خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
فلسفه شب قدر و سابقه آن در ادیان و ملل دیگر

خداوند متعال علاوه بر سوره قدر که فضیلت شب قدر و نزول ملائکه و ... را میرساند، در سوره دخان این شب را که شب نزول قرآن کریم نیز هست چنین وصف میکند:
زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">خداوند متعال علاوه بر سوره قدر که فضیلت شب قدر و نزول ملائکه و ... را میرساند، در سوره دخان این شب را که شب نزول قرآن کریم نیز هست چنین وصف میکند: </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">ما قرآن را در شبی مبارک فرستادیم در شبی که مقدرات الهی از سوی خدای حکیم در هر امر و حادثهای مشخص میگردد و این امری از سوی ما و رحمتی است که ما بر بندگان خویش میفرستیم.[1] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">و با نگاهی به روایات اسلامی به خوبی روشن میشود که شب قدر در امتهای پیشین نیز بوده است و البته باید گفت به خاطر فضیلت پیامبر اسلام بر همه انبیاء و نیز نزول قرآن کریم در این شب، فضیلت و اهمیت شب قدر در اسلام نمود بیشتری پیدا کرده است. در روایتی از امام علیه السلام میخوانیم: </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">خداوند شب قدر را در آغاز آفرینش دنیا و آن گاه که اولین نبی و اولین وصی را آفرید، پدید آورد و در حقیقت چنین اراده کرده است که در هر سال شبی باشد که در آن تفسیر امور تا سال آینده نازل شود و هر کسی که این حقیقت را انکار کند خدا را درباره علمش رد کرده است، زیرا پیامبران الهی قیام نمیکنند مگر آنکه درچنین شبی به آنها حجت داده شود. آری بخدا سوگند آدم نمرد مگر آنکه بر او وصی بود و بر هر یک از پیامبران بعد از آدم در این شب [قدر] امر خدا میآمد تا آن را به وصی بعد از خود واگذارد، برتری ایمان کسی که به همهی «اِنّا اَنْزلنا» و تفسیرش ایمان بیاورد بر کسی که چون او نیست مانند برتری انسان بر حیوانات است.[2] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">در روایت دیگری آمده است ابوذر غفاری از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ پرسید: آیا شب قدر فقط در عهد پیامبران بوده و پس از آنها از بین میرود؟ فرمود: نه چنین است، بلکه تا روز قیامت باقی است.[3] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">در روایت دیگری نیز از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده که فرمودند: حضرت موسی در مناجاتی عرضه داشتند: پروردگارا قربت را خواهانم، خداوند فرمود: در بیداری شب قدر است. عرض کرد: رحمتت را خواستارم، فرمود: در رحم کردن بر بینوایان در شب قدر است، گفت: خدایا جواز عبور از صراط را میخواهم پاسخ آمد در شب قدر صدقه ده. خدایا بهشت و نعمتهایش را میخواهم، فرمود: در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است. عرضه داشت: نجات از آتش دوزخ، خدا فرمود: استغفار در شب قدر. در پایان گفت: خدایا رضایتت را میطلبم، فرمود: در شب قدر نماز بگذار.[4] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">در تورات و انجیل موجود شبی به نام قدر وجود ندارد اما به جای آن شب مقدس با اعمال مخصوص دارد که به شب و عید فصح یا فطیر معروف است که حضرت موسی در این شب بنیاسرائیل را به کارهایی وا میداشتند و این شب مقارن است با چند روز روزه گرفتن که شباهتهایی به شب قدر دارد.[5] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">در مسیحیت نیز این شب مقدس شمرده میشد و درباور آنها چون عیسی آخرین شامش را در این شب خورد و فردایش به صلیب کشیده شد و سپس زنده گشته به آسمان رفت، لذا از تقدس ویژهای برخوردار شد و امروز به نام عشاء ربانی یا شام آخر از اهمیت ویژهای در جامعه مسیحیت برخوردار است.[6] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">اما در این ادیان این شب را شب قدر نمیدانند بلکه با نامهای همچون عید فصح، شب پسح یا عید فطیر معروف است و نتیجه این که هر چند با نگاه به روایات اسلامی شب قدر از اول خلقت عالم امکان، بوده ولی در کتابهای مقدس یهود و مسیح اثری از عنوان شب قدر دیده نشده و ممکن است علت آن تحریفهای موجود در این کتابها باشد و یا اینکه چون زبان اصلی کتاب مقدس عبری بوده شاید لفظ قدر معنای دیگری داشته است. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">به هر حال در آثاری که از یهودیت و مسیحیت در دسترس است شبی به نام قدر وجود ندارد یا حداقل ما پیدا نکردیم. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">----------------------------------------------------------------------------------- </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[1] . برگرفته از آیات ، 6 ـ 3 سوره دخان. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[2] . کلینی، محمد ، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 هـ . ش، ج 1، ص 250 ، روایت 7. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[3] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، ج 25، ص 97 ، ب3. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[4] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت 1409 هـ . ق، ج 8 ، ص 20، ب 1 ، حدیث 10019. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[5] . رک: کتاب مقدس، انگلیس، ایلام، 2002 م، عهد قدیم، سفر تثنیه، ب2، ، ش 7، و سفر خروج ب 12 ، ش 12 به بعدو سفر لاویان ب23. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[6] . همان، عهد جدید، انجیل یوحنا، ب 2 ش 12 به بعد و ب 11 ، ش 55، و اول قرنتیان ب 5، ش 7 ، ب 11، ش 20. </div>
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.