خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
تلاش ها برای پایان جنگ از طریق گفتگوهای صلح رییس جمهور کرزی را نگران ساخته است

آمریکایی ها با طالبان نمی جنگند. جنگ افغانستان را همان طور که جنگ ویتنام را ویتنامی ساختند، جنگ افغانستان را هم جنگ افغانستانی بسازند و حضور این ها در این کشور به صورت حضور سمبلیک باشد و کاری هم به این حرف ها نداشته باشند.
زمان تقریبی مطالعه: 16 دقیقه
تلاش ها برای پایان جنگ از طریق گفتگوهای صلح رییس جمهور کرزی را نگران ساخته است.
آقای کرزی بر این باور است که رهبری گفتگوهای صلح را باید دولتش در دست داشته باشد و تنها از سوی شورای عالی صلح طراحی شود.
در همین حال حامد کرزی در تازه ترین نوشته اش گفته است که حالا پس از 11 سال صدای صلح بلند شده است.
روند صلح که در حال حاضر در مراحل اولیه اش قرار دارد، یک مرحله تازه ای را برای افغانستان نوید می دهد اما بیشتر وی نگران نفوذ بیگانگان بر این روند است.
در نهایت با اینکه هرازگاهی ندای صلح افغانستان را طالبان با گلوله جواب داده است اما سخنگوی رییس جمهور همچنان خوش بین است.
رییس جمهور چرا نگران گفتگوهای صلح با طالبان است؟ آیا آنگونه که رییس جمهور می گوید خارجی ها واقعا در صدد ایجاد یک حکومت ضعیف در افغانستان هستند؟ آیا ندای برادرانه رییس جمهور، طالبان را آماده گفتگو با حکومتش خواهد ساخت؟
وحید مژده آگاه امور سیاسی در رابطه با نگرانی رییس جمهور گفت: این حقیقت است که حدودا بیش از 30 سازمان، کشور و نهاد هایی که در مسایل تحقیق درمورد صلح در جهان مشغول به کار هستند با طالبان در رابطه هستند.
نگرانی آقای کرزی این است که با رابطه گرفتن جمع کثیری از نهادها و کشورها با طالبان، طالبان خود را بسیار قدرتمند تر از چیزی که هستند احساس کردند. بنابراین باید جلو این کار گرفته شود.
طالبان فکر می کنند که همه دنیا با ما در رابطه هستند و این نشانه قدرت و توان ما است بنابراین آنها نمی خواهند که با دولت افغانستان مذاکره داشته باشند.
آقای کرزی فکر می کند که اگر این سلسله قطع شود و این ها با طالبان در تماس نباشند طالبان احساس ضعف خواهند کرد و مجبور خواهند شد که تا حکومت افغانستان مذاکره کنند.
نگرانی های دیگر هم وجود دارد. یکی دیگر از نگرانی ها کنفرانس پاریس بود. در کنفرانس پاریس برای اولین بار این فرصت میسر شد که از نزدیک اپوزیسیون سیاسی حکومت افغانستان با مقاومت مسلحانه و رهبری طالبان مقابل شوند.
بعضی نکات مشترک در صحبت های شان مطرح شد، به این معنا است که بعضی مشترکات هم داشتند.
از جمله مساله جنگ و صلح است و مطرح شد که باید پروسه و استراتژیک جنگ به استراتژیک صلح تبدیل شود.
دومین مساله، مساله قانون اساسی بود که تمام جهت ها در مورد تغییر قانون اساسی توافق داشتند اما درمورد اینکه چگونه اصلاح شود تفاوت نظر بود.
دیگر مساله پایان یافتن اشغال یا حضور نیروهای خارجی در افغانستان بود. موضوع حکومت مورد قبول همه بود. همچنان ایجاد یک حکومت موقت قبل از انتخابات بجای آقای کرزی و اسلامی بودن حکومت افغانستان و تطبیق شریعت در افغانستان که همه در این موارد موافقت داشتند.
به این ترتیب این مساله سبب نگرانی آقای کرزی شد و موجب شد تا بگوید: هیچ کس دیگر نباید مذاکره بکند و مذاکره تنها باید در انحصار دولت افغانستان باشد و شورای عالی صلح باید این رهبری را به دست بگیرد.
