خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
حمایت از اشرف غنی بزرگترین اشتباه بود

آصف آشنا یکی از اعضای اصلی حزب حق وعدالت که داعیه دار تفکر و عملکرد فراقومی است، در اعتراض به تصامیم سیاسی این حزب لب به سخن گشوده در کنار افشاگری پیرامون تشتت و پراکندگی در این حزب به حمایت از اشرف غنی احمدزی نیز اعتراض دارد.
زمان تقریبی مطالعه: 21 دقیقه
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"><span style="font-size: 12px;">آصف آشنا یکی از اعضای اصلی حزب حق وعدالت که داعیه دار تفکر و عملکرد فراقومی است، در اعتراض به تصامیم سیاسی این حزب لب به سخن گشوده در کنار افشاگری پیرامون تشتت و پراکندگی در این حزب به حمایت از اشرف غنی احمدزی نیز اعتراض دارد.</span></div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">وی طی مصاحبه ای با روزنامه اطلاعات افشاگری خود را اینگونه آغاز کرد: حزب حق و عدالت خوب شروع کرد. خوب پیش رفت. اما در لحظه تصمیم گیری در مورد انتخابات، دچار لغزش شد. اصولا ما باید نامزد معرفی میکردیم که نتوانستیم، اما برای حمایت از یک نامزد، به باور من، ما در مسالهی انتخابات دچار دو کوتاهی شدیم؛ یکی اینکه نامزد ارایه نکردیم، چون ما اگر نامزد معرفی میکردیم، برنامهی ما و نامزد ما در بین نامزدانی امروز، بدون شک در ردهی رقیبان برتر محاسبه میشد. ما این کوتاهی را کردیم و ریسک نتوانستیم؛ درست محاسبه نکردیم و درست تیمسازی نکردیم و اطمینان جدی هم از بحث تأمین مصارف مالیاش نداشتیم. ولی در حمایت از نامزد مورد نظر حزب، باور من این است که ما عجله کردیم و درست تصمیم نگرفتیم.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">و کوتاهی دوم چه بود؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">کوتاهی دوم، کوتاهی در قبال ارزشها و تعهدات مندرج در مرامنامهی حزب بود؛ ما عجله کردیم و تیمی را، نامزدی را حمایت کردیم که به باور من، در خیلی از جاها ما نمیتوانیم هر دو را با هم جمع کنیم، هم ارزشهای مرامنامهی حزب و هم وضعیتی که در این تکت وجود دارد و ترکیبی که وجود دارد و دیدگاه و تفکر و عملکردی که در این تکت وجود دارد، اینها را با هم همزاد قبول کنیم. ما نمیتوانیم این همخوانی بین خود و تیمی که به آن پیوستهایم را پیدا کنیم، حداقل باور من و شمار قابل ملاحظه از همکاران، اعضا و هواداران حزب همین است. به همین دلیل، من به عنوان عضو هیأت رهبری حزب، باور دارم که در این تصمیم ما شتابزده بود؛ دقیق عمل نکردیم و به عنوان یکی از اشتباههای سیاسی این حزب در کارنامهی آن که تاریخ در موردش قضاوت کند، همین است.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">عملکردی که اخیرا از سوی دکتر اشرف غنی احمدزی اتفاق افتاد و معاون اولشان، آقای جنرال دوستم، در یک مانور انتخاباتی قبل از وقت، گذشته از اینکه خلاف قواعد و مقررات مبارزات انتخاباتی بود، آنچه در این نمایش به اجرا گذاشته شد، حداقل برای من تکان دهنده بود، هم با توجه به ارزشهای مندرج در مرامنامهی حزب و هم به عنوان یک کنشگر جوان سیاسی در افغانستان که برای آیندهی افغانستان با تلاش و امیدواری بسیار کار میکنم.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">آقای غنی و معاون اولشان آمدند با منطق بسیار ضعیف و نادرست، با استدلال بسیار پایین، با ادبیات سیاسی بسیار نامناسب و ادبیات کوچه استدلال کرد و گفت، هر کس از مناظره میترسد، بیاید «بزکشی» کند.