خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
تجاوز شوروی و بد بختی های بعد از آن

حمله شوروی به افغانستان چنان یک حادثه بزرگ بود که تمام جهان را به لرزه در آورد و با مقاومت مردم مسلمان افغانستان و عکس العمل های قدرت های بزرگ رو برو شد که از جمله جیمی کارتر در آن زمان ریئس جمهور ایالات متحده آمریکا بود تعلیق قرار داد سالت 3 را به مجلس سنا پیشنهاد نمود.
زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه
حمله شوروی به افغانستان چنان یک حادثه بزرگ بود که تمام جهان را به لرزه در آورد و با مقاومت مردم مسلمان افغانستان و عکس العمل های قدرت های بزرگ رو برو شد که از جمله جیمی کارتر در آن زمان ریئس جمهور ایالات متحده آمریکا بود تعلیق قرار داد سالت 3 را به مجلس سنا پیشنهاد نمود، شورای امنیت سازمان ملل متحد طی یک جلسه فوری این امر را محکوم نموده و خواستار خروج بدون قید و شرط نیروهای شوروی از افغانستان گردید، سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی در کشور عربستان طی یک جلسه بر ضد نیروهای شوروی و ببرک کارمل اعلان جهاد صادر نمود و کشورهای کمونیستی مثل چین، یوگوسلاوی و رومانی این اقدام نیروهای قشون سرخ را تقبیح نمودند و بعد از تجاوز در صدد خروج از افغانستان گردیدند، ارتش سرخ در اوایل سال 1988 میلادی پلان خروج خویش را از افغانستان گرفتند و این در زمانی بود که سازمان ملل متحد در تلاش گفتگوی فراگیر که همه جناح ها اعم از مجاهدین، دولت پاکستان، ایالات متحده آمریکا و دولت داکتر نجیب الله در آن سهم داشته باشد، که آخرین عسکر این ارتش در سال 1989 از افغانستان خارج گردید.
سوال اساسی اینجا که چرا به افغانستان حمله نمودند؟ و چه منافع برای ارتش قشون سرخ وجود داشت ؟
در این زمان دقیقاً وقتی بود که جنگ سرد بین دو بلوک شرق و غرب جریان داشت هر کدام از قدرتهای بزرگ در صدد این بود تا بتواند در منطقه نفوذ بیشتر داشته باشد و افغانستان هم کشور است که با کشورهای مثل ایران، پاکستان، آسیایی میانه و چین هم سرحد می باشد و برای هرکدام این قدرتها هم استیراتیژیک داشت، از طرف دیگر با روی کار آمدن نظام اسلامی در کشور ایران قشون سرخ یک تحدید برای خود حس می کرد که مبادا با ایدیولوژی اسلامی کشورهای آسیانه میانه در آستانه سقوط قرار بگیرد وبه فکر نفوذ دوباره آمریکا بالای جمهوری اسلامی ایران هم بود که مبادا دوباره حمله نماید و افغانستان را یک پایگاه خوب در منطقه انتخاب نمود.
با تجاوزقشون سرخ و باداران شان در افغانستان خسارت های زیادی را به مردم افغانستان وارد ساخت که مردم امنیت و رفا مردم افغانستان از بین رفت و هر کسی که طرفدار و یا از اعضای حزب شان نبود به زندان انداخته شد و با روحانیون و عقاید مردم بازی صورت گرفت، میلیونها مردم کشته و زخمی گردیده، میلیونها مردم دیگر معلول گشت، صد ها هزار خانواده مهاجر گردیدند.