آقای مژده بیان کرد، همچنان رییس جمهور افغانستان ابهاماتی را در مورد روند گفتگوهای صلح پیش تر مطرح کرده است و از دسیسه چینی و توطیه در این روند صحبت کرده است چطور بفهمیم این دسیه چینی و توطیه از سوی چه کسانی صورت می گیرد؟
اول بگویم که تا بحال روند صلح هنوز شروع نشده است. آنچه که ما در پاریس و پیش از آن در کیوتو و همچنین در دبی شاهد بودیم فقط تراکت بوده است. یعنی مذاکراتی بوده است به منظور درک موازی همدیگر در اینجا مساله صلح اصلا مطرح نبود.
طرفینی که در این بحث شرکت کردند فقط مواضع خود را گفتند و نتیجه گیری که بعدا صورت گرفت به نظر آمد که بعضی نظریات به هم نزدیک است.
زمانی ما می توانیم بگوییم که پروسه صلح بی نتیجه بوده است که این پروسه آغاز شود و هنوز چنین چیزی صورت نگرفته است.
اما در رابطه با موضوع دیگری که آقای کرزی تاکید کردند که خارجی ها نباید در این روند دست داشته باشند و خارجی ها این ذوند را مختل کنند.
چندی قبل یک نقشه راه از طرف شورای عالی صلح افغانستان با پاکستانی ها به اشتراک گذاشته شد که در آن 5 قدم تا صلح را در آنجا مشخص کردند.
در این نقشه صلح در حقیقت پاکستان است که باید این پروسه پیش ببرد و با ما همکاری بکند ولی خود آقای کرزی در صحبت های خود می گوید: نخیر خارجی ها از جمله آمریکا و همسایه های ما نباید در این کار دخالت کنند و آنها حق ندارند این کار را انجام دهند.
پس شما چرا از پاکستان خواسته اید که تا 6 ماه اول سال 2013 طالبان را به پای میز مذاکره بکشانند؟
پاکستانی ها به شما وعده دادند و باز گفتند که ما این کار را شروع می کنیم؟ قدم اول اینکه 26 طالب از زندان پاکستان آزاد شد.
آنها از یک طرف با خارجی ها صحبت می کنند و خارجی ها این را می خواهند و بر دیگران می گویند: ما این را نمی خواهیم که خارجی ها در این کار مداخله کنند و هیچ کس دیگر هم نباید در پروسه صلح مداخله کند.
بهر حال مساله افغانستان یک مساله ساده نیست که بتوان آن را توسط شورای عالی صلحی که در آن اتفاق نظر وجود ندارد این پروسه را پیش برد.
من فکر می کنم ضرور است تا جهت های مختلف در این موضوع دخیل باشند. آقای کرزی حداقل 3 مرجع را باید به عنوان مراجعی که با کسانی که مذاکرات صلح را سامان می دهد بشناسد.
اول شورای عالی صلح و حکومت پاکستان که باید این کار را پیش ببرند و پروسه بین الافغانی باید توسط این ها پیش برده شود که در نقشه صلح آمده است.
مرجع دیگر عبارت است از دفتر قطر که باید از طریق دفتر قطر بخشی از این مشکلات حل شود.
سوم سازمان مللی متحد که نقش بسیار حساسی می تواند داشته باشد، بهر حال سازمان ملل متحد به عنوان یک مرجع بزرگ جهانی باید در این امر مداخله داشته باشد. این طور نمی شود که ما فقط و فقط همه چیز را منحصر بسازیم به شورای عالی صلح که این ها مذاکره کنند و دیگر کس ها نباید مداخله داشته باشند.
زمانی که از یک طرف رییس جمهور از توطیه و دسیسه چینی های خارجی ها صحبت می کند و به صراحت می گوید: این موضوع را خارجی ها، غربی ها و حتی با همسایه ها در میان گذاشتیم و از جهتی دیگر بگفته شما از پاکستانی ها این کمک را می خواهند و از طرفی می گویند که دفتر قطر را باید آمریکایی ها حمایت کنند. رییس جمهور چه می خواهد؟
تا حد زیادی رییس جهور نگران این وضعیت ها است. مساله قومی هست، این که حکومت افغانستان در این پروسه نقش ندارد و در حقیقت حکومت وسیله ای است که بر اینکه بتواند آقای کرزی اهداف خود را پیش ببرد.
این ها موازاتی است که واقعا نگران کننده است برای آینده صلح در افغانستان اما این نکته را باید دراین نظر گرفت که بعضی ها فکر می کنند اگر ما به همین شکل به پیش برویم در سال 2014 جنگ رخ نمی دهد، من می گویم که این ها کاملا اشتباه می کنند.