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">حوزهی سیاست و مبارزات دموکراتیک و مطالبات حقخواهانهی مردم افغانستان، حوزهی بزکشی نیست، برای من حداقل. توقعی که داشتم این بود که وقتی آقای احمدزی به عنوان یک شخصیت آکادمیک و تحصیلکرده، صحبت میکند، ادبیاتش در خور نسل من و معیارهای نسل من باشد.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">دوم، باورهای ارزشی که در این مانور به نمایش گذاشتند، برای من تکان دهنده بود؛ اینکه ما بیاییم از یک طرف از تعهد خود به دموکراسی صحبت کنیم، از یک طرف از تعهد خود به قانون اساسی افغانستان و ارزشهای مندرج در این قانون صحبت کنیم و از اصل برگزاری انتخابات در قانون اساسی افغانستان به عنوان یک ارزش صحبت کنیم، اما وقتی این ارزش به اجرا گذاشته میشود، بیاییم و شعار بدهیم که اگر رقیب ما در انتخابات پیروز شد، افغانستان تجزیه میشود؛ این منطق برای من نه تنها قابل دفاع و توجیه نیست که تکاندهنده است.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">برای من وقتی هر نامزدی بیاید با این منطق وارد مبارزات انتخاباتی شود، یک رویکرد تباری و اتنیکی یا قومی به مسالهی قدرت و سیاست در افغانستان معنا میشود. به همین دلیل است که میگویم در حمایت ما از آقای غنی، ارزشهای مرامی حق و عدالت نقض میشوند. این نوع رویکرد و این نوع استدلال در مبارزات انتخاباتی در وضعیت شکنندهی افغانستان، با توجه به تجربههای تلخ منازعهی قدرت و جنگ قدرت در افغانستان، برای افغانستان خطرناک است. این خلاف قانون اساسی است که ما بگوییم، اگر رقیب ما پیروز شد، افغانستان تجزیه میشود.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">باور من این است که چنین رویکردی اتفاقی نیست؛ از یک بحث بسیار پالوده شده، حساب شده و مهندسی شده میآید. اینکه ما احساسات قومی و تباری را برای استفاده بردن از انتخابات باید در آستانهی انتخابات تحریک کنیم، هم در انتخاباتهای قبلی ما این را تجربه کردیم و هم متأسفانه حالا کم کم با همین نوع نمایشی که آقای احمدزی از خود به اجرا گذاشت.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">برای من فهم چنین رویکردی، فهم تباری به مسالهی قدرت، سیاست و انتخابات است و عملکردی است که با ارزشهای مرامی ما و تعهدی که ما به دموکراسی برای عبور از رویکرد قومی به مسالهی قدرت و سیاست داریم، در تطابق نیست. به همین دلیل، من اعتراض دارم و این اعتراض خود را در یک نامه با شورای رهبری حزب حق و عدالت شریک کردم و پاسخ قناعتبخش و قابل قبولی نتوانستم بگیرم، که حداقل مرا قناعت بدهند که با این حمایت و با این رفتن ما حیثیت و ارزشهای مرامی حزب را آسیبپذیر نساختهایم.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">شما اعتراض نامه ای را به هیات رهبری حزب حق و عدالت فرستادهاید؛ در آن نامه اعتراضی به هیات رهبری حزب حق و عدالت مشخصاً چه نوشتید؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">من در آن نامه به سکوت دکتر اشرف غنی احمدزی به عنوان یک نامزد انتخابات در مورد توافقنامهی امنیتی اشاره کردم. به این دلیل که حزب حق و عدالت از اولین جرگهی مشورتی رییس جمهور در قبال تعین تکلیف روی سند همکاریهای استراتژیک با آمریکا، پشت سلامت روابط و همکاریهای استراتژیک بین ایالات متحده و دولت افغانستان، ایستاد بود ومن برای این ایستادگی در درون حزب استدلال کردم و بسیار تلاش کردهام و در این موضع ایستادگی کردهام. ما جمعاً نزدیک به ده تا اعلامیه دادیم در این مدت که هربار رابطهی افغانستان و آمریکا بر سر پیمان همکاریهای استراتژیک، توافقنامهی امنیتی، حملات شب و مبارزه با تروریزم هنگام دچار تنش شده، همیشه موضعگیری کردهایم و حمایت آمریکا و حضور قانونمند و مشروع آنان براساس توافقنامهی امنیتی یا سند همکاریهای استراتژیک که باید امضا شود، برای خلق یک ضمات یا حفظ ثبات پس از انتخابات یا دهه تحول ایستاد شدهایم. اما نامزدی را که ما از او حمایت میکردیم در قبال پیمان امنیتی سکوت کرده و موضعش را اعلام نکرده است.