کودتای ثور سرآغاز سر آغاز انقلابی اعلام شد که باید جامعه افغانی را از ریشه دیگر گون می کرد، شعار نان، کالا، خانه، برابری و عدالت در درو دیوار همه جا نقش بسته بود، نور محمد ترکی در نخستین بیانیه اش ضمن توزیع خطوط اساسی وظایف دولت جدید از آغاز تحول جدید در جامعه سخن گفت: «قیام انقلابی هفتم ثور در حقیقت انقلاب پیروزمند خلق افغانستان است، نه یک کودتا» اصلاحات رژیم بر سه اصل استوار بود تحکیم دولت، اصلاحات ارضی و مبارزه با بی سوادی اتکا داشت، ظاهراً به رژیم امکان میداد تا به کمک یک دولت قوی و ارتش مجهز و وفادار، از مخالفت با انقلاب جلوگیری کرده، میلیونها دهقان را به حمایت از دولت فراخوانده و با گسترش ایدیولوژی جدید، حیطه نفوذ روحانیون را محدود کند[1]
مخالفتها تنها محدود به واکنش علیه شیوه اجرای اصلاحات اجتماعی و اقتصادی نبود، تصمیم دولت در مورد تغییر پرچم سه رنگ تاریخی افغانستان به پرچم سرخ که سمبول کمونیسم بشمار میرفت تعویض و نشان دولتی محراب و منبر به کلمه خلق که این اصلاحات رژیم خلق علی رغم نیاز جدی جامعه افغانی به تغییر و دگرگونی، از نظر بارنت روبین دانشمند و محقق آمریکایی که مسایل افغانستان را دنبال می کند، آن نوع اصلاحات نبود که افغانستان به آن نیاز داشت، چرا که این اصلاحاتی بود اجباری و مغایر اعتقادات مردم: «اینها اصلاحاتی بود که بسیاری آرزو می کردند به مردم فقیر کشور که در روستاها زندگی می کردند کمک کند و سر انجام همین مردم فقیری که در روستاها بسر میبردند همراه با عده ای از رهبران سنتی مخصوصاً رهبران مذهبی شان علیه اجرای این اصلاحات بپا خاستند و مردم افغانستان از حیث تفکر آنقدر عقب مانده نبودند که ضرورت این اصلاحات را درک نکنند. من فکر می کنم که برای اجرای بسیاری از اصلاحات در افغانستان نه تنها از جانب روستاییان فقیر بلکه از سوی بسیاری از روحانیون که لزوم تغییرات را احساس می کردند و حتی بعضی از رهبران قبیله ای حمایت کافی وجود داشت. اما آنها نمی توانستند از این نوع اصلاحات اجباری حمایت کنند که نحوه ای اجرای آن طوری بود که فقط به حل مشکلات محدود نمی شد، بلکه با بعض از اعتقادات عمیق آنها مخصوصاً با اسلام مقابله می کرد[2]
با خروج قشون از افغانستان خسارت سنگین به دولت شوروی وارد گردید که نیم از سربازان شان در افغانستان تلف گردید و از نظر اقتصادی و سیاسی اعتبار خود را از دست داد و بعد از این تاریخ زوال سقوط دولت کمونیزم در شوروی به وجود آمد و یک قطبی شدن جهان به میان آمد و دیگر شوروی سابق تحدید برای آمریکا در منطقه بحیث یک قدرت بزرگ وجود نداشت.
دولت افغانستان بعد از خروج این قشون باز نتوانست به انسجام یک دولت واحد و صلح و امنیت در افغانستان دست یابد، هر چند داکتر نجیب به واگذاری قدرت به مجاهدین موافقه نکرد که داکتر نجیب از یک طرف نمی توانست بالای مجاهدین اعتبار نماید زیرا که اینها در پشاور نمی تواند بین خود در تقسیم قدرت توافق نماید و چگونه می تواند در افغانستان زمام حکومت را بدست بیاورد و از طرف دیگر هنوز داکتر نجیب به کمک اقتصادی و سیاسی اتحاد جماهیر شوروی امیدوار بود در صدد حفظ قدرت به نفع حزب خود ادامه داد.[3]
بعد از سقوط داکتر نجیب الله مجاهدین نتوانست یک حکومت فراگیر و واحد اسلامی را به وجود بیاورد، عدم دور اندیشی مجاهدین و مداخله کشورهای بیرونی مجاهدین صحنه را به جنگ های سیاسی کشاندند، جنرال حمید گل ریئس استخبارات پاکستان می گوید که طرح یک حکومت فراگیر به معنای آن بود که از اثرات پیروزی محروم سازد و پاکستان با این کار مخالف بود[4] ایالات متحده آمریکا آمریکا با کمک اقتصادی و به مجاهدین ادامه داد ولی پاکستان علاقمند حکومت مجاهدین در افغانستان بود ولی ایالات متحده آمریکا بدست گرفتن قدرت توسط مجاهدین مخالف بود و خواستار بدست گرفتن قدرت توسط شاه سابق افغانستان محمدظاهر شاه و تکنوکرات ها بود و پاکستان با بدست گرفتن قدرت توسط اینها مخالف بود از ورود ظاهر شاه به پاکستان جلوگیری صورت گرفت.
مجاهدین بعد از سقوط حکومت داکتر نجیب بخاطر بدست آوردن قدرت بالای هم افتادند و دوباره کشور را در گیر یک جنگ خانمانسوز که خسارات غیر قابل جبران را به مردم افغانستان وارد کردند که تباهی آن تا امروز ادامه دارد. هزارها مردم بیگناه کشته، زخمی و معلول گردید و هزارها افغان مهاجر گردید و تمام تاسیسات اقتصادی افغانستان از بین رفت، کارخانه جات و صنایع به یغما برده و تا هنوز بد بختی های جنگ های داخلی در افغانستان وجود دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] طنین، محمد ظاهر، افغانستان در قرن بیستم، تهران، چاپ اول 1384، ص 239
[2] همان اثر ص 240-241
[3] مبارز، عبدالحمید، حقایق و تحلیل وقایع سیاسی افغانستان، ص 39
[4] همان اثر ص 344
* احمدعلی "فرزاد"
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.