جنگ اجتناب پذیر است اگر حال ما به طرف یک صلح درست قدم برنداریم. اگر ما به این فکر باشیم که به همین شکل باید پیش برویم و هر چی که شد، من فکر می کنم که سال 2014 به مراتب بدتر از دوران خروج نیروهای اتحاد شوروی از افغانستان خواهد بود.
آمریکایی ها با طالبان نمی جنگند. جنگ افغانستان را همان طور که جنگ ویتنام را ویتنامی ساختند، جنگ افغانستان را هم جنگ افغانستانی بسازند و حضور این ها در این کشور به صورت حضور سمبلیک باشد و کاری هم به این حرف ها نداشته باشند.
یکی از مسایلی که این ها مطرح کردند این است که ما با طالبان نمی جنگیم بلکه هر گروهی که با القاعده پیوند داشته باشد با آنها می جنگیم و هیچ تعریفی نیست که منظور کدام گروه است در اینجا.
پس این ها می توانند تحت نام گروه هایی که با القاعده پیوند دارد هر کسی ر که خودشان را شامل ساختند در این منطقه آن ر به عنوان دشمن قلمداد کنند که بیشتر می تواند طابان پاکستانی باشد.
و در نتیجه این جنگی که این ها با طالبان پاکستانی می کنند ضربه شان را افغانستانی ها بخورند و از پاکستان دوباره بیایند به افغانستان چنانچه همن حالا هم شاهد مشاهده آن هستیم.
پس نتیجه این می شود که ما دچار یک هرج و مرج پس از سال 2014 خواهیم شد و بنابراین بر ملت افغانستان لازم است که بر آقای کرزی فشار بیاورند که قبل از ما به این مرحله برسیم باید پروسه صلح را به هر شکلی که می شود اگر با اپوزیسیون مذاکره می کنند باید اجازه دهند که این پروسه صلح آغاز شود. هنوز این پروسه اغاز نشده است و ما باید از یک جایی این را آغاز کنیم.
آقای مژده یکی از نکاتی را که شما برای آغاز روند صلح بیان کردید رسیدن رییس جمهور به اهدافش بود. رییس جمهور چه اهدافی را زیر نام این برنامه پیش می برد؟
شما اگر این پروسه صلحی را که شروع شده بود با حزب اسلامی را در نظر بگیرید چرا در طول چندین سال هربار که یک هیات اسلامی به کابل می آمد. من 16 بار را حساب کردم که این ها به کابل آمدند و با کرزی مذاکره کردند.
در حالی که آنها طرح هم داشتند و بسیار مواضع نرم تری هم داشتند چرا این کار امکان پذیر نشد؟ بخاطر اینکه اقای کرزی می گوید شما صلح کنید اما صلحی که من می خواهم. یعنی در کنار من ایستاد شوید و کمر من را شما بسته کنید به عنوان یک رهبر پشتون و پشت سر من بیایید تا من بتوانم در اینجا و در عرصه سیاست افغانستان بازی کنم.
اگر طالبان هم می آید اینها می گویند: طالب بیاید اما نباید با داکتر عبدالله و قانونی بیاید بلکه طالب پشتون است و باید با من یکجا شود، این تصور در ذهن آقای کرزی است اگر پروسه صلح هم هست باید با من پیش برود و نه با دیگران، کرزی قدرت خود را می خواهد و در حقیقت بعد از سال 2014 که از قدرت برکنار می شود یک موقعیتی داشته باشد در منطقه پشتون نشین مانند اقای دوستم که در مناطق ازبک نشین دارد و یا بعضی دوستان که در مناطق هزاره نشین دارند.
این چنین قدرتی را کرزی می خواهد داشته باشد به کمک همین مردم اما امکان پذیر نیست و به نظر من یک محاسبه غلط و اشتباه است و باید هرچه زودتر ما پروسه صلح را آغاز کنیم و در غیر آن وضعیت بسیار خطرناک خواهد شد.
آقای مژده نکته دیگری که پیش تر در سخنان رییس جمهور و در مقاله اش و صحبت هایی که سخنگوی رییس جمهور داشت جالب توجه این است که یک بار دیگر رییس جمهور افغانستان نسبت به اغاز یک مرحله جدید که به عنوان یک نوید تازه برای افغانستان از آن نام برده است یاد کنند و سخنگوی رییس جمهور هم در تازه ترین مورد می گوید: در
نشستی که در پاریس بود طرف طالبان علاقمندی نشان دادند تا با شورای عال صلح افغانستان گفتگو کنند این خوش بینی ها ناشی از چه می شود؟
من فکر می کنم که طالبان به زبان پشتو صحبت کردند و این ها نفهمیدند که گپ شان را نفهمیدند که چه می گویند. طالبان کاملا موضع شان روشن است. طالب یک چیزی گفت از موضع خود بر نمی گردد.