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">در هیمن راستا، من در یکی از رسانهها نامهی سرگشاده به نامزدان ساکت منتشر کردم و از آنها خواستم که به عنوان یک نیاز مبرم ملی برای امضای توافقنامهی امنیتی، سکوت خود را بشکند یا حداقل موضع خود را روشن کند تا ما بفهمیم که آیا اینها به در د رهبری کشور میخورد یا خیر؟ مخاطب اول من در این نامه آقای اشرف غنی بود که سکوت کرد.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">همکارانم در درون حزب این نامه را خواندند، اما سکوت کردند و همواره مرا وعده دادند که این موضوع هفتهی بعد و هفتهی بعدتر حل میشود، که نشد. همیشه استدلال میشد که ما نباید در همین مقطع حتا اگر موضعگیریهای اصولی داشته باشیم و این موضعگیریهای اصولی منجر به عصبانیت رییس جمهورشود، موضع بگیریم و رییس جمهور را ناراحت و عصبانی کنیم. این نوع استدلال برای من قابل قبول و منطقی نیست. نامزدی که با پیشفرض مراجعه به آرای مردم خود را نامزد کرده و اصل مشروعیت خود را از نامزدیاش از درون قانون اساسی و قانون انتخابات میگیرد، اما وقتی بحث پیروزی در میان میآید، انتظار همکاریهای تعریف نشده رییس جمهور را داشته باشد و از اصل مخالفت رییس جمهور بترسد؛ وقتی حزب من ازش حمایت میکند و تازمانی که این سکوت نشکسته، حزب من با اشرف غنی قابل جمع نیست. چون من نمیفهمم که آقای غنی از روی بیباوری نسبت به این پیمان سکوت کرده یا به دلیل مصلحتهای سیاسی (آنچه که همکاران من در درون حزب استدلال میکنند) سکوت کرده است. که من فکر میکنم در ستترش این است که آقای غنی به دلیل هراسِ که از قطع حمایت رییس جمهور دارد، سکوت کرده است. چون استدلالی که آنان میکنند نشان میدهد که تنها شانس پیروزی برایشان حمایت رییس جمهور است. برای من این نوع استدلال هم از جانب غنی درست نیست و هم از جانب حزب حق و عدالت.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">واقعیت این است که ما باید به مساله دموکراسی در افغانستان و مساله اصل سلامت انتخابات اعتراف بکنیم. هم نامزدان باید اعتراف بکند، هم رهبران سیاسی و همچنان مردم به عنوان رای دهندگان باید اعتراف بکند. نامزدی که خود را نامزد میکند واقعیت الزامی این است که مردم به او رای میدهد و او بایستی با آرای مردم پیروز شود. از اینرو تأکید براینکه ما باید عصبانیت رییس جمهور را در نظرداشته باشیم و خاطر نازک رییس جمهور را ملاحظه داشتن، برای من توجیه ندارد، مگر اینکه ما دموکراسی باور نداشته باشیم و با پیش فرض و چشمداشت به اعطای رای میلیونی رییس جمهور به میدان آمده باشیم. وقتی اینها استدلال میکنند در درون حزب که ما باید عصبانیت رییس جمهور را دور بزنیم و از اینرو ناگزیریم سکوت اشرف غنی را تحمل بکنیم، همین است که ما به دموکراسی باور نداریم و باید خود را از همین اکنون آماده کنیم برای تقلب در انتخابات و گرفتن رای تقلبی میلیونی رییس جمهور.