
- منبع: آژانس خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.