موضع طالبان این است که ما با حکومت افغانستان مذاکره نمی کنیم. حکومت افغانستان یک حکومت دست نشانده است.
اگر این ها بیایند با حکومت افغانستان مذاکره کنند، یان یک حرکت سیاسی نیست یک حرکت ایدیولوژیک است و ما با معیارها یسیاسی نباید این را ببینیم، اولین سوالی که مطرح می شود این است که جنگجویانشان از آنها می پرسند که اگر شما با این دولت مذاکره می کنید به این معنا است که این دولت یک دولت مشروع بوده است پس جنگ ما بر علیه این دولت چیست؟ این جنگ آیا یک بهاوت بوده است یا یک جهاد؟ خوب طبیعی است که ملا عمر باید پاسخگو باشد.
کسانی که در این جریان کشته شدند شهید بودند یا نه؟
این سوال هایی است که هرگز نمی شود جواب داد پس تا اخر هم این ها با حکومت مذاکره نمی کنند. هرکس هم که فکر می کند که یک چیزی به وجود می آید اشتباه می کند.
آقای مژده اکنون اگر بخواهیم در همین مورد رییس جمهور و سخنگویش خوش بین است و حتی سخنگو به صراحت می گوید: طالبان آماده گفتگو با حکومت افغانستان است. چه چیزی م یشود از این گفته ها استنباط کرد؟
یک اصطلاح ما داریم که روی خود را با سیلی سرخ کردن در واقع مصداق این ها است. یعنی در حالی که طرف مقابل این ها به حیث حکومت نمی شناسد این ها می گویند: که فرستادگان باید از ملا عمر خط بیاورند که آیا این ها نماینده ملا عمر هستند یا نه؟
چند نکته را می خواهم بگویم، اول گفته اند که خارجی ها توطیه کردند. سه نشست تا کنون صورت گرفته است.
یکی در کیوتو، کسانی که سازمان دهی کردند یکی از رهبران مسلمانان جاپان بود، این ها مردمی نیستند که هدف دیگری جز صلح در افغانستان را داشته باشند.
نهادی هم که در پاریس این نشست را برگزار کرد یک نهاد تحقیقی بود و سومین نشست که در دبی برگزار شد توسط کسی بود که جایزه نوبل صلح را گرفته بودند و یک نهاد بین المللی و شاخته شده است یعنی این نیست که یک سازمان استخباراتی این کارها را انجام داده باشد و ما بگوییم که این نشست ها توسط آی اس آی اداره شده است. اما ببینید که خود آقای کرزی چه می کند؟ از پاکستانی ها می خواهند که شما طالبان را با زور بیاورید پشت میز مذاکره و از طرفی هم پاکستانی ها نمی گویند که ما نمی کنیم و نمی گویند که ما نمی توانیم و به همین شکل این پروسه را پیش بردند.
بعد هم از قطر درخواست دفتر برای طالبان کردند که شما طالبان را وادار بسازید که بیاید و با ما مذاکره کنند و با دیگران مذاکره نکنند.
دولت قطر گفت: زمانی که طالبان به قطر آمدند به خواست آمریکا بود و این توافق میان طالبان و آمریکا بوده است. ما فقط تسهیل کننده بودیم تا این ها به قطر بیایند و در آنجا نامی از حکومت افغانستان نبود و حال هم ما این کار را نمی توانیم انجام دهیم.
بعد از آن کرزی در سفر به امریکا از اوباما می خواهد که شما امیر و دولت قطر را زیر فشار قرار دهید تا طالبان بیایند با ما مذاکره کنند.
تا جایی که من اطلاع دارم آمریکایی ها با آنها در تماس شدند دولت قطر گفته است که ما نمی توانیم کسی را تحت فشار قرار دهیم تا با چه کسی مذاکره کنند یا با چه کسی مذاکره نکنند.
هر کسی با هر کس دیگر بخواهد مذاکره مند ما هیچ مشکلی نداریم اما ما کسی را تحت فشار قرار داده نمی توانیم. یعنی آقای کرزی می خواهد با زور صلح را بر کسی تحمیل کند؟ این اصلا امکان ندارد.