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">بحث دیگر این است که حزب حق و عدالت بارها وقتی مساله زندانیها خبرساز شده، موضع ما موضع خیلی درست بوده. ما اعلام کرده ایم که هیچ شهروندی افغانستان نباید بدون طی مراحل عدلی و قضایی، در زندان باشد. وقتی پای زندانیان طالبان در میان بود، حزب حق عدالت همیشه در موضع درست ایستاد بود، اما اشرف غنی در قبال رهایی این زندانیان سکوت کرد. من تلاش کردم که سکوت در این مورد باید شکسته شود و ما باید نگرانیهایی را که در قبال مساله ثبات و تهدیدات امنیت افغانستان از همین حالا با مردم در میان بگذاریم و تهدیدی که قرار است فردا بزرگ شود و در مقابل افغانستان بلند شود، امروز ما باید آن را خفه کنیم و از بین ببریم. وقتی در این زمینه هم سکوت اتخاد شد، ارزیابیهایم نشان داد که در این تکت انتخاباتی یک تعهد سیاسی کلان نسبت به بحثهای بزرگ که زیرمجموعهی اصل الزامیت دموکراسی، الزامیت قانون اساسی بیاید و آینده محور باشد و این تعهد منافع تمام افغانستان را به عنوان شهروندان مساوی در قبال قانون اساسی کشور و حقوق و وجایب قانونی آنان را اعمال کند، چنین چیزی وجود ندارد. همچنان عواملی دیگری نیز بود که برای من به عنوان کنشگر سیاسی قابل قبول نبود و از اینرو تصمیم گرفتم که با این نامزد در انتخابات نروم.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">با وجود اینکه اشرف غنی در قبال توافقنامهی امنیتی و رهایی زندانیان بگرام سکوت کرد، اما سایر نامزدان انتخابات نیز برسر این مساله سکوت کردند، بناءً آیا این سکوت میتواند دلیل اصلی وقانع کننده برای سلب حمایت از اشرف غنی باشد؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">بزرگترین دلیل عدم تعهد این تیم به دموکراسی است که مانور سیاسی آنان نشان داد. اینکه رویکرد تباری نسبت به مسایل سیاسی دارد. آنان صریحاً اعلام میکنند که اگر ما به پیروزی نرسیم، افغانستان تجزیه میشود. این نوع رویکرد فقط از دل رویکرد تباری و قومی نسبت به سیاست و قدرت تراوش میکند. بسیاری از آنانی که با من سخن و رابطه دارند که شامل دوستان فیسبوکی یا آنانی که با آنها همکلام میشوم، بزرگترین سوالشان هنوز از من این است که چطور این نوع مانور واین نوع فکر را توجیه میکنی که اگر حریف به پیروزی رسید افغانستان تجزیه میشود؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">آنچه را که شما رویکرد تباری به قدرت و سیاست عنوان کردید و آن را به عنوان نقص جدی این ستاد عنوان کردید، حرفهای جنرال دوستم بود، آیا اشرف غنی هم چنین میاندیشد؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">من فکر نمیکنم وقتی ستاد انتخاباتی واحد از نفر اول، دوم و سوم تشکیل شده، با دو نوع دیدگاه به انتخابات مراجعه کند. درست که این کلمات از زبان دوستم رسانه ای شد، اما اگر اشرف غنی موافق و باورمند به این نوع فکر نمیبود و منفعت خود را به این نوع فکر نداند، باید در همان تریبون نقد و اصلاح میکرد و میگفت که ما باورمند به این نوع فکر نیستیم و بحث تجزیهی افغانستان را رد میکرد. اما آنها این را به عنوان یک مانور قدرت سیاسی اجرا کردند. و برای مردم افغانستان معنیاش این بود که اگر داکر عبدالله به عنوان رقیب آقای غنی به پیروزی برسد، افغانستان تجزیه میشود. من فکر میکنم این فکر نه اساس دارد، نه منطق و نه با روح قانون اساسی تطابق دارد. توقع من از همکارانم در حزب و از آقای غنی به عنوان یک نامزد مطرح در انتخابات سال آینده این است که به الزامات دموکراسی اعتراف کنند. حتا در صورتی که رقیبش پیروزشد، بیاید از پیروزی او حمایت کند به پاس پیروی از قانون اساسی افغانستان واحترام گذاشتن به دموکراسی و نهادینه سازی دموکراسی، با او کابینه بسازند. نه اینکه اگر حریف ما پیروز شد افغانستان تجزیه میشود.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">اگر بیایم آقای اشرف غنی احمدزی را به عنوان فردی که نامزد انتخابات ریاست جمهوری است، به عنوان یک شخص و فرد معنا کنم، میتوانم بگویم که برایم من آقای غنی به عنوان یک شخصیت تحصیلکرده و اکادمیک در حوزهی خودش قابل احترام است، اما وقتی به عنوان یک نامزد ریاست جمهوری در وضعیتی قرار ندارد که از پس دشواریهای دولتداری و حکومتداری خوب برآمده بتواند. چرا؟ آقای غنی بیش از هفتاد سال عمر دارد، عمر و انرژی خود را زندگی کرده و سپری کرده است. توانایی، انرژی و قوت کار خود را به زندگی پس داده است. بر مبنای همین معیارها اطلاعات که من از آقای اشرف غنی دارم و انرژی را که در او میبینم، انرژی نیست که از پس مدیریت این وضعیت بحرانی برآید و به نیازهای کشور پاسخگو باشد. همچنان آمادگیهای روانی، تحمل و بردباری در گفتگوهای چالشساز سیاست کشور در وجودش نیست، در یک گفتگوی کوتاه 10 یا 15 دقیقهای چندین بار عصبانی میشود. گفتگو را از وضعیت عادی و نورمالش به سطح پرخاش و تشنج میکشاند. وقتی در سیاست نتوانیم درست گفتگو کنیم، پسلرزهی آن تنش و منازعه است. به همین دلیل فکر و تصور میکنم آقای غنی با همین وضعیت عصبی و روانی و کهولت سنی اگر رییس جمهور افغانستان شود، به نظر من، ارگ ریاست جمهوری بیهیچ تردیدی به یک کانون از پرخاش و تشنج تبدل میشود. ما بار دیگر نمیتوانیم از فرصتها درست استفاده کنیم. باور من این است که حزب حق و عدالت در این حمایت، با به قدرت رساندن چنین ویژگی، افغانستان را با یک بحران دیگر مواجه میکند، ولی استدلالهایی را که دوستانم دارند، این است که آقای غنی نسبت به سه و چهار سال گذشته وضعیتش خوبتر شده و میزان تحمل و مدارایش بیشتر شده، استدلالشان برایم این است که تو در حال حاضر غنی را میبینی از او این قدر شکایت داری، وای برحال ما که چند سال با این شخص کار کردیم و در مقطعهی که سقف تشنج و عصبانیتش بسیار بالا بود با او گذراندیم. تمام آنها به این اعتراف میکنند، ولی همزمان کمکاش میکنند که غنی رییس جمهور آینده کشور شود، یکی از نکتههای که مرا همیشه نگران کرده است. اما آنچه که شناخت از اشرف غنی و از متفکر بودن دارم؛ آقای غنی را به عنوان دومین متفکر جهانی قبول ندارم. به دلیل اینکه تفکر را نمیشود اول قالب زد و سنجید که اول و یا دوم است. ممکن میزان کتابهای که چاپ شده یک متفکر را به رسمیت بشناسیم اما اینکه جنس تفکر چه است، شناخت ما از تفکر چه است، بناءً ما داریم مبالغه میکنیم، ما داریم با دورغ همیشه شخصیت سازی میکنیم، شخصیت پرورده شده با استدلالهای دورغین را همیشه حاکم میکنیم بر وضعیت افغانستان و به همین دلیل افغانستان پیشرفت نداشته است. ما امروزه صدیق افغان هم به عنوان یک متفکر بزرگ جهان در کشور مطرح است، برای من و شناختی که از فلسفه و تفکر دارم که بسیار ابتدایی است، اینها به همین شناخت همسازگار نیست، قابل دفاع نیست که ما آقای غنی را دومین متفکر بزرگ جهان بگویم، به باور من یک اصطلاح دورغ است. اما آقای غنی یکی از کسانی هست که 27 سال پیش مدرک دکتری در یک رشتهی گرفته اما اینکه آن دکتری امروز چقدر آبدیت و بروز هست، این هنوز سوال دارد.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">آقای آشنا، اینکه شما بپذیرید یا نه، حتا اگر این دورغ یا حقیقت باشد، برخی رسانههای بینالمللی به آقای غنی این تخلص را دادهاند، اگر فرض کنیم این یک دورغ باشد، دلیل و معیارهایی که اشرف غنی در سایتها به عنوان متفکر معرفی شده، چه است؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">استدلالهای دوستان خود را در این مورد دارم و همیشه این بحث را به پرسش و چالش کشیدم، این حرف درست نیست و ما نباید تلاش کنیم که با دورغ شخصیت سازی کنیم، دورغ پرورده شده در قالب یک شخصیت بر افغانستان حاکم بسازیم، آقای غنی را من به عنوان یک آدم متخصص که دکتری دارد قبول دارم، اما در مورد اینکه دکترا در چه حد و با معیارهای علمی امروز همخانی دارد، هنوز شک دارم.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">من نمیگویم که بهتر و یا بدتر است، بحث من، نگرانی در مورد سلامت انتخابات و دموکراسی است. آنچه آقای غنی در یک مانور انتخاباتی قبل از وقت به نمایش گذاشت، با روحیه دموکرسی و انتخابات سازگاری ندارد.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">ما از یک گذشته قابل قبول به طرف آینده نمیآیم، از یک گذشته بسیار متشنج، تلخ و تکان دهنده به طرف آینده میرویم، به همین دلیل برای من خصوصیتهای فردی که که رییس جمهور میشود مهم هست، یک رییس جمهور باید در ایت کنترول وضعیت را داشته باشد، حوصله مندیاش را داشته باشد. اما، تا جای که بحث برنامه در میان است، من در برنامه و باور آقای غنی موارد را میبینم که برایم نگران کننده است. بخصوص رویکرد شان به معضلهی کوچی و دهنشین. آقای غنی معروف به کسی است که گذشته کوچیگری دارد. برای همین است که نمیتواند احساساتش را در قبال معضلهی کوچی و دهنشین کنترول کند. برنامهی آقای غنی در قبال کوچیها این است که سبک کوچیگری را مدرن بسازد، این در حالی است که قانون اساسی کشور به اسکان کوچیها حکم میکند. گذشته از معضلهی کوچی و دهنشین، دلیل این حکم قانون اساسی میتواند این باشد که دیگر هیچشهروند زن در افغانستان در صحرا زایمان نکند. که کودکان افغانستان پشت شتر، بز و گوسفند عمرشان را خاک نکند. کودکان، جوانان و زنان باید در س بخوانند. به این همین دلیل دستور قانون اساسی کشور در قبال کوچیها برای من بسیار مهم است. اما برنامه را که آقای غنی در قبال کوچیها دارد، برای من زیاد قابل دفاع نیست. انتظار ما این بود که آقای غنی طرح خوبی را در قبال اسکان چگونی کوچیها ارایه کند. نه طرحی برای حمل و انتقال مدرن کوچیها. برای من این نوع نگاه آقای غنی بیباوری جنابشان به دستور قانون اساسی در قبال کوچیها را نشان میدهد.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">اگر فرض کنیم که دلیل قطع حمایت شما از نامزدی اشرف غنی احمدزی، به خاطر عدم همخوانی ارزشهای مرامی حزب شما و برنامههای ستاد انتخاباتی احمدزی بوده است، در این صورت از میان هیأت رهبری حزب حق و عدالت و اعضای این حزب، چه کسانی با شما همراه است یا اعتراض دارد؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">صف معترضین در درون حزب در سطح اعضای هیأت رهبری و شورای رهبری حزب کتلهی قابل ملاحظه است، ما مجمع عمومی را هنوز دایر نکردهایم. به همین دلیل، نمیتوانیم استناد کنیم به نظریات مجمع عمومی حزب. از درون شورای مرکزی تعداد از اعضای ما قبلاً به شماری از تیمهای انتخاباتی پیوستهاند. تعدادی با ستاد انتخاباتی زلمی رسول، تعدادی از اعضای رهبری با گل آغا شیرزی. یعنی اعتراض من نخستین و آخرین نیستم. تفاوت کار من با دیگران این است که آنان وقتی تلاشهایشان به نتیجه نرسیدند، خاموشانه با قبول شکست در مقابل استدلالهایی که برای حمایت از آقای غنی وجود دارند، به تیمهای دیگر پیوستند. بحث من سلامت حزب است و پاسداری از ارزشهای حزب و پاسخ گفتن به توقع و انتظارات اعضا و هواداران حزب. بالاخره حق همهی اعضای حزب است که بفهمد حزب در مورد حمایت از آقای غنی نگاه یک دست و همآهنگ ندارد. اعتراض من در واقع تلاش برای خلق یک فرهنگ سالم حزبداری در افغانستان، وقتی احزاب ساخته میشود تعهدها و ارزشهای که روی کاغد گرد میآورند، فعالیت سیاسیشان هم متناسب با تعهدهای قبلیشان انجام شود. چیزی که در حال حاضر کمتر به آن توجه میشود. بناءً شجاعانه ایستاد شدهام. میدانم این تلاش در پیشگاه قضاوت تاریخ در قبال کارنامهی حزب حق و عدالت درج تاریخ میشود.