آقای مژده شما پیشتر اشاره به این داشتید که دیدارهایی که به عنوان دانستن مواضع یکدیگر دایر می شود در کشورهای مختلف بخاطر نزدیکی این موضع گیری ها است. و اگر اشتباه نکنم در بخشی از صحبت هایتان گفتید که در بسیاری موارد نزدیکی موضع گیری ها هم وجود داشته است. می خواستم بدانم در کدام موارد این مواضع همسان بوده است؟
استراتژی جنگ باید به استراتژی صلح مبدل شود. در کنفرانس پاریس این مساله صحبت شد و از نظریات همه این برداشت شد که همه بر این باور هستند که جنگ دیگر راه حل نیست و باید برویم به طرف صلح.
پس این موضوع را حکومت افغانستان، طالبان و امریکایی ها قبول دارند؟
این موضوع را هم طالبان گفتند هم حزب اسلامی و هم اپوزیسیون سیاسی حکومت اسلامی افغانستان که در آنجا بودند، نمایندگان آنها هم گفتند: جنگ دیگر جواب نمی دهد و ما باید برویم به طرف صلح.
نکته دیگر قانون اساسی بود. در قانون اساسی افغانستان یک طرف طالبان بود آنها گفتند ما قانون اساسی را بخطر این قبول نداریم که تاریخ آن غلط است یعنی این قانون اساسی را آمریکایی ساختند و ما نمی خواهیم در تاریخ افغانستان اجازه داده شود که آمریکایی ها بیاید و برای ما قانون اساسی را بسازند.
ما این قانون اساسی را از بنیاد قبول نداریم. اپوزیسیون سیاسی گفتند: قانون سیاسی نیازدارد که تعدیلاتی در آن بیاید اما باید بر اساس قانون و آن چیزی که در قانون اساسی پیش بینی شده است اما در این مورد توافق داشته اند که قانون اساسی نیازمند تعدیل است.
نکته دیگر این که می گفتند، اینکه خارجی ها باید از افغانستان بروند و پایان یافتن دوران اشغال و طرف های مقابل می گفتند: اول باید صلح در افغانستان حاکم شود و بعد خارجی ها از افغانستان خارج شوند.
آنها می گفتند: حضور خارجی ها در افغانستان سبب جنگ است. تا این ها باشند صلح نمی شود، بنابراین در اینجا هم نوعی نزدیکی وجود داشت که حضور خارجی ها در صورتی که صلح بیاید ضرورت نیست.
نکته دیگر حکومتی که مورد قبول همه، چیزی که مطرح شد این بود که حکومتی باید بوجود بیاید که مورد قبول همه باشد. هیچ کس نمی تواند به صورت انحصاری در افغانستان حکومت کند و قدرت را به دست داشته باشد یعنی در آینده هیچ گروه یا قومی به صورت انحصاری بر افغانستان حکومت نکند.
موضوع دیگر حکومت موقت بود. گفته شد که باید یک حکومت موقت بهوجود بیاید تا انتخابات را سرپرستی کند. نه این حکومت آقای کرزی که در انتخابات تقلب خواهند کرد و ما بعد از انتخابات شاهد وضع بدتری باشیم.
به همین دلیل بعد از کنفرانس پاریس اقای احمد ضیا مسعود مساله حکومت موقت را مطرح می کند.
داستان دنباله دار صلح تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
ما در افغانستان زندگی می کنیم. افغانستان سرزمینی است که مجاهد است، طالب است، مفکوره های مختلف است و هر کس نظری دارد.
اما زمانی که می خواهیم به طرف صلح برویم ما نمی توانیم بگوییم که نظر ما را دیگران باید قبول کنند و به این شکل صلح به افغانستان بیاید.
مجبور هستیم که یک قسمت از نظریات خود را نادیده بگیریم و قبول کنیم بر اینکه طرف مقابل هم یک قسمت از نظریات خود را تعدیل کنند تا به تفاهم برسیم.
اگر من بگویم که همین قانون اساسی که هست را باید همه قبول کنند معنایش جنگی است که تا ابد ادامه دارد در این کشور. ما باید قبول کنیم که صلح یکه از راه جنگ طی ده ها سال جنگ به این کشور نیامد از راه مذاکره می آید. تفاهم ایجاب می کند که یک چیزی را بدهیم تا یک چیزی را به دست اوریم.
بنابراین ما نمی توانیم بگوییم که این خطوط قرمز است و هرکس این خطوط قرمز را قبول نکرد صلح پایدار در جنگ افغانستان نمی اید این معنا ندارد.
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.