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">کسانی که از هیأت رهبری حزب حق و عدالت رفتهاند، مشصخاً کیها اند و در عین حال کسانی که با شما قرار است این اعتراض را بلند کنند، کیها اند؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">قبلاً در حد شایعات در رسانهها مطرح شد، متأسفانه این شایعهها درست بودند و هست. به همین دلیل، نیاز نیست که دوباره از آنها نام ببرم، اما اینکه چه تعدادی از درون حزب حق و عدالت بامن همنوایی خواهند کرد، به دو نکته بر میگردد.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">یکی به مساله جرأت و شهامت آنها در قبال ایستادگی به اصول ارزشهای حزب؛ دوم، مساله رویکردشان با واقعیتهای سیاسی. یکتعداد ممکن است که مدارا و گذشت کنند، بر اصلاح این کجیهای کنونی در آینده چشم بندند و ادامه بدهند. اما من فکر میکنم که اگر کجیها را در لحظهی که اتفاق میافتد جلوگیری نشود، کجیها برزگ و ادامه پیدا میکند. مشخصا ضمانت نمیکنم که چه تعداد نفر مرا همراهی میکنند اما در هفتههای گذشته همکارانم در درون کمیتهی اجرایی در این اعتراض با من همنوا بودند، ولی فعالیتهای درون حزبی بالاخره به جایی کشیده شدند که فکر میکنم یک تعدادشان مدارا خواهند کرد.</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">آقای آشنا، با توجه به اینکه فعالیتهای رسانهای شما در این حزب چشمگیر بود و فعالیتهای رسانهای شما یک معقولیت در حزب حق و عدالت برای نسل جوان کشور خلق کرده بود، خیلیها امیدوار بودند که حق و عدالت یک حزب فراقومی و در عین حال صاحب برنامه و طرح در کشور است؛ حالا چطور مردم اطمینان بکنند که رفتن شما از کنار اشرف غنی احمدزی و در عین حال اعتراض شما نسبت به عملکرد حزب، یک معاملهی انتخاباتی و سیاسی نباشد؟</div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">طبعاً چین سوالهای خلق میشوند، اما برای اینکه ما محک بزنیم، کدام درست است، باید به اعتراض من بر عملکرد و وضعیت این تیم انتخاباتی نگاه کنیم. اعتراض من فراتر از یک تعامل سیاسی برای بریدن از این تیم و پیوستن به یک تیم دیگر انجام میشود. برنامهی من در قبال انتخابات، تلاش برای حفظ سلامت این روند بزرگ ملی است. انتخابات یک بخشش مربوط میشود به کمیسیون مستقل انتخابات، آنچه را من میبینم، به دلیل سطح پایین اعتماد سیاسی بر بیطرفی کمیسیون مستقل انتخابات و تجربههای نادرست قبلی، نگرانیهای جدی همهی تیمها در مورد بیطرفی و استقلالیت کمیسیون مستقل انتخابات کشور وجود دارد، حالا همهی مسایل انتخابات مربوط نمیشود به کمیسیون مستقل انتخابات؛ بلکه بخش عظیم از مسایل انتخابات به برنامهها و چگونگی و عملکرد نامزدان ریاست جمهوری و ستادهای مبارزات تیمهای انتخاباتی بر میگردد. من، نگران این هستم که اگر نامزدان مسوولانه به مبارزات انتخاباتی نروند و بجای ارایه برنامههای سازنده به تازه کردن در دهای گذشته بیپردازند، فرصت رفتن به فردای بهتر را از دست خواهیم داد. به همین دلیل، پیشنهاد من این است و تلاش خواهد کردم در هفتههای پیشرو که شورای همکاری نامزدان انتخاباتی ریاست جمهوری ایجاد شود، همهی نامزدان باید تعهد کنند که این شورا را باید شکل دهند. در ضمن شورای همکاری نامزدان، نامزدان باید به همدیگر تعهد کنند. یک، مبازرات انتخاباتی را سالم پیش میبرند و در مبارزات انتخاباتی به طرف زخمها و نادرستیهای گذشته نمیرود؛ دو، باید تعهد کنند که سلامت انتخابات را نقض نمیکنند. شورای همکاری نامزدان میتواند تلاش مؤثر برای حفظ سلامت انتخابات باشد.</